آلودگی های محیط زیست- کشاورزی

پیوندها
طراح قالب
بسم الله الرحمن الرحيم
اَللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرجَ والعافیه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خیر اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه
مکاتب آمایش سرزمین در جهان در تاريخ چهارشنبه دوم شهریور 1390

مقدمه :

تعریف آمایش سرزمین

آمایش که اسم مصدر آمودن یا آماییدن است، بنا بر فرهنگهاي مختلف لغات، معانی گوناگونی دارد که آراسته کردن در این رابطه مصداق پیدا میکند.

ولی در اصطلاح به معنای

تعیین توان بالقوه و شایستگی اراضی یا به عبارت دیگر(تعیین مطلوبترین نوع بهروری ازآنهاست).

به عبارت دیگر(آمایش )فرایندی است که زیبندگی هر نوع استفاده ای را برای هر بخشی از سرزمین با توجه به قابلیتهای آن نشان می دهد.

پوتی اوژن کلودیوس یکی از متخصصان برنامه ریزی ناحیه ای فرانسه آمایش سرزمین را اینگونه تعریف می کند:

آمایش سرزمین، هدف توزیع بهتر جمعیت در ارتباط با منابع طبیعی و فعالیتهای اقتصادی را دنبال می کند.این تلاش به منظور اهداف کاملاٌ اقتصادی نیست و رفاه و توسعه کامل ظرفیتهای بالقوه جمعیت را در نظر دارد.

تعریف مهندسین مشاور ستیران (1355)

آمایش سزمین عبارت است از برنامه ریزی و سازمان دادن نحوه اشغال فضا و تعیین محل سکونت انسانها و محل فعالیتها و تجهیزات و همچنین کنشهای بین عوامل گوناگون نظام اجتماعی – اقتصادی.

چگونگی پیدایش آمایش سرزمین

پس از ظهور انسان بر روی زمین با توجه و تکیه بر نیروی عقل و تفکر خود به عنوان اشرف مخلوقات شروع به یاد گیری و استفاده از طبیعت کرد.

کم کم کشاورزی را آموخت و پس از آن صنعت را.و بدین ترتیب استفاده ی بی حدوحصرش با توجه به طمع     سیری ناپذیرش از طبیعت و منابع طبیعی رو به ازدیاد نهاد تا جاییکه خیلی لز جنگلها نابود ، خاک تخریب ، آلودگیها افزایش ،گرسنگی جهانی و ...شد. و اینچنین انسان با مشکلات بسیاری مواجه شد.

خوشبختانه انسان متمدن به فکر چاره جویی افتاده است. از اواخر قرن میلادي گذشته انسان به این نکته پی برد که براي آنکه بخواهد بهره برداري با صرفه اقتصادي و مستمر از سرزمین داشته باشد، بهتر است که روند بهره برداري را در یک چارچوب برنامه ریزي شده به نام طرح مدیریت به اجرا گذارد (مالوترا 1980 ) . از آن زمان بتدریج طرحهاي جنگلداري، مرتعداري، شهرسازي و مدیریت شهر و شهرك، مدیریت کشاورزي، دامداري، دامپروري، مدیریت شیلات و آبزي پروري، پارکداري و مدیریت توسعه در جهان پا گرفت(کوکز 1985. )

تا شروع جنگ دوم جهانی، با وجود گذشت شصت سال از تهیه، تدوین و اجراي طرحهاي مدیریت سرزمین، باز هم دیده شد که آن طور که شایسته است مشکل برطرف نشده است.

پس از جنگ دوم جهانی ،ادامه داشتن فقر کشاورزان ،هدر رفتگی منابع طبیعی و ضایع شدن محیط زیست دلیلی شد برای چاره جویی جهت رفع مشکلات. انسان پی برد براي آنکه بتواند جلوي فقر و ضایع شدن سرزمین را بگیرد باید به همراه طبیعت حرکت و از سرزمین به اندازه توان یا پتانسیل تولیدي آن بهره وري نماید. چنین فکري مقدمه اي شد براي آمایش سرزمین یا برنامه ریزي منطقه اي، استفاده از اراضی و اینگونه شد که آمایش سرزمین در جهان شکل گرفت.

 

دلایل استفاده از مکاتب مختلف آمایش سرزمین در جهان

برنامه ریزی فضایی، یعنی برنامه ریزی که سروکار آنها با سرزمین – فضا یا جغرافیا است، در سراسر جهان عمومیت دارد.اما این عمومیت به معنای شکل و محتوای یکسان نیست.

 ویژگی مشترک برنامه های فضایی در جهان  فضایی بودن  آن است

 

تفاوتهای برنامه ریزی فضایی در جهان

1 – تجربجه های تاریخی متفاوت

2 – نوع حکومت

3 – میزان توسعه یافتگی

4 – دیدگاههای سیاسی

5 – تفاوتهای جغرافیایی

دلایل فوق باعث شده اند که آمایش سرزمین به شکلهای مختلفی در کشورها انجام شود.

مکاتب آمایش سرزمین

 

آمایش سرزمین در جهان بر اساس دو مکتب یا زوش صورت می گیرد

1 – مکتب اروپایی (فرانسوی )

2 – مکتب انگلو ساکسون

 

مکتب اروپایی (فرانسوی )

پیدایش مکتب اروپایی

اصطلاح آمایش سرزمین برای اولین بار در سال 1949 میلادی بوسیله فرانسوی ها برای حل مشکلات اقتصادی مانند تعدیل تمرکز(تمرکز زدایی از پاریس )  و توزیع بهینه فعالیتها متناسب با قابیلت نواحی بکار رفت.

 

اساس مکتب اروپایی بر حسب اطلاعات اقتصادی و اجتماعی استوار است.

برنامه ریزی(plani fication ) در مکتب اروپایی به معنای برنامه ریزی توسعه اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی است. به عبارت دیگر برنامه چهارچو ب سیاستهای اقتصادی و بودجه ای آن کشور را برای چند سال آینده رقم می زند.

در این مکتب آمایش سرزمین نوعی سیاست برای اصلاح نا هم ترازی های اقتصادی سرزمین است، که از طریق دخالت در توزیع جغرافیایی بنگاهها و تجهیزات تحقق می یابد.

آمایش سرزمین مجموعه ای از اقدام های مقامات دولتی و عمومی است که برای ایجاد تحول در سامان اقتصادی سرزمین، در جهتی که مطلوب شناخته شده، به موقع اجرا گذاشته شوند.

در مکتب اروپایی قالب اصلی آمایش سرزمین منطقه است که البته بیشتر در جهت حمایت از توسعه اقتصادی آنها است.و برنامه های کالبدی اساسا محدود به طرحهای شهرسازی محلی است.

 

2 - مکتب انگلو ساکسون

به دلیل ناکارآمدی مکتب اروپایی در اجرای برنامه های همه جانبه آمایش در جهان و اینکه همه پارامترها را در نظر نمی گرفت در اواخر دهه 1950و اوایل دهه 1960 مکتب جدیدی بنام مکتب انگلو ساکسون بوجود آمد که به ارزیابی همه جانبه سرزمین با هماهنگی چهار پارامتر توان اکولوژیکی، تکنولوژی، نیروی انسانی و منابع مالی می پردازد.

در این مکتب از اسناد ترسیمی و نقشه های فراوان استفاده می شود.

 

این روش به مساله چگونگی کاربری زمین ها و منابع طبیعی و حفاظت محیط زیست می پردازد.

در مکتب انگلو ساکسون برنامه ریزی در معنای عام، نظم دادن به اقدامهایی است که قرار است در آینده انجام گیرد.

برنامه ریزی همان برنامه ریزی کالبدی یا فیزیکی برای استفاده از فضا یا در نقشه جای دادن کاربری های گوناگون است.

در ان مکتب آمایش سرزمین سلسه مراتبی از برنامه های کالبدی با هدف دستیابی سازماندهی مطلوب فضا است و این برنامه ها چهارچوب اقدامهای مقامات عمومی سطوح گوناگون را تشکیل می دهد.  

 

پیشگامان آمایش سرزمین در جهان با مکتب انگلو ساکسون

 

پیشگامان اجراي برنامه همه جانبه و تمرکز یافته آمایش سرزمین در جهان، )باهماهنگی چهار پارامتر توان اکولوژیکی، تکنولوژي، نیروي انسانی و منابع مالی( استرالیا و کانادا و در رده بعدي هلند هستند که در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 اقدام به تأسیس دفتر آمایش سرزمین کرده و اینک تمامی مراحل آن را گذرانده اند. یعنی به طور دقیق میدانند که توان سرزمینهاي آنها براي استفاده مختلف انسان و توسعه چگونه است. جمع آوري اطلاعات موجود از سرزمین و برنامه ریزي براي اجراي پروژه هاي بهره وري سرزمین در این کشورها تا حد کامپیوتري کردن جمع آوري، جمع بندي و تجزیه و تحلیل و اندوختن اطلاعات و نقشه ها به پیش رفته است، یعنی هر گونه اطلاعات در مورد اجراي پروژه هاي بهره وري را در هر نقطه کشور سریعا میتوانند در اختیار استفاده کنندگان قرار دهند.

 

اهداف آمایش سرزمین

آمایش سرزمین در شکلهای مختلف به منظور تامین اهداف معینی انجام می شود که مهمترین آنها  به شرح زیر است .

1-                 توزیع بهتر و هماهنگ فعالیتها در فضاها ، تناسب ویژگیها و داده های محیطی

2-                 استقرار مستمر جمعیت در حد تناسب خود بر روی فضا

3-                 جلوگیری از حرکت مکانی نابجای جمعیتها

4-                 کاربرد تدابیر لازم در تثبیت جغرافیایی جمعیتهای مهاجر

5-                 کاهش تباین و اختلافات محیطی و اصلاح و بهسازی و بازسازی مکانهای نامطلوب و به اصطلاح ناپذیرای جغرافیایی

اهداف آمایش سرزمین در ایران

آمایش سرزمین در ایران برای تنظیم رابطه بین انسان ، فضا و فعالیتهای انسان در فضا انجام می شود.

هدف از تنظیم این رایطه :

1-     بهره برداری منطقی ار کلیه امکانات به منظور بهبود وضعیت مادی و معنوی اجتماع بر اساس ارزشهای اعتقادی و توجه به سوابق فرهنگی ، ابزار علم و تجربه در طول زمان است.

2-                 تاکید بر دیدگاه فضایی (مکانی ، جغرافیایی) در برنامه ریزی توسعه که آرمان این دیدگاه

الف) – توزیع و تقسیم جمعیت و فعالیتهای عمرانی در پهنه ی سرزمین

ب ) – اجرای راهبرد بهزیستی برای فرد و جامعه

ج) – استفاده مطلوب از منابع طبیعی و نیروی انسانی در جهت کفایت اقتصادی و اجتماعی است.

آمایش سرزمین  با مکتب اروپایی

از جمله کشورهایی که اساس آمایش سرزمین در آنها بر اساس مکتب اروپایی می باشد می توان به کشورهای فرانسه،دانمارک ،ایتالیا، اسپانیا ، پرتغال، هند و چین اشاره کرد.

 

آمایش سرزمین در کشور فرانسه

کشور فرانسه با مساحتی بیش از 547 هزار کیلومتر مربع کمی بیشتر از یک سوم ایران وسعت دارد. 33 درصد خاك این کشور را عرصه هاي قابل کشت تشکیل میدهد. براساس سرشماري سال2001 میلادي جمعیت این کشور بالغ بر 59551000 نفر است و تراکم نسبی آن 109 نفر در کیلومتر مربع است. رشد جمعیت 37 در هزار است. کشور فرانسه واجد 22 منطقه یا استان، 96 دپارتمان یا شهرستان و 36553 کمون یا بخش است. با احتساب سرزمینهاي ماوراء دریاها، این کشور شامل مناطق گویان، گوادلوپ، مارتینیک و رئونیون) داراي 26 منطقه، 100 دپارتمان و 36666 کمون( است.

آمایش سرزمین در فرانسه با برنامه نوسازی و تجهیز (1947 – 1953 ) آغاز میشود که برای ترمیم خرابی های جنگ دوم جهانی تدارک دیده شده بود.

 

رویداد مهم تاریخی آمایش فرانسه تاسیس داتار (نمایندگی دولت برای آمایش سرزمین و اقدام های منطقه ای ) در سال 1963 است. با تاسیس داتار آمایش سرزمین رونق و وسعت خاصی یافت.

در آغاز برنامه آمایش سرزمین تنها در تمرکز زدایی صنعتی خلاصه می شد.در اواخر دهه 1960 فعالیت آمایش بخشهای خدمات ، ادارات دولتی ، پژوهش و آموزشی را نیز در بر گرفت.

افول امایش سرزمین در فرانسه از سالهای بعد از 1975یعنی سالهای بحران اقتصادی آغاز شد و تا اوایل سالهای دهه 1990 ادامه داشت.

در سال 1994 لایحه ای تقدیم مجلس ملی شد.این لایحه تحت عنوان( قانون سمت گیری برای آمایش سرزمین ) در تاریخ 4 فوریه سال 1995 به تصویب رسید.

دراین قانون هدف کلی فرانسه 2020 می باشد.

بطورکلی آمایش سرزمین در کشور فرانسه بر اساس جهت گیریهای اجتماعی و اقتصادی می باشد. که با طرحهای فضایی – برنامه ریزی استفاده از سرزمین در بسیاری کشورهای اروپایی فرق دارد.

با این حال نباید تصور کرد که در آمایش سرزمین فرانسه، نقشه و طرحهای کالبدی (فیزیکی ) وجود ندارد.

در سال 1988 داتار مجموعه ای از نقشه های آمایش سرزمین را با عنوان (اطلس آمایش سرزمین ) انتشار داد.ولی غالب این نقشه ها حالت شماتیک داشت و به چگونگی کاربری زمین نمی پرداختند.

هنگامی که داتار در سال 1963 ، تأسیس شد این موسسه زیر نظر نخست وزیري فعالیت میکرد تا اینکه از سال  1967 به این سو در حدود پانزده بار وابستگی این تشکیلات به دولت دستخوش تغییر شده است.

ا ز سال 2002 تا حال این مؤسسه زیر نظر وزارت وظایف عمومی، اصلاح دولت و آمایش سرزمین اداره میشود.

بر این اساس آمایش سرزمین هرگز نتوانسته جای مشخصی را در نظام حکومتی فرانسه بیابد و همواره در تغییر دولتها موضوع کشمکش و چانه زنی میان افراد و گروههای گوناگون بوده است.

 

 

جایگاه داتار در نظام حکومتی

هنگامی که داتار در سال 1963 ، تأسیس شد این موسسه زیر نظر نخست وزیري فعالیت میکرد تا اینکه از سال  1967 به این سو در حدود پانزده بار وابستگی این تشکیلات به دولت دستخوش تغییر شده است.

ا ز سال 2002 تا حال این مؤسسه زیر نظر وزارت وظایف عمومی، اصلاح دولت و آمایش سرزمین اداره میشود.

بر این اساس آمایش سرزمین هرگز نتوانسته جای مشخصی را در نظام حکومتی فرانسه بیابد و همواره در تغییر دولتها موضوع کشمکش و چانه زنی میان افراد و گروههای گوناگون بوده است.

 

برخی فعالیتهای آمایش سرزمین در فرانسه از آغاز تاکنون

کلودیوس پتی در سال 1950 مدیریت آمایش سرزمین را در وزارت بازسازی تاسیس کرد.

تاسیس داتار در سال 1963که وظیفه متعادل ساختن فرانسه یا طرح های بین وزارتخانه ای به عهده آن گذاشته     شد.

-  انتخاب هشت متروپل متعادل کننده در سال 1963 با هدف تعدیل گسترش شهر پاریس و تقویت ارتباطات میان شهري و حمایت از مناطق روستایی

  - شروع سیاستهاي احداث شهرهاي جدید از سال 1970 به بعد.

 - اجراي برنامه هاي آمایش روستایی از سال 1970

 - سیاستگزاري در خصوص شهرهاي با مقیاس متوسط از سال 1973

 - تأسیس کنسرواتوار نواحی ساحلی کشور در سال 1975

- اجراي قانون تمرکززدایی بر پایه اصل عدم تابعیت اجتماعات سرزمینی از یکدیگر از سال 1982

همچنین انعقاد قراردادهاي پنج ساله میان حکومت مرکزي و مناطق با هدف سازماندهی کاربریها در این بازه زمانی توسط مؤسسه داتار تنظیم و منعقد میشود که به نوعی چارهاندیشی در تعریف و ایجاد مشاغل جدید نیز تلقی میگردد. همچنین داتار مخاطب اصلی اتحادیه اروپا در طرح تشخیص نواحی مشمول کمکهاي اروپایی است. این طرح با این هدف در اتحادیه اروپا ارایه گردید که بدین طریق اختلاف و فاصله ایجاد شده ناشی از عدم توسعه متوازن در مناطق مختلف کشورهاي عضو امور (Master Plan) اتحادیه اروپا به حداقل رسانده شود.

داتار همچنین در تهیه طرحهاي هادي زیربنایی نظیرآزاد راهها، احداث دانشگاهها و سازمانها نیز به نوعی مشارکت داشته است.

تشکیلات آمایش سرزمین فرانسه

 

سازمانهاي متعددي در سطوح مختلف ملی، منطقهاي و محلی به نحوي از انحاء در زمینه آمایش سرزمین تأثیر گذارند. این سازمانها جدا از روساي قواي کشور، مجالس، داتار و شوراهاي کشور معرفی میشوند:

 

- کمیته بین وزارتخانهاي آمایش و توسعه سرزمین : : (CIADT

این کمیته به ریاست نخست وزیر و مشارکت وزراي مرتبط با امر آمایش سرزمین کشور، مقامهاي محلی، اقتصادي، کشاورزي، بودجه، ترابري، محیط زیست و سایر بخشهاي مرتبط تشکیل میگردد.

 

- کمیساریاي برنامه :

این سازمان از سال 1946 به فعالیت مشغول است. که وظیفه آن این طور تعریف شده است:

کمیساریا مفهوم آمایش سرزمین را بررسی کرده، نتایج و یافته هاي خود را در قالب برنامه هاي توسعه » اقتصادي و اجتماعی » می گنجاند.

شوراي ملی آمایش و توسعه سرزمین

شورایی ویژه آمایش سرزمین است.که بجز نخست وزیر که رئیس آن است ، 52 عضو دیگر دارد.

جایگاه سکونتگاهها در برنامه ریزي آمایش سرزمین کشور فرانسه

 

با آنکه سابقه فرانسه در آمایش سرزمین بیش از نیم قرن است و اقدامهای متنوعی نیز در چهارچوب این شیوه ی برنامه ریزی انجام گرفته است، اما تنها برخی از آنها فعالیت هایی است که به طور متعارف موضوع برنامه ریزی کالبدی / فضایی یا آمایش سرزمین است.

و در طول زمان ضمن تداوم ، برخی از مواضع اولیه، هدفها و راهبردهای آمایش سرزمین دائماً در حال تحول بوده که سیاست شهرها در فرانسه یکی از مصادیق می باشد.

 

الف- متروپلهاي تعادل:

در دهۀ 1960 در راستاي برنامه پنجم فرانسه، سیاستی با عنوان شبکه یا استخوانبندي شهري با هدف تعیین متروپلهاي تعدیل کننده توسعه و کنترل رشد بی ضابطه شهر پاریس مطرح شد.

 

هدف از ایجاد متروپلهای تعادل:

1-     رقابت میان این مادر شهرها و پاریس

2-     ایجاد شبکه شهری سطح منطقه ای

براساس این سیاست میباید افزایش جمعیت شهري فرانسه به شهرهاي بزرگ منطقه اي یا متروپل هاي تعدیل کننده و رشد جمعیت پاریس به شهرهای جدید پیرامون آن منتقل شود.

در اجرای این سیاست نخستین گام تشخیص شهرهایی بود که می توانستند نقش متروپل های تعادل را بر عهده گیرند.

روش انتخاب متروپل های تعادل:

الف – در سطح بالای شبکه شهر

ب -  در سطح منطقه ای

برای تشخیص مراکزی که بتوانند مدیریت زندگی اقتصادی و اجتماعی یک حوزه نفوذ منطقه ای و فرا منطقه ای را بر عهده بگیرند ،ده معیار در خصوص تجهیزات شهري و سه معیار براي تشخیص حوزه نفوذ آنها در نظر گرفته شد.

ده معیار تجهیزات شهري عبارت بودند از :

-1  اهمیت جمعیت بخش سوم  )خدمات ( قدر مطلق و درصد.

-2  شماره عمده فروشان در  8 فعالیت مهم مورد نظر .

-3  وجود تجارتهاي نادر یا تخصصی  (حداکثر27 نوع )

-4  شبکه بانکی (شعب بانکهاي بزرگ ملی )

-5  دفتر مرکزي شرکتهاي بزرگ.

  شمار مشاغل نادر (حداکثر 22 حرفه (

-7  سازمانهاي دولتی یا حوزه فعالیت فراتر از دپارتمان .

-8  مؤسسات آموزش عالی.

-9  تجهیزات درمانی بیمارستانی.

 -10 مؤسسات فرهنگی، هنري و ورزشی  (شامل: تئاتر، سینما، فستیوال، مراکز هنرهاي نمایشی و

انجمنهاي ورزشی )

 

سه معیار نفوذ خارجی شهر نیز عبارت بودند از :

-1  « قدرت فرماندهی » معادل عده مزد و حقوق بگیران بیرون شهر که تابع مراکز تصمیم گیري شهر هستند.

-2  جاذبه یا وسعت حوزه نفوذ : نقشه حوزة نفوذ که بسیار شبیه حوزه نفوذ بر حسب قانون ریلی است.

-3 جمعیت حوزه نفوذ.

به هر یک از سیزده معیار نمرهاي از صفر تا چهار داده میشود. جمع کل نمرات هر شهر پیشنهادي در چهار گروه به شرح ذیل طبقه بندي میشود:

گروه

امتیاز

A

40  <

B

40 – 30

C

24 -  18

D

20  - 12

پس از پایان مراحل شناسایی و تعیین شهرهاي با توان بالا در مجموع هشت شهر حایز شرایط تبدیل شدن به متروپلهاي تعدیل کننده شناخته شدند. این شهرها با اتکا به نظریه قطبهاي اقتصادي فرانسواپرو فرض این بود که این شهرها میتوانند :

-1  در برابر پاریس عرض اندام کرده و توسعه را به سود خود متعادل کنند.

 -2 با متمرکز کردن فعالیت هاي صنعتی، خدماتی و زیرساختها، توسعه را در مناطق پیرامون خود اشاعه دهند.

هشت شهري که در مراحل ابتدایی معرفی گردیدند عبارت بودند از: 1- لیل- روبه- تورکون 2- نانسی- متس- تیونویل 3- استراسبورگ 4- لیون- سنت اتین- گرنول 5- مارسی- اکسی آن پرووانس- دلتاي رون 6- تولوز 7- بوردو 8- نانت- سن نازر .

لازم به ذکر است در سال 1970 چهار شهر دیگر به نامهاي ) دیژون ( ،(کلرمون فراِن )، (رِن ) و ( نیس) به فهرست هشت شهر قبلی افزوده شد .

 

ب -  تعیین شهرهاي با رسالت منطقه اي

 

در این سطح هدف تشخیص شهرهای با رسالت منطقه ای و کمتر ود که برای این منظور معیارهای بیشتر و ظریفتری، جمعاً 20 معیار بکار گرفته شد.(7 معیارعلاوه بر 13 معیار بالا)

هفت معیار دیگر عبارت بودند از:

-1  جمعیت کل و جمعیت شاغل در بخش دوم یعنی صنعت .

-2  تجارتهاي نادر در سطح منطقه اي.

-3  مشاغل نادر در سطح منطقه اي.

-4  اتاق بازرگانی.

-5  ارتباطات هوایی، شبکه ریلی و جاده اي.

-6  مؤسسات آموزشی.

-7  مؤسسات فرهنگی، هنري و ورزشی در مقیاس منطقه اي.

به هر یک از بیست معیار نمره ای (امتیازی) از 0 تا 5 و وزنی (جمع اوزان100بود) داده شد.در نتیجه جمع نمرات به جای آنکه حداکثر 100 باشد بیشتر شد. وزن همه ی معیارها یکسان نبود.شهرها  برحسب جمع امتیاز در چهار گروه به شرح ذیل دسته بندي شدند:

 

 -1 متروپل هاي منطقه اي بیش از 450 امتیاز.

-2  مراکز منطقه اي تمام عیار از 380 تا 449 امتیاز .

-3  شهرها با کارکرد منطقه اي ناقص از 277 تا 379 امتیاز.

-4  مراکز دپارتمانی از 220 تا 276 امتیاز. (این گروه خود به سه زیر گروه تقسیم میشود که به مراتب شهر- روستا تقسیم میشود.

ب - سیاست احداث شهرها جدید :

علاوه بر سیاست متروپل های تعدیل کننده در دورا ن برنامه چهارم (1965 – 1962 ) رشد سریع شهر موجب شد که سیاست شهرهای جدید در دوران پنجم (1970 – 1966 ) مطرح شود.

سیاست احداث شهرهای جدید در سال 1965 بیشتر اثربحران مسکن آن سالها و چشم انداز جمعیت شهری بود.

سیاست شهرهای جدید ابزار خوبی برای مدیریت فضا بود.شهرهای جدید این امکان را فراهم آورد که شهرهای بزرگ به صورت ( لکه روغن ) پخش نشوند و ضمن حفظ وحدت بازار کار در مجموعه شهری، فاصله ای میان بافت قدیم و جدید ایجاد شود.

 

لازمه ی موفقیت این برنامه توسعه چشمگیر شبکه ترابری میان مراکز قدیمی و شهرهای جدید بود.شبکه سریع   منطقه ای معروف به RER  در منطقه پاریس و مترو در برخی نقاط دیگر مانند شهر لیل از مصادیق شبکه ترابری هستند.

 

دیگر سیاستهای شهری آمایش سرزمین در فرانسه

 

از دیگر سیاستهای شهری آمایش سرزمین در فرانسه علاوه بر سیاست متروپل های تعادل و شهرهای جدید می توان  موارد ذیل را نام برد.

1-     سیاست شهرهای میانه

2-     سیاست شهرهای کوچک و بلوک ها

3-     سیاست نواحی حساس و باز پویا سازی شهری

4-     پیراشهرنشینی    

آینده نگري درباره فرانسه در سال 2020

 

می دانیم آمایش سرزمین آینده نگری جغرافیایی است و هدف تنها تجسم آینده نیست بلکه در عین حال شکل دادن به آینده و تعریف مسیراقدامهای دولت نیز است.

یعنی هدف تنها معطوف به ترسیم آینده های ممکن نیست بلکه معنا دادن به آن و بسیج نیروها هم هست.

داتار در تهیه طرح آمایش سرزمین فرانسه برای افق 2020 بحث هایی را در 3 مرحله عنوان کرده است:

1-                 در مرحله نخست « نقاط تنش » مهم آینده بر شمرده می شود.

2-                 سپس فرصت ها و تهدید های سرزمینی تشریح می شود.

3-                 سرانجام چهار سناریوی اکتشافی متضاد، که هریک تصویری از آینده است ارائه و یکی از آنها که از نظر داتار سناریوی مطلوبی است، پیشنهاد می شود.

بدین طریق ار طریق بررسی گرایش ها، تهدید ها، فرصت ها و گسست هایی که از هم اکنون خطوط اصلی آنها قابل تمیز است، می توان چالشهایی را که طی دو دهه آینده در برابر آمایش سرزمین قرار دارد تشخیص داد.

 

طرحهای کالبدی / فضایی (آمایش سرزمین ) در هندوستان و چین

در بسیاری کشورهای آسیایی برنامه ریزی سرزمیین تنها از نوع برنامه ریزی های توسعه ی اقتصادی و اجتماعی است.

در کشور چین موضوع برنامه ریزی سرزمینی امر جدیدی است و از دهه 1980 به بعد مرسوم شده است.و موضوع آن استفاده کارآمد از منابع طبیعی و انسانی است.

چكيده اي در خصوص برنامه ريزي آمايش در دانمارك

 

 آمايش  سرزمین در دانمارک در چهار سطح ملي، منطقه اي، شهري و محلي انجام می شود.و عمدتاً آمايش كل سرزمين را با نگاه اقتصادي، اجتماعي و جغرافيايي تدوين نموده و با تفكيك آن براي زيربخشهاي اقتصادي انجام شده

 است.

در سند  آمایش سرزمین دانمارک، راهبردهاي برنامه ريزي شهري شامل موارد زير عنوان گرديده است.

 

-1  ارزيابي از ميزان توسعه شهري

-2  ارزيابي وضعيت اجراي آخرين برنامه تدوين شده

-3  راهبردهاي توسعه با در نظر گرفتن چشم انداز توسعه و فعاليتهاي اولويت دار

 -4 تصميماتي براي آن دسته از برنامه هاي توسعه اي كه نياز به بازنگري دارند.

 

مهمترين برنامه عمومي آمايشي تدوين شد ه براي برنامه ريزي محلي را مي توان در انتقال مناطق روستايي شامل "Arhus" به مناطق شهري عنوان نمود . نمونه اي از راهبردهاي اشاره شده در سند آمایش سرزمین براي شهر موارد  زير است :

 

-         برنامه اي براي بازسازي مناطق بندري نزديك شهر

-         برنامه اي براي بازسازي راه آهن باري

-         برنامه براي بازسازي بخشهاي جديد نزديك به شهر

-         برنامه براي برقراري اصولي براي بلندمرتبه سازي

-         برنامه جامع كلي نگر براي مناطق جديد با رشد شهري

-         بررسي آلترناتيوهايي براي كاهش آلودگيهاي صوتي

 

آمایش سرزمین در کشورهای اسکاندیناوی

این کشورها که شامل دانمارک ، سوئد، فنلاند و نروژ می باشند.در این کشورها مسئولیت اجرای برنامه ریزی فضایی بر عهده شهرداری ها است.و در اموری که از نظر ملی اهمیت دارند ( مانند کاربری زمین ، شبکه های ترابری و انرژی، میراث فرهنگی و طبیعی، پایداری اکولوژیکی،سوانح زیست محیطی) بر عهده وزارت محیط زیست و انرژی می باشد.

 

از ویژگیهای مهم برنامه ریزی فضایی در این کشورها ( بطو کلی کشورهای اروپایی ) الزام قانونی برای ارزیابی اثر زیست محیطی ( EIA) و ارزیابی اثر استراتژیک ( SIA) است.

بطور عمده اهداف آمایش سرزمین در این کشورها را مي توان در موارد زير خلاصه نمود

-1  بهبود توسعه فضايي پايدار و متوازن در مناطق مرزي

-2  هماهنگ سازي سطوح مختلف قدرتي (ايالتي، منطقه اي و شهري(   در کشور هاي همسايه بمنظور توسعه

كسب و كار منطقه اي، حمل و نقل و محيط زيست.

-3  اطمينان از هماهنگي و انطباق ابتكارات و فعاليتهاي كشورهاي اسكانديناوي با سياستهاي زيست محيطي و حمل

و نقل، همچنين سياستهاي ساختاري اتحاديه اروپا و چشم انداز و سياستهاي كشورهاي حوزه دریای بالتیک

(VASAB)

 

کشورهای با آمایش سرزمین به روش انگلو ساکسون

از جمله این کشورها می توان به آلمان ، هلند ، کانادا، آمریکا، استرالیا ، کره، ژاپن و ایران اشاره نمود.

 

آمایش سرزمین در جمهوری فدرال آلمان

از ویژگی های برنامه ریزی کالبدی در آلمان، که حسب مورد برنامه ربزی سرزمینی ، آمایش سرزمین و برنامه ریزی لاند یا ایالتی نامیده می شود، سابقه زیاد آن است.

در این کشور پیدایش آمایش سرزمین واکنشی در برابر توسعه ی مهار نشده ی شهرها بر اثر رشد صنعتی و مهاجرت روستائیان به شهرها بود.

این واکنش ابتدا در مورد برلین که پایتخت بود و منطقه زغال سنگ رور که روستاها و شهرهای آن به علت گسترش معادن و صنایع سنگین توسعه یافته و به زنجیره ای پیوسته از مجموعه های شهری مدل شده بود پدیدار گشت.

پیدایش آمایش یرزمین با درک فیزیکی از آن، از همین سال است (1920 – 1911 )

در سال 1935 دفتر آمایش سرزمین امپراتوری تاسیس شد. این دفتر برنامه ای برای سراسر آلمان تهیه کرد.

نظام جدید برنامه ریزی فضایی بعد از خاتمه جنگ یعنی از سال 1945 در جمهوری فدرال آلمان (المان غربی ) برقرار شد. در سال 1955 کمیته بین وزارتخانه ای آمایش سرزمین تاسیس شد.

در سال 1957 با امضای قراردادی میان فدراسیون و لاندها « کنفرانس آمایش سرزمین » به راه افتاد.

سرانجام در سال 1965 قانون فدرال آمایش سرزمین و برنامه ریزی لاندها، اصولی را هم در مورد اقدامهای دولت و هم اقدامهای لاندها تعریف کرد. از جمله این قانون همه ی لاندها (ایالتها ) را مکلف به تهیه ی برنامه های آمایش سرزمین و مشارکت دادن مقامات محلی در تهیه ی برنامه های منطقه ای می کرد.

همچنین در این قانون کنفرانس آمایش سرزمین به « کنفرانس دائمی وزرای آمایش سرزمین ایالتها » مبدل شد.

 اهداف  آمايش سرزمين در آلمان

سند آمایش سرزمین در آمان در دو بخش تهيه و تنظيم گرديده است . در بخش اول (توسعه آمايش )  به مواردي چون ساختار آمايش سرزمين (گروه بندي فضايي ، ساختار بهره برداري از زمين و ارتباطات داخلی)  مشکلات

منطقه اي (ساختار اقتصادي و اجتماعي، مسكن و زيرساختار  ( و روند توسعه آينده آمايش سرزمين(سيستمهاي شهري و روستايي  ( اشاره شده و بخش دوم، شامل همكاريهاي برنامه ريزي آمايش با اتحاديه اروپا و چشم انداز برنامه ريزي آمايش (كاهش مضا عف ناهمگوني آمايش، بهبود عملكرد شهري، بهبود فرصتهاي زندگي در مناطق روستايي، توسعه زيرساختها، افزايش همكاري با مجامع اروپا) مي باشد.

 

سند مذكوركه سه هدف عمده پايداري، برابري و نيرومندسازي نواحي مختلف را دنبال مي نمايد، براساس وجود اقوام و تيره هاي مختلف) مهاجر(  در كشور آلمان، باعث بوجود آمدن ناهمگونيهاي آمايشي در اين كشور شده است لذا از سياستهاي آمايشي آلمان مي توان به انجام عملياتي در خصوص كاهش اين نوع همگونيها اشاره نمود.

 

از سوي ديگر هدف اصلي و غايي سياستهاي آمايشي سرزمين در آلمان، جذاب نگهداشتن كل كشور براي كار، داد و ستد و زندگي است و براين اساس استراتژيها و معيارهاي دستيابي به اين هدف در موارد پنجگانه ذيل دنبال      مي شود:

 

الف-  حفاظت از محيط زيست و استفاده بهينه از زمين

ب-  كاهش فشار ترافيك ارتباطي

ج-  جلوگيري از افزايش حاشيه نشيني در شهرها

د-  ارتقاء شبكه هاي شهري

ه-  تقويت موارد حياتي در مناطق شهري

 

ویژگیهای آمایش سرزمین در آلمان فدرال

 

1 – غیر متمرکز بودن سیاست آمایش ( بیشتر در اختیار ایالت ها یا لاند هاست )

2 – قدمت زیاد آن از سالهای 1930 به بعد

3 – سرآغاز آمایش سرزمین تسری مفاهیم شهر سازی به برنامه ریزی در مقیاس منطقه ای است

4 – مساله اصلی آمایش سرزمین چگونگی کاربری زمین ها و حفظ محیط زیست است

 

نهادهاي آمایش سرزمین در آلمان

1 - نهادهاي فدراسیون

 

در سطح دولت فدرال مسئولیت کلی آمایش سرزمین با (وزارت فدرال ترابري، ساختمان و مسکن )  است و در درون آن با مدیریت (آمایش سرزمین و شهرسازي ) است

2 - نهادهاي مشترك فدراسیون و لاندها

مهمترین نهاد مشترك فدراسیون و لاندها کنفرانس وزراي آمایش سرزمین است

3 - نهادهاي لاندها

حوزه صلاحیت لاند در برنامه ریزی فضایی برای سرزمین لاند متجلی است.

در بعضی ازلاندها وزارت آمایش سرزمین تاسیس شده است و در بعضی از لاندها این وظیفه بعهده ی وزارتخانه ی دیگری مثلاً وزارت کشور یا بعهده ی وزیری که رئیس لاند هم هست گذاشته می شود.

     

سرچشمه ی جهت گیری ها و هدف های کلی آمایش سرزمین در آلمان

الف – قانون اساسی

اصول مرتبط با آمایش سرزمین در قانون اساسی موارد زیر است :

1 – اصل شکوفایی آزاد شخصیت در اجتماع

2 – اصل دولت اجتماعی به معنای برقرار کننده ی تعادل و توازن اجتماعی

3 – اصل همگنی وضع زندگی

4 – حق انتخا ب آزاد شغل، محل اشتغال و محل آموزش

5 – حفاظت محیط زیست

 

ب – اتحادیه اروپا

هدف های اروپایی اثر بسیار موثری بر آرمان های آمایش سرزمین دارد.سیاست کلی منطقه ای اتحادیه اروپا را    می توان « سیاست تصحیح و تعدیل عدم تعادل ها » دانست.

از تحولات بسیار مهم در بینش آمایش سرزمین و برنامه ریزی منطقه ای در آلمان و بطور کلی در اروپا پیدایش فکر « مناطق اروپایی Euro.regions  » است.

 

آلمان در پنج برنامۀ INTERREG II C حضور فعال دارد که عبارتند از:

 1 -  منطقۀ دریاي بالتیک

2 - منطقۀ دریاي شمال

3 - منطقۀ اروپاي مرکزي و جنوب شرقی (CADSES)

4 - منطقۀ مجموعه شهرهاي اروپای شمال غربی

5 – منطقه پیشگیری از سیل راین / موز (Rhine/Meuse)

اصول آمایش سرزمین در کشور آلمان

 

1 - باید در سراسر سرزمین جمهوري فدرال آلمان نظام متوازن سکونتگاهها و فضاهاي باز استقرار یابد و تدابیري اتخاذ شود تا در نواحی ساخته شده و ساخته نشده اکوسیستم فعال به جاي ماند و کوشش شود تا در نواحی گوناگون وضع اقتصادي، زیر ساختی، اجتماعی، زیست محیطی و فرهنگی متوازن باشد.

 

-2   باید ساختار غیر متمرکز سکونت در سرزمین با شمار زیاد مراکز و مناطق شهري کارآمد، حفظ؛ فعالیتهاي ساختمانی در آن دسته از نواحی تمرکز یابند که به ایجاد نظام کارآمد مکانهاي شود مرکزي کمک میکنند؛ در ساخت و سازها به استفادة دوباره از نواحی مخروبه و رها شده نسبت به فضاهاي باز اولویت داده شود.

 

-3  نظام گستردة فضاهاي باز باید به جاي مانده و بهبود یابد. فضاهاي باز براي کاربري مولد زمین، تعادل منابع آب، گیاه و آب و هوا حفظ یا احیا شوند؛ استفادة اقتصادي و اجتماعی از فضاهاي باز با توجه به کارکرد اکولوژیکی آنها

صورت گیرد.

  -4 زیرساختها باید با نظام استقرار سکونتگاهها و فضاهاي باز هماهنگ گردد؛ براي جمعیت محلی زیرساختهاي فنی شامل خدمات عمومی (آب، برق و گاز و دفع زباله) فراهم شود و زیرساختهاي اجتماعی در درجۀ اول در مکانهاي مرکزي تمرکز یابد.

-5  مجموعه هاي شهري باید مراکز سکونت، تولید و خدمات تلقی شوند؛ سکونتگاهها با توجه به هدف ایجاد نظام هماهنگ ترابري و فضاهاي باز توسعه یابند؛ کمربندهاي سبز حفظ شده به اجزاي شبکۀ فضاهاي باز مبدل شوند.

 

-6  نواحی روستایی باید به صورت مراکز سکونتی و اقتصادي مستقل توسعه یابند؛ مکانهاي مرکزي نواحی روستایی در اجراي کارکرد خود به عنوان پیشگامان توسعه، حمایت شوند و کارکردهاي اکولوژیکی روستاها نیز با توجه به اهمیتی که براي سراسر سرزمین دارند، حفظ شوند.

 

-7  در آن دسته از نواحی که سطح زندگی نسبت به متوسط فدرال پایین تر است یا در معرض خطر عقب ماندگی قرار دارند. باید اولویت به بهبود پیش نیازهاي توسعه داده شود؛ این امر از جمله مواردي است که شامل آموزش کافی و با کیفیت بالا و فرصتهاي شغلی و بهبود وضع زیست محیطی و تسهیلات زیر ساختی میشود.

 

  باید براي حمایت، حفاظت و توسعۀ محیط طبیعی و چشم اندازها شامل سطوح آبی و جنگلها، با توجه به نیازهاي شبکۀ بیوتوپ تدابیر لازم اندیشیده شود؛ منابع طبیعی، به ویژه آب و خاك، با صرفه جویی و دقت مصرف شوند.

 منابع آب زیرزمینی باید حفاظت شود. هر نوع آسیب به محیط زیست جبران شود؛ از بروز خطر سیل در سواحل و نواحی داخلی عمدتاً با حفاظت و احیاي مراتع پیشگیري شود. همچنین مردم در برابر آلودگی صدا و هوا حفاظت شوند

 

-9  باید ساختار متوازن اقتصادي و در بلند مدت رقابتی و حامل فرصتهاي متنوع و کافی اشتغال و آموزش، ایجاد شود. تا جایی که لازم باشد، زمینهاي وسیع براي ارتقاء موقعیت نواحی گوناگون از نظر توسعۀ اقتصادي، ذخیره شده تسهیلات زیرساختی مرتبط با صنعت گسترش یابد و از این رهگذر بر جاذبۀ نواحی افزوده شود.

 

-10  برخی از زمینها نیز باید براي توسعۀ بخش کشاورزي به عنوان بخشی کارآمد و رقابتی اقتصاد بر پایۀ مزارع خانوادگی ذخیره و حفاظت شود تا این بخش بتواند در حفاظت از منابع طبیعی و حراست و شکل دادن به محیط طبیعی و روستایی با بخش کارآمد و پایدار جنگل، همگام شود.

 

 -11 نیازهاي جمعیت به مسکن باید پیشبینی شود و مراقبت شود که کمونها در بخش مسکن مستقل باشند.

 -12 باید دسترسی آسان میان همۀ مناطق براي ترابري مسافر و کالا فراهم شود؛ پیش نیازهاي انتقال ترافیک به وسایلی که مانند راههاي ریلی و آبی داخلی با معیارهاي زیست محیطی سازگارترند، به ویژه در کوریدورهاي با ترافیک سنگین آماده شوند.

 -13 باید روابط تاریخی و فرهنگی و وابستگیهاي منطقهاي حفظ شود و ویژگیهاي خاص و آثار فرهنگی و طبیعی بیانگر چشمانداز فرهنگی حفاظت شوند.

. -14 باید مناطق و مکانهاي مناسب براي گذران اوقات فراغت در بیرون از شهرها و نیز براي فعالیتهاي تفریحی و ورزشی در نظر گرفته شود.

 -15 زمینهاي لازم براي دفاع نظامی و غیر نظامی پیشبینی شود.

 

 

آمایش سرزمین درهلند

 

هلند از پیشگامان اجرای برنامه ی همه جانبه و تمرکز یافته آمایش سرزمین در جهان با هماهنگی 4 پارامتر زیر است.

1 – توان اکولوژیکی

2 – تکنولوژی

3 – نیروی انسانی

4 – منابع مالی

در این کشور تمامی مراحل آمایش سرزمین انجام شده است.یعنی به طور دقیق می دانند که توان بخش های مختلف سرزمین آنها برای استفاده های مختلف انسان و توسعه چگونه است.و جمع آوری اطلاعات موجود سرزمین و    برنامه ریزی برای اجرای پروژه های سرزمین در این کشور تا حد کامپیوتری کردن جمع آوری،جمع بندی و تجزیه و تحلیل و اندوختن اطلاعات و نقشه ها پیش رفته است .

طرح ریزی کالبدی (یا فضایی یا آمایش سرزمین ) در هلند هم در سه سطح ملی، منطقه ای و محلی انجام می گیرد.

طرح ها هم بصورت عمودی میان سه سطح حکومتی (1 – دولت ملی 2 – حکومت استانی 3 – شهرداری ) و هم بصورت افقی میان وزارتخانه ها و سازمان های هم عرض در هر یک از سطوح سه گانه هماهنگ می شوند.

 

ابزارهای آمایش سرزمین در هلند

ابزارهای اجرای آمایش سرزمین در هلند گزارش ها و نقشه های سیاست های ملی، برنامه های منطقه ای، طرحهای ساختاری و طرحهای تفصیلی (یا طرحهای تخصیص زمین ها) است.

طرح تخصیص زمین ها (طرح تفصیلی ) عبارت است از :

1 - یک یا چند نقشه و لژاند آن که اختصاص زمین ها را به کاربری های گوناگون برای مثال مسکن، بازرگانی، صنعت، کشاورزی، تفریحات، آمدو شد و ... نشان می دهد.

2 - مقررات استفاده از زمین ها و احداث بنا در هر یک از تخصیص ها

3 - اطلاعاتی درباره اصولی که مبنای تهیه طرح بوده است.

آمایش سرزمین در کانادا و ایالات متحده

 

 در کشورهای بزرگ آمریکای شمالی، یعنی در ایالات متحده و ... خبری از برنامه ریزی فضایی در سطح ملی نداریم. بدلیل وسعت این  کشورها و نیز ساختار حکومتی فدراتیو آنها.

البته در کانادا دولت مرکزی نقش نسبتاً زیادی در برنامه ریزی فضایی دارد.از جمله دخالت دولت فدرال در      زمینه هایی چون کنترل محیط زیست، سواحل دریاها، ترابری سراسری، فرودگاهها، توسعه اقتصادی منطقه ای و مانند اینها چشمگیر است.

آمایش سزمین در این کشورها همه جانبه و تمرکز یافته بوده و با توجه وبا هماهنگی 4 پارامتر زیر است.

1 – توان اکولوژیکی

2 – تکنولوژی

3 – نیروی انسانی

4 – منابع مالی

این کشورها در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 اقدام به تاسیس دفتر آمایش سرزمین کرده و تمامی مراحل آن را گذرانده اند.

البته در بعضی از مراحل آمایش تفاوتهایی با هم دارند.

مثلاً برای تجزیه و تحلیل و جمع بندی داده ها روشهای متنوعی ابداع شده که به خاطر تفاوتهای کمی و کیفی پارامترهای انتخاب شده برای گروه بندی آنان در واحدها می باشد. همانند :

Land system  . نام واحد سیمایی است که در بسیاری از روشها کابرد دارداین روشها عارتند از:

1 – در روش طبقه بندی و ارزیابی برای آمایش سرزمین کانادا لندسیستم عبارت از واحدی است که شکل زمین و خاک همگنی داشته، تیپ گیاهی ویژه ای روی آن رشد می کند ( باژراک 1973)

2- در روش بکار به کار رفته در ارزیابی ایالات متحده آمریکا لندسیستم عبارت از یک واحد فیزیوگرافی است که زیستگاههای مشخصی دارد(شوارتز و دیگران 1976)

3 -  در پژوهشهای مربوط به آمایش سرزمین در استرالیا، لاند سیستم بزرگترین واحد سرزمین است که پس از آن لند یونیت و ایستگاه قرار دارد.

واحد شکل زمین

واحدی از سرزمین است که بر اساس توپوگرافی (مثلاً روش مرسوم در استرالیا )و یا بر اساس تغییرات زمین شناسی (مثلاً روش مرسوم در ایالات متحده آمریکا) انتخاب می شود.

در روش توپوگرافی،واحد شکل زمین ر حسب درصد شیب، جهت جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا، هیدروگرافی، خطوط یالها و برآمدگیها و پارامترهای مربوط به شکل ظاهری زمین انتخاب می شود.

در روش زمین شناسی: واحدها بر اساس تغییرات زمین شناسی انتخاب شده و در این رابطه واحدها شاخص وضعیتهای زمین شناسی هستند،مثل ناحیه تپه ماسه ای،نهشتهای ساحلی،نهشتهای آتشفشانی و تراس آبرفتی

 

 

طرحهای کالبدی / فضایی (آمایش سرزمین ) درژاپن

 در ژاپن طرح توسعه فیزیکی کشور – معمولاً بلند مدت بیست ساله – که رسماً « برنامه جامع توسعه ی ملی » نامیده می شود با برنامه ریزی اقتصادی که معمولاً پنج ساله و حداکثر دهساله است فرق دارد.هدف از اجرای      طرحهای توسعه ی کالبدی حفظ توازن میان فعالیتهای فزاینده اقتصادی از سویی و عوامل اجتماعی و فرهنگی، ازسوی دیگر است .ابزارهای اجرای برنامه های فضایی، سرمایه گذاریهای دولتی و برنامه ریزی کاربری زمین است.

 

طرحهای کالبدی / فضایی (آمایش سرزمین ) درکره

کره از معدود کشورهای آسیایی است که از سال ها پیش، یعنی از سال 1972 به بعد اقدام به تهیه چندین طرح کالبدی / جامع سرزمین کرده و آنها را به موقع اجرا گذاشته است.از عوامل توجه به طرح های جامع سرزمین در این شبه جزیره محدودیت زمین است.

کنترل مدیریت و استفاده ی درست از این منابع محدود با برقراری سیستم منطقه بند (zoning ) میسر شده است.

در این زمینه سراسر کشور به کاربری هایی چند تقسیم شده که عبارتند از: مناطق شهری ، مناطق اسکان روستایی، مناطق کشاورزی، مناطق حفاظت جنگلها، مناطق صنعتی، مناطق حفاظت محیط طبیعی، مناطق توسعه و سرانجام مناطق ذخیره .

تهیه ی طرحهای سرزمینی مسئولیت وزارت ساختمان و ترابری (MOCT ) است.اما نهاد دیگری به نام موسسه ی کره ای پژوهش در سکونتگاه های انسانی (KRIHS ) هم در تهیه طرحهای ازاین دست نقش اساسی دارد.

 

آمایش سرزمین در ایران

سير تكوين آمايش سرزمين از ابتدا تاكنون

 

برنامه آمايش سرزمين در ايران با انتشار گزارشها و نقشه هاي مرحله پايه آمايش سرزمين از سال 1355 آغاز و دفتر آمايش سازمان برنامه و بودجه پس از پيروزي انقلاب و در سالهاي  1362 و 1364 آن را به هنگام و اسلامي نمود و در 5 جلد حاوي گزارشها و نقشه هاي وضع موج ود و خط مشي آينده براي افق  1381منتشر نمود.

در همان سال مرحله دوم آمايش سرزمين توسط دفتر آمايش سازمان برنام ه و بودجه آغاز و تهيه طرح آمايش مناطق با روش مكتب اروپايي كه تنها برحسب اطلاعات اقتصادي و اجتماعي بود، دنبال گرديد. در حاليكه اين روش در طي سالهاي 1364 – 1355 در جهان منسوخ و روش جديدي تحت عنوان مكتب انگلوساكسون كه برنامه ريزي آن برحسب آميخته اطلاعات اكولوژيكي، اقتصادي و اجتماعي است، جايگزين مكتب اروپايي گرديد.

                           

دانشگاه تهران در سالهاي 1363 و 1367 با روش جديد انگلوساكسون آمايش سرزمين دشت سيستان را به پا يان رسانيد ، به نحويكه نتايج بررسي دانشگاه تهران نشان داد ، طرح توسعه محور شرق كه تحت عنوان طرح آمايش مناطق توسط دفتر آمايش سازمان برنامه و بودجه پي ريزي شده است (به واسطه آن كه توانهاي طبيعي را ناديده گرفته بود ) چقدر با واقعيت فاصله دارد . يافته هاي دانشگاه تهران در هيأت دولت وقت مطرح و به پيشنهاد دانشگاه تهران ايجاد سازمان عمران سيستان به تصويب هيأت دولت رسيد . در سال 1369 وزارت مسكن و شهرسازي نیز  بخاطر نتايج مطلوب روش انگلوسا كسون طرح ريزي كالبد در گيلان و مازندران را با اين روش و با همكاري دانشگاه تهران آغاز نمود.

 

دفتر مهندسي و مطالعات سازمان جنگلها و مراتع كشور در سال 1369 و دفتر طرح و برنامه معاونت آبخيزداري وزارت جهاد سازندگي در سال 1376 طرحهاي مشابهي را به واسطه ياري رساني به طرح آمايش مناطق كشور ولي با عنوانهاي متفاوت  (اخيراً با GIS) آغاز نمود و بر همين اساس گزارشات و مطالعات متعددي توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور مدون گرديد كه اهم آن بشرح ذيل تبيين مي گردد.

 

 

الف- بررسي مطالعات انجام شده در سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور در زمينه آمايش سرزمين

الف- 1- جهت گيريهاي آمايش ملي

اين گزارش كه اكنون در دو بخش و دو پيوست و مجموعه نقشه هاي مربوطه ارايه شده، ماحصل بيش از پنج سال مطالعه و دهها جلد گزارش مدون است.

در بخش اول گزارش، ضمن مروري بر سوابق مطالعات آمايش سرزمين در ايران به ضرورتهاي تهيه و اجراي برنامه هاي آمايشي پرداخته و ضمن معرفي جايگاه آمايش سرزمين در نظام برنامه ريزي كشور، مروري بر اصلي ترين جهت گيري هاي توسعه بلندمدت كشور منتج از مطالعات مرحله اول اين دوره يعني نظريه پايه توسعه ملي نموده است. همچنين ضمن برشماري ويژگيهاي مرحله جمع بندي مطالعات آمايش به جايگاه و نحوه ارتباط سند حاضر با مجموعه اسناد م لي توسعه بخش ها و اسناد ملي توسعه استان هاي كشور اشاره داشته است

در بخش دوم گزارش، اصلي ترين جهت گيري هاي آمايشي در سه حيطه انسا ن، فضا و فعاليتهاي انسان در فضاي ملي طرح گرديد، و بازتاب كلان جهت گيري هاي فوق بر بارگذاري جمعيت و فعاليت در استانها و مناطق مختلف كشور مورد استنتاج قرار گرفت.

 

در پيوست اول گزارش ، راهبردهاي بخشي شامل راهبردهاي بلندمدت توسعه و راهبردهاي سازماندهي فضايي هريك از بخشهاي اقتصادي - اجتماعي و در پيوست دوم برشهاي استاني مجموعه هماهنگ شده راهبردهاي ملي و بخشي در قالب بخشهاي اولويت دار و مح وري در توسعه استان، راهبردهاي بخشي در استان و پيش بيني تحولات كلان اشتغال و جمعيت در هريك از استانهاي كشور ارايه شده است.

مجموعه نقشه هاي مطالعات نيز شامل 16 نقشه بخشي، نقشه سازمان فضايي كشور در افق 1400 و نقشه هاي سازمان فضايي 28 استان كشور به صورت مجلد جداگانه ارايه شده است.

 

الف- 2- گزارش نظريه پايه توسعه ملي و جه تگيريهاي بلندمدت آمايش سرزمين

اين گزارش به بررسي زمينه هاي تدوين نظريه پايه توسعه از طريق بررسي آينده نگري، تحليل وضعيت منطقه اي كشور، ساختار فرهنگي هويت ملي، امكانات و قابليتها، موانع و محدودي تهاي سرزمين و تحليل وضع موجود آمايش سرزمين مي پردازد . در بخش اول گزارش ضمن مطالعه آينده نگري از طريق بررسي چهار متغير آينده شناسي، ديدگاه جهاني، جهاني شدن و مطالعه سناريوهاي آينده ، چشم اندازي از تقسيم قدرت در جهان، قطب بنديها و مناسبات شمال – جنوب، بلوك بنديهاي منطقه اي و جريان مبادله كالا و خدمات در آينده مي پردازد. در ادامه ت حليل وضعيت منطقه اي كشور و چشم انداز آينده منطقه از طريق مطالعه و بررسي قابليتهاي توسعه در كشورهاي پيرامون، تنگناهاي توسعه در كشورهاي پيرامون، تنشها و مسايل سياسي، ساختار اقتصادي، ظرفيت بالفعل اقتصادي و ظرفيتهاي اجتماعي توسعه مي پردازد.

 در نهايت تحليل ژ ئوپليتيك و اختلافات سياسي منطقه اي با رويكرد آمايش سرزمين مورد تأكيد و بررسي قرار مي گيرد.

الف- 3- گزارش ساختار فرهنگي هويت ملي

اين گزارش به بررسي تنوع قومي ايران و همسايگا ن به تفكيك فار س، آذري، ترك، تركمن ، كرد، عرب، لر، گيلك و مازندراني، بلوچ و افغان مي پردازد.

الف- 4- مطالعه امكانات و قابلي تها، موانع و محدودي تهاي سرزمين

در اين گزارش براساس تقسيمات مختلفي ، سرزمين ايران مورد مطالعه قرار گرفته است كه در ذيل خلاصه اي از آن آورده مي شود.

 

-  از نظر تقسيمات سياسي ، و اداري كشور ايران داراي 28 استان، بيش از 255 شهرستان، 660 بخش و 2200 دهستان مي باشد. براساس سرشماري عمومي مسكن سال 1375 جمعاً كشور بخش داراي 612 نقطه شهري مي باشد.

- از نظر اقليمي ايران براساس آمار سالهاي 1343 تا 1363 به چهار منطقه فراسرد، سرد، معتدل و گرم تقسيم گرديده و از نظر رطوبت، توزيع جغرافيايي بارندگي، دما و تبخير نيز تقسيمات در جداول جداگانه آورده شده است . همچنين در بخش ديگري از اين تحقيق از نظر ارتفاع سطح دريا، پوشش گياهي اعم از جنگل و مرتع و پهنه بندي  خطر زمين لرزه نقشه هاي تحليلي موجود مي باشد.

 

-  جمعيتي:  از نظر جمعيتي برحسب تراكم نسبي و جمعيت شهري و روستايي و تراكم نسبي جمعيت برحسب نفر در كيلومتر مربع بررسيهاي لازم بعمل آمده، و رشد جمعيت استانها بر اساس آمار سال 1365 تا 1375 براساس نرخ رشد سالانه جمعيت از نظر شهري و روستايي مورد مطا لعه قرار گرفته است و استانهاي كشور بر حسب مهاجر فرست و مهاجرپذير و نرخ بيكاري توزيع فضاي نقاط شهري طبقه بندي شده است.

 

-  كشاورزي و صنعتي:  در اين قسمت به موارد زير پرداخته شده است :

ü      كاربري اراضي، سدهاي مخزني

ü      تراكم و ميزان اراضي زيركشت استانها و ميزان پراكندگي توليد غلات

ü      ميزان و پراكندگي توليد نباتات علوفه اي و محصولات باغي

ü      ميزان پراكندگي توليد نباتات صنعتي

ü      تراكم نسبي شاغلان كشاورزي

ü      سطح بندي مراكز صنعتي (براساس تعداد كاركنان و ارزش افزوده و سنتر وضع موجود )

ü      سطح بندي ميادين معدني از نظر ذخاير و استخراج

ü      پراكندگي كانسارهاي معدني

ü      تراكم نسبي شاغلان صنايع و معادن در محدوده شهرستان

ü      توزيع فضاي سطوح بيمارستاني و دانشجويي

ü      پراكندگي و ظرفيت سيلوها و سردخانه ها

ü      سطح بندي سلسله مراتب خدماتي شهرهاي بالاي 100 هزار نفر

ü      شبكه راههاي زميني، فرودگاهها و بنادر

ü      پالايشگاهها و شبك ه انتقال نفت و گاز، نيروگاهها و شبكه خطوط انتقال برق

ü      سرمايه گذاري هاي صنعتي و ميزان دسترسي به امكانات خدماتي

ü      عدم تعادل بين دو نيمه غربي شمالي و شرقي جنوبي

الف- 5- جهت گيري هاي نظريه پايه توسعه ملي ( برداشت مقدماتي )

در اين مطالعه ابتدا اجزاء اصلي نظريه پايه توسعه ملي مورد اشاره قرار گرفته كه عبارتنداز:

-  نقش و جايگاه بين المللي كشور

-  برونگرايي و دورنگرايي

-  جهت گيري هاي اقتصادي

-  الگوي توسعه بر محور بخش خاص با توسعه در چند بخش مختلط

-  جهت گيري هاي فرهنگي

-  سنت گرايي و تجددگرايي

-  جهت گيري هاي مديريت توسعه

-  تمركز يا عدم تمركز

در قسمت بعد ، موقعيت منطقه اي، منابع انرژي ، منابع انساني و ذخاير معدني مورد بررسي قرار گرفته و همچنين به انواع روابط امكان پذير در همكاريهاي اقتصادي، صادراتي و تأمين نيازهاي متقابل كشورها اشاره شده است . در بخش ديگري از اين مطالعه سه سناريو ، مورد بررسي قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف هر سناريو مشخص شده است.

-1  محوريت يك اتحاديه اقتصادي منطقه اي:  در اين سناريو يك وابستگي متقابل بين كشور و منطقه ايجاد مي شود.

-2  كارگذاري توسعه كشورهاي منطقه اي: در اين روش وابستگي منطقه به ايران جهت و شدت پيدا مي كند.

-3  استفاده از فرصتهاي منطقه اي:  اين سناريو زمينه هايي از وابستگي به شرايط اقتصادي منطقه را در درون خود دارد.

 

در پايان اين قسمت ، راهكارهاي اساسي زير پس از نتيجه گيري از نظريه پايه توسعه ملي پيشنهاد گرديد كه عبارتند از:

-  صنعتي شدن

-  توسعه بخش خصوصي

-  يكپارچه سازي اقتصاد ملي

-  سازمانهاي توسعه منطقه اي

 - پيشبرد هويت منطقه اي

-  مديريت غيرمتمركز

-  سازماندهي نظام اجتماعي مبتني بر توسعه سياسي و مشاركت

در انتهاي مطالعه خطوط كلي طرح پايه آمايش سرزمين بدين شرح ذكر گرديده:

-  ايران و نقش آن در مناسبات منطقه اي

-  كارايي اقتصادي و صرفه جويي در سرمايه گذاري

-  مزيت هاي جغرافيايي سواحل جنوبي كشور و شرايط فعلي

فرایند آمایش سرزمین در ایران

بطور کلی فرایند آمایش سرزمین در ایران شامل سه مرحله است (دفتر برنامه ریزي منطقه ای 1364)

 

مرحله اول : تهیه طرح پایه آمایش سرزمین :

 

این طرح به منزله پایه اي است براي اقدامات مربوط به آمایش سرزمین که طی آن فعالیتهاي موجود در چهار بخش کشاورزي، صنعت، بازرگانی و خدمات کشور شناسایی شده، خط مشی هاي آینده براي توسعه در این چهار بخش تا سال  1381 در چارچوب کلیات و اصول توسعه در فضاي ملی مشخص شده بود.

 

در حال حاضر دفتر آمایش موظف به تجدید نظر و به هنگام سازي مرحله اول آمایش سرزمین شده است.

 

مرحله دوم : تهیه طرح آمایش مناطق :

 

شامل شناسایی و ارزیابی توان اکولوژیکی و اقتصادي - اجتماعی سرزمینها در مناطق و تهیه طرح آمایش مناطق براساس چارچوب طرح شده در مرحله اول است. این طرح تصویري از قابلیت توسعه در بلندمدت میباشد و حاوي کلیه فعالیت هایی است که براي توسعه باید صورت پذیرد

 

مرحله سوم : تهیه برنامه هاي توسعه مناطق :

طرحهاي آمایش مناطق، فهرستی از فعالیت هایی را که براي توسعه مناطق ضرورت دارد ارائه می نمایند.

ضرورت برنامه ریزی آمایش سرزمین

1-     شناخت سرزمین و حداکثر استفاده از توانایی های بالقوه مناطق در مورد منابع طبیعی و انسانی در جهت تحقق اهداف ملی

2-     توزیع بهتر جمعیت برای منابع طبیعی و فعالیت های اقتصادی

3-     تقسیم وظایف تخصصی و تعیین نقش و مسئولیت خاص هر یک از مناطق کشور در جهت تحقق اهداف توسعه ای ملی و منطقه ای و، در نتیجه، جلب مشارکت کلی مناطق مختلف برای تحقق اهداف

4-     متخصص کردن مناطق در بعضی از فعالیت ها یا صنایع، و شکل دادن به مجموعه ای از مناطق دارای کارکرد های مکمل در جهت تامین اهداف کلی کشور

5-     تنظیم استراتژی دراز مدت توسعه ملی از ابعاد مختلف، به ویژه استراتژی های توزیع فضایی جمعیت و فعالیت در گستره سرزمین

6-     برقراری هماهنگی در برنامه ریزی های توسعه منطقه ای

7-     برقراری هماهنگی بلند مدت در برنامه های میان مدت بخشی، ایجاد امکان برای تنظیم برنامه های بخشی منطقه ای و ایجاد پیوستگی و ارتباط منطقی بین طرح های عمرانی

لزوم توجه به محیط زیست و ضرورت بهره برداری بهینه از منابع طبیعی(وحیدی – 1373 )

 

چنانچه تا قبل از سالهای 1361 و 1362 تهیه  و تدوین طرحهای استفاده از سرزمین در کشور ما بدون بکارگیری اصول آمایش سرزمین انجام می شد مثلاً:

طرح سد سازی لار در شمال شرقی تهران

از آنجائیکه این طرح توان اکولوژیکی منطقه مورد بررسی(رای سد سازی ) را ارزیابی نکرده بود در انتها به شکست انجامید.

طبق پیش بینی های عمل آمده قرار بود که پس از ساختن سد لار 18 متر مکعب در ثانیه برای شهر تهران آب شرب تامین شود. اما به دلیل آنکه سد در نزدیکی گسل پنهان و بر روی سنگ آهک آسماری بنا شده بود آب ذخیره شده در پشت دریاچه سد، نشت کرده، از دسترس خارج می شد.

در حالیکه اگر منابع فیزیکی وبیولوژیکی ( اکولوژیکی) منطقه اول شناسایی شده، سپس تجزیه و تحلیل و جمع بندی می گردید و در انتها برای سد سازی ارزیابی می شد.هرگز چنین شکستی که باعث هدر رفتن مقدار زیادی پول ، وقت و انرژی شده بروز نمی کرد.

در ایران مهمترین و وقت گیرترین فرایند آمایش

فرایند ارزیابی توان اکولوژیکی محیط زیست است که شامل سه مرحله اساسی زیر است:

اول – شناسایی منابع اکولوژیکی

دوم – تجزیه و تحلیل و جمع بندی داده ها

سوم – ارزیابی و طبقه بندی سرزمین

 نوشته شده توسط محبوبه زیاقمی
سلامی دوباره در تاريخ دوشنبه دوم اسفند 1389
سلام دوستان خوبم

از اینکه سری به وبلاگم میزنید و میبینید خبر تازه ای نیست ُ باید ببخشید.مدتیه درگیریهای درسی زیاد شده.پیدا کردن عنوان پایان نامه و نوشتنش که میدونید چقدر سخته.

اگه مطلبی دارید برام بفرستید من میزارم تو وبلاگ.

به زودی وبلاگو بروز میکنم دوستان

این شعرو هم که خیلی دوست دارم براتون میزارم امیدوارم هممون بش عمل کنیم.

موفق و پایدار باشید

در این آب

در این خاک

در این مزرعه پاک

غیر مهر دگر هیچ نکارید

 نوشته شده توسط محبوبه زیاقمی
در تاريخ دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

۱- پارک ملی

به محدوده‌اي از منابع طبيعي كشور اعم از جنگل و مرتع، دشت، آب و كوهستان اطلاق مي‌شود كه نمايانگر نمونه‌هاي برجسته‌اي از مظاهر طبيعي باشد و به منظور حفظ هميشگي وضع زندگي و طبيعي آن و همچنين ايجاد محيط مناسب براي تكثير و پرورش جانوران وحشي و رشد رستنيها در شرايط كاملاً طبيعي تحت حفاظت قرار مي‌گيرند. در جدول (1- 5) آخرين آمار پاركهاي ملي كشور آورده شده است.

 

۲- آثار طبيعي ملي:

آثار و يادمانهاي طبيعي ملي عبارتند از: پديده‌هاي نمونه و نادر گياهي يا مناظر كم نظير و كيفيت‌هاي ويژه طبيعي زمين، يا درختان كهنسال و يادگارهاي تاريخي كه با منظور داشتن محدوده متناسبي تحت حفاظت قرار مي‌گيرند. كه در جدول (1-6) آخرين آمار آثار طبيعي ملي كشورمان آورده شده است.

ردیف

 

نام منطقه

مساحت به هکتار

شماره آخرین مصوبه

تاریخ آخرین مصوبه

محل جغرافیایی

1

اثر طبیعی ملی فسیلی مراغه

1026

264

14/2/84

آذربایجان شرقی

2

"     "      "   غار سهولان

2

169

11/3/79

آذربایجان غربی

3

"     "      "  قله سبلان

6643

223

21/3/81

اردبیل

4

"     "      "  غار یخکان

1217

225

21/3/81

اردبیل

5

"     "      "  دهلران

1483

72

6/5/55

ایلام

6

"     "      "  تنگ رازیانه

7/37

302

1388

ایلام

7

"     "     "  کوه نمک جاشک

3663

300

12/11/86

بوشهر

8

"    "      "  جزیره خارکو

1843

299

12/11/86

بوشهر

9

"     "     "  لاله واژگون 

380

150 اصلاحی دارد

27/11/75

چهار محال بختیاری

10

"     "     "  بزنگان

500

275

19/1/85

خراسان رضوی

11

"     "     "  چشمه گل فشان پیر گل

12

226

21/3/81

سیستان و بلوچستان

12

"    "      "  قله تفتان

218

224

21/3/81

سیستان و بلوچستان

13

"    "      "  سرو سیرچ

04/0

255

27/12/82

کرمان

14

"    "      "  غار قوری قلعه

1

202

25/7/80

کرمانشاه

15

"     "     "  سوسن سفید

6/0

71

6/5/55

گیلان

16

"     "     "  سرو هرزویل

625/0

113

20/6/66

گیلان

17

"     "     "  غار ماهی کور

1

262

14/2/84

لرستان

18

"     "     "  غار چال نخجیر

4

262

14/2/84

مرکزی

19

"     "     "  خشکه داران

254

116

20/3/66

مازندران

20

قلل سه گانه علم کوه، سیاه کمان، تخت سلیمان

4077

222

21/3/81

مازندران

21

"    "    "  قله دماوند

1192

221

21/3/81

مازندران

22

"    "    " گنبد های نمکین خرسین

1956

256

27/12/82

هرمزگان

23

"    "   "  سرو ابرکوه

325/2

254

27/12/82

یزد

 

جمع کل

2451329

........

.........

...........

 

: پناهگاه حيات وحش:

پناهگاه حيات وحش به محدوده‌اي از منابع طبيعي كشور اعم از جنگل، مرتع، محيط ‌هاي آبي يا كوهستان اطلاق مي‌شود كه داراي زيستگاههاي طبيعي نمونه و شرايط اقليمي خاص براي جانوران وحشي بود و به منظور حفظ و يا احياء اين زيستگاهها تحت حفاظت قرار مي‌گيرند و در وسعتي برابر  مساحت خود داراي محدوده امن هستند در جدول ۳ آخرين آمار پناهگاههاي حيات وحش كشور آورده شده است.

جدول (۳ ) : فهرست پناهگاههاي حيات وحش  تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست

 

محل جغرافيايي

 

تاريخ آخرين مصوبه

مساحت به هكتار

نام منطقه

رديف

آذربايجان شرقي

54

96952

پناهگاه حيات وحش كيامكي

1

اصفهان

74

89813

پناهگاه حيات وحش قميشلو

2

اصفهان

74

3626

پناهگاه حيات وحش كلاه قاضي

3

اصفهان

69

204350

پناهگاه حيات وحش موته

4

بوشهر

54

2398

پناهگاه حيات وحش خاركو

5

خراسان

54

84435

پناهگاه حيات وحش مياندشت

6

خراسان

81

46350

پناهگاه حيات وحش حيدري

7

خراسان

81

22847

پناهگاه حيات وحش شير احمد

8

خوزستان

80

328926

پناهگاه حيات وحش شادگان

9

خوزستان

54

5301

پناهگاه حيات وحش دز

10

خوزستان

54

5026

پناهگاه حيات وحش كرخـه

11

زنجان

54

29812+

پناهگاه حيات وحش انگوران

12

سمنان

55

303330

پناهگاه حيات وحش توران

13

سمنان

57

150057

پناهگاه حيات وحش خوش ييلاق

14

فارس

74

242223

پناهگاه حيات وحش   بختگان

15

كرمان

78

28171

پناهگاه حيات وحش روچون

16

كرمان

54

5582

پناهگاه حيات وحش مهروئيه

17

يزد

81

175302

پناهگاه حيات وحش دره انجير و ني باز

18

كرمانشاه

54

40651

پناهگاه حيات وحش بيستون

19

گيلان

54

1084

پناهگاه حيات وحش اميركلايه

20

گيلان

54

1074

پناهگاه حيات وحش لوندويل

21

گيلان

54

365

پناهگاه حيات وحش سلكه

22

گيلان

81

448

سرخا نگل    پناهگاه حيات وحش

23

گيلان

84

347

چوكام  پناهگاه حيات وحش

24

مازندران

54

63317

پناهگاه حيات وحش ميانكاله

25

مازندران

54

15673

پناهگاه حيات وحش دودانگه

26

مازندران

54

56

پناهگاه حيات وحش دشت ناز

27

مازندران

54

1041

پناهگاه حيات وحش سمسكنده

28

مازندران

54

46

پناهگاه حيات وحش فريدونكنار

29

مركزي

81

17770

پناهگاه حيات وحش جا سب

30

مركزي

81

10617

پناهگاه حيات وحش راسبند

31

هرمزگان

54

98

پناهگاه حيات وحش شيدور

32

يزد

81

87588

پناهگاه حيات وحش بوروئيه

33

يزد

80

1516994

نايبندان طبس پناهگاه حيات وحش

34

سيستان و بلوچستان

83

293031

پناهگاه حيات وحش هامون

35

 

-------

3874701

جمع كل

 

مرجع : دفتر زيستگاهها و ا مور مناطق،واحد سيستم اطلاعات جغرافيائي و سنجش از دور (آبان1385)

 

 نوشته شده توسط محبوبه زیاقمی
مناطق حفاظت شده ی ایران در تاريخ دوشنبه بیست و دوم آذر 1389

ردیف

 

نام منطقه

 

مساحت به هکتار

شماره آخرین مصوبه

تاریخ آخرین مصوبه

محل جغرافیایی

1

پارک  ملی  ارومیه

541501

63

21/5/54

آذربایجان غربی و شرقی

2

"     "  کلاه قاضی

47280

294

12/11/76

اصفهان

3

"    "   قمیشلو

29886

297

12/11/86

اصفهان

4

"     "   نایبند

47687

295

27/11/86

بوشهر

5

"     "  دیر نخیلو

20434

296

12/11/86

بوشهر

6

"      "  خجیر

9971

90

21/6/61

تهران

7

"      "    سرخه حصار

9194

91

21/6/61

تهران

8

"      "  لار

27788

197

25/7/80

تهران

9

"      "  تنگ صیاد

4372

145 اصلاحی دارد

6/7/74

چهارمحال بختیاری

10

"      "   تندوره

35540

101

21/6/61

خراسان رضوی

11

"      "   سالوک

8231

233

21/3/81

خراسان شمالی

12

"      "    ساریگل

7037

235

21/3/81

خراسان شمالی

13

"      "  توران

101073

234

21/3/81

سمنان

14

"      "  کویر

442212

102

21/6/61

سمنان

15

"      "  بختگان

175346

142

6/7/74

فارس

16

"      "  بمور

48612

33

23/12/49

فارس

17

"      "   قطرویه

32576

298

12/11/86

فارس

18

"      "   خبر

149982

167

3/6/78

کرمان

19

"      "   گلستان

87402

97

21/6/61

گلستان

20

"      "   بوجاق

3176

232

21/3/81

گیلان

21

"      "   پابند

24445

آگهی نشده

1382

مازندران

22

 

"      "  کیاسر

9027

آگهی نشده

1382

مازندران

23

"      "  سیاهکوه

80786

293

12/11/86

یزد

 

جمع کل

1943558

.........

.........

............

 نوشته شده توسط محبوبه زیاقمی
استرس در تاريخ چهارشنبه سوم شهریور 1389

استرس

oدر فرهنگ شرق استرس = نبود آرامش درون

oدر فرهنگ غرب استرس = از دست رفتن کنترل

تعریف استرس

استرس یعنی ناتوانی مقابله با تهدید خیالی یا حقیقی ذهن، جسم، حالات احساسی و معنوی است

که در نتیجه آن سلسله پاسخ های فیزیولوژیایی ونیز انطباقی ایجاد می گردد،

 دراینجا آنچه مهم است طرز تلقی و دیدگاه افراد است.

باورها و موقعیتهایی که با خود به یک موقعیت می برید تعیین میکنند که آیا در آن موقعیت دچار استرس می شوید یا خیر

مهارتها را می توان بهبود بخشید، باورها را می توان اصلاح کرد و موقعیت ها را می توان تغییر داد. همه اینها به این معنی است که شما توان کنترل استرس را دارید.

ویکتور فرانکل

می توان همه چیز یک انسان را گرفت، جز یک چیز – آخرین آزادی انسان- انتخاب اینکه در هر شرایط چه طرز تلقی ای داشته باشد.

ایجاد قابلیتهای لازم برای کنترل استرس

1.  کنترل منبع: فرد، منابع استرس را کاهش میدهد یا حذف می کند.

2.  آرامش یابی: فرد فنون آرامش یابی را به طور منظم تمرین می کند.

3.  کنترل افکار: فرد در جهت کاهش استرس، افکار خود را کنترل می کند.

4.  طرح ریزی و تحلیل: فرد برای آینده طرح می ریزد، از روش های مخرب کنترل استرس پرهیز می کند، و از روشهای موثر در کنترل استرس استفاده می کند.

هانس سلیه:

نه می توانم استرسم را درمان کنم و نباید که چنین کاری بکنم، به جای آن باید بیاموزم که از آن لذت ببرم.

 نوشته شده توسط محبوبه زیاقمی
زندگی در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389

سلام

تا اینجا هر چی دیدیت و خوندیت خوراک مغز بود و امید است که بالا برنده دانشتان باشد.

اکنون که دل خسته شده از هر چه آلودگی و تباهی و مرگ ونیستی

بیایید که با نام زندگی:دل و جانمان را صفا دهیم

این شعرو نمیدونم کی نوشته و هر چه که هست زیباست.امیدوارم مارو به خاطر کپی کردن شعرش ببخشه

بیایید زندگی کنیم به نام زندگی

 زندگی

زندگی یعنی صبر تا صعود ، ذوب و زر گشتن در سجود

زندگي يعني : پل ، پله ، پر ... پيله و پروانگي

زندگي يعني : نه گفتن به نفس و رشد روح  ، يعني تاب تقوا تا به دوست 

 زندگی یعنی پای شعله ي احساس سوختن ، شال گردني از شعر بافتن

زندگي يعني آبشار اشکي بي صدا  چکه چکه جان از چشم ما

زندگی یعنی : دویدن تا دُر شدن ... یعنی نور نوشیدن ، شکستن ، شکفتن ، نو شدن

زندگي يعني هر روز کمي خوبتر شدن

زندگی یعنی تولد درهر طلوع ... کوک کودک تا کمال ...یعنی تمام یک ناتمام 

زندگی یعنی : رفع هر چه خط فاصله است  

زندگی یعنی : به درد خوردن به داد هم رسیدن ، یعنی مهر بودن ... سوختن

يا چون چراغي چاره ساز ، بيچاره اي را درمان ساز

زندگي يعني: دلت آفتابي باد ، اما باران باش ، برمردم ببار

زندگي يعني : اميدي بر دلي پاک، اشک از گونه اي

 زندگي يعني : دير است ... دوريم ... زود باش... بدو

زندگی یعنی: حس گرماي دستان خدا ، در سرماي سکوتي بي انتها ...

زندگي يعني : ديدن اشک و لبخند خدا ، بر خاک بازي ها و خل بازي هاي ما ...

زندگي يعني : کاش کلامش .....کاش کوه طور

 زندگی یعنی ... خسته ام ، خدايم آرزوست

 نوشته شده توسط محبوبه زیاقمی
آلودگی نفتی دریاها و اقیانوسها در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389

آلودگی نفتی دریاها و اقیانوسها

 نفت و دریا

دریاها و اقیانوس ها همواره از مهمترین مس یرهای حمل و نقل مواد بخصوص نفت در جهان می باشد و اکثر مراکز تجاری جهان را شهرها و بنادر کنار دریاها و اقیانوسها تشکیل میدهد.

 منابع نفت در دریا

       در مقیاس جهانی میزان آلودگی های نفتی در حال کاهش است. در دهه 1970 حدود 3 میلیون شبکه نفت هر ساله به دریا ریخته می شد. ولی این مقدار به یک میانگین تقریبی 2 میلیون شبکه در دهه 1990 کاهش یافته است. نتایج ثبت شده توسط ITOPE از سال 1970 حاکی از وجود گزارشهایی از بیش از 100 هزار نشت نفتی است. داده های بدست آمده در طول سالهای 1995 تا 1999 نشان دهنده تعداد 500 نشت نفتی تصادفی با حجم کلی تقریباً معادل 14 میلیون شبکه نفت در خلیج فارس بوده است. این وقایع اغلب از 1850 نشت و در حجمی معادل 3 هزار شبکه در هر سال کاهش یافته است. این نشتها همگی در حین عملیات معمول رخ می دهد. آلودگی حاصل از این میزان مواد نفتی در خلیج فارس حدود 86% کل آلودگی نفتی جهان تخمین زده می شود.

 

عملیات منجر به نشتهای نفتی - بر حسب حجم

عملیات کشتیها 43 %

عملیات پالایشگاهی 16%

عملیات پایانه ای 8 %

خطوط لوله معیوب 5 %

نگهداری و تعمیر تجهیزات 4 %

عملیات حفاری 1 %

عوامل ناشناخته 23 %

 نفت چیست؟

  نفت خام مخلوط پیچیده ای از هیدروکربن ها با 4 الی 24 یا بیشتر اتم کربن در ملکول است. انواع آرایش ها شامل زنجیره های راست، زنجیرهای منشعب یا حلقوی شامل ترکیبات آروماتیک (با حلقه های بنزینی) می باشند. برخی از هیدروکربنهای چند حلقه ای آروماتیک (PAH) به عنوان عوامل سرطان زا شناخته شده اند. ترکیبات گوگرد و وانادیوم هم در نفت خام موجود بوده و شاید غیر هیدروکربن ها بیش از 25% نفت را تشکیل دهند.

 هیدورکربن های نفتی

    هیدروکربن ها ترکیباتی آلی هستند که عمدتاً از اتم های کربن و هیدروژن و به صورت اشکال و یا آروماتیک ساخته شده اند. هیدورکربن آروماتیک حلقوی () گروهی از آلاینده ها هستند که در فعالیت های اکتشاف و استخراج نفت ایجاد می شوند. در مناطقی که غلظت آنها بالاست (مانند نشت های نفتی) می تواند دارای سمیت کشنده مزمن نیز باشند. مهم ترین نگرانی از وجود این آلاینده ها در محیط این است که حتی در غلظت های کم نیز می توانند موجب بروز سرطان و یا جهش های ژنتیکی شوند. تولیدات نفتی نشت یافته مهم ترین عامل تولید  در محیط دریا می باشند. آب تولید شده از سکوی استخراج نفت حاوی  می باشند. لذا با عنایت به این موضوع و با توجه به این که مقادیر زیادی آب از سکوهای نفت و گاز تولید می شوند میزان ورودی سالانه آن ها به محیط حتی از سکوی نفتی می تواند بسیار باشد (1977 و stone eta10)

ورودی های نفتی به دریا

1- منابع آلودگی نشتهای نفتی ناشی از جنگ

  بزرگترین و زیان بارترین آلودگی های نفتی به هنگام وقوع جنگ است. محدوده خلیج فارس به دلیل مشاهده دو جنگ پی در پی طی یک دهه بسیار بدشانس بوده است. جنگ عراق علیه در سال 1980 شروع شد و به مدت 8 سال طول کشید و جنگی که در سال 1991 شروع و 35 روز به درازا کشید.

الف) جنگ عراق علیه ایران (1988 1980)

مهمترین حادثه زیست محیطی که اثرات مستقیمی بر منطقه دریایی خلیج فارس داشت انفجار چاههای نفتی نوروز در حوالی ساحل ایران بود. در نتیجه حدود یک میلیون شبکه نفت خام طی مدت 16 ماه به محیط دریا وارد شد. (1984 و olfat). به همین دلیل انفجار چاه های نوروز رکورد طولانی ترین حادثه نفتی در منطقه را بر جای گذاشت. سایر تخمین ها مشخص می سازد که نفت وارد شده به دریا در طی این مدت به 2 تا 4 میلیون شبکه بالغ گردید. (1993 و Reynolds)

ب) جنگ عراق- کویت 1991

حدود 6 تا 8 میلیون شبکه نفت در منطقه دریایی خلیج فارس از دو منبع اصلی تخلیه گردیده، چهار کشتی غرق شده و در حال نشت شامل تانکرهای نفتی عراق و رهاسازی نفت از ترمینال جزیره مینا المهدی کویت و ترمینال مینا تلبکه عراق به علاوه تخلیه های پراکنده از منابع مختلف ملی ماه ژوئن 1991 اتفاق افتاد. چند هزار شبکه نفت از تأسیسات نفتی آسیب دیده عراقی و کویتی نشت کرد و چندین تانکر کوچک غرق شده عراق در قسمت شمالی منطقه دریایی باعث آلودگی های اضافی طی بهارو تابستان 1997 یا 1991 شدند. این نشت نفتی تا حد زیادی بزرگترین نشت نفتی در محیط زیست دریایی می باشد.

از بین رفتن بسیاری از ماهیها و آبزیان و نیز تخریب تأسیسات و زیستگاههای ساحلی پرده دیگری از سوانح جنگ 1999 را تشکیل داد و اثرات زیست محیطی بزرگ و زیان آوری بر جو و اکوسیستمهای خاکی و دریایی اطراف برجا می گذارد. نتایج حاصله از چندین بررسی نشان می دهد که از 943 حلقه چاه نفتی کویت حداقل 700 چاه یا به آتش کشیده شدند و یا دچار آسیب گردیدند که از 798 چاه نفتی که به انفجار کشیده شدند 604 چاه آتش گرفتند و 45 چاه دیگر فقط دچار فوران نفت به سطح بیابان گردیدند (1999.P)

وزارت نفت کویت میزان نفت و گاز آتش گرفته را به ترتیب 6 میلیون شبکه و 100 میلیون متر مکعب در روز تعیین کرده است.

2- سوانح مربوط به تانکرهای نفتی

  حوادث تانکرها تشکیل دهنده بخش مهمی از نشت های نفتی است. هر ساله تعداد زیادی تصادف با حضور تانکرهای نفتی روی می دهد. اکثر این حوادث بدون نشت نفت یا به صورت کم اهمیت بوده و تصادف به محفظه های بار صدمه نزده، شناور صدمه دیده نجات یافتند و یا اینکه محموله آن به تانکرهای دیگر منتقل می گردد. فجایع کشتیرانی اصلی در مورد تانکرها موضوع متفاوتی هستند.

  در مارس 1987، Amoco cadiz حامل 223000 تن نفت خام عربستان و کویت، در ساحل بریتانی در هم شکسته شد و تمامی محموله خود را از دست داد. تانکر Exxon valdez در prince William sound آلاسکا در مارس 1989 به گل نشستند و 37000 تن نفت خام تراوش شده به ساحل راه یافته و تقریباً 800 کیلومتر از خط ساحلی را در برگرفت. در مورد دیگر، در ژانویه 1993، تانکر 13raer در ساحل Shetland و در نتیجه بادهای Hurricane در هم شکسته و 85000 تن معموله نفت خام خود را به طور کامل از دست داد. این نفت تقریباً بدون هیچ اثری در دریا ناپدید شد.

•         حوادث کشتیرانی نزدیک به خشکی و در تنگه های باریک مانند تنگه Malaca یا تنگه Dover و در نزدیکی ورودی بنادر جایی که تراکم کشتیرانی بالا است رخ می دهد. در نتیجه اکثر حوادث نزدیک به ساحل بوده و نفت نشت یافته موجب آلودگی نفتی در ساحل می شود.

 

هر ساله در حدود 25000 تانکر نفتی از طریق تنگه هرمز عبور نماید که حدود 60 درصد ازکل صادرات جهان است. نفت توسط 34 پایانه اصلی در منطقه صادر می شود. خوشبختانه برای سالهای زیادی منطقه دریایی خلیج فارس از سوانح سوپر تانکرها دور نگه داشته شده است. با این وجود چند سانحه که عمدتاً توسط شناورهای خارج از استاندارد در منطقه دریایی اتفاق افتاده اند که منجر به نشت های نفتی با اندازه متفاوتی در سالهای 1998 و 2000 مطابق جدول زیر شده اند. این حوادث منجر به نشت مجموعاً 9000 تن نفت در محیط زیست دریا گردیدند (2000 و MEMAC)

3- سایر ورودی ها

•         حوادث منجر به نشت های نفتی از مهمترین سوانح هستند.

•         ترواشهای طبیعی، ریزشهای جوی، تخلیه شهری و حمل و نقل (به غیر از سوانح) مهمترین منشاء ورود هیدروکربنها به دریا هستند. ورود نفت به دریا بر اثر عملیات خصوصاً در حین تولید، حمل و نقل و فرایند نفت اتفاق می افتد.

پیامدهای اکولوژیک آلودگی نفتی

•         اگرچه هیدورکربنهای سنگین رسوب کرده نفتی از نظر شدت آلودگی در مقایسه با هیدروکربنهای سبک نفتی (آروماتیکها) از درجه سمیت کمتری برخوردارند اما به واسطه مدت زمان حضور در بستر دریا و مجاورت آن با جانوران کفزی منجر به ورود شبکه غذایی شده و بزرگنمایی بیولوژیک را باعث می گردد. در حالی که آروماتیکها و سایر هیدروکربنهای سبک نفتی علی رغم درجه سمیت زیاد در ساعتهای اولیه نشت استحاله شده و به اتمسفر وارد می گردد. بنابراین هیدروکربن های نفتی چه سبک و چه سنگین می توانند بر روی اکوسیستم های آبی تأثیر مخربی گذاشته و بر روی گیاهان و جانوران منطقه مؤثر باشند.

•         در جنگ عراق علیه کویت و نشت نفت به خلیج فارس زیستگاههای مهم ساحلی در طول ساحل شمالی عربستان سعودی و کویت نواحی وسیعی مارشهای شور، پهنه های گلی و مانگرو به شدت صدمه دیدند. در امتداد بیش از 500 کیلومتر از خط ساحلی نفت تا یک کیلومتری آبهای نزدیک ساحل را با پوشش سطحی 100 درصد فرش نمود. بخش وسیعی از مانگروها و پوشش هالومینت ها آسیب دیده در مارشهای شور از این نواحی گزارش گردید و این درحالی است که بررسی های وسیع برای یافتن هر اثری از گونه های بی مهرگان بی نتیجه ماند. بازیابی چندین مناطقی حداقل ممکن است یک دهه به طول انجامد. هم اکنون نواحی نفتی شده بسیاری به طور طبیعی با قشری از رسوبات جدید پوشیده شده است. از آنجا که مقادیر قابل توجهی از نفت بر کف بستر زیستگاههای مهم زیر جزر و مدی همچون علفهای دریایی و آبسنگهای مرجانی ته نشین نگردیده بود این جانداران از تأثیرات جدی نفت مصون ماندند.

سواحل صخره ای

•         سواحل صخره ای بسیار پرانرژی بوده و نفت گسترش یافته سریعاً به وسیله امواج و حرکات آب پاک می گردد. در سواحل با حفاظ بیشتر زمان ابقای نفت طولانی تر بوده و رفع نفت بسیار آهسته و توسط جزر و مد کامل انجام گرفته و در شکاف های حفاظ انرژی امواج به حداقل می رسد. نفت انباشته شده در طول ساحل و یا مناطق بالادست ساحلی تبخیر شده و گلوله های قیری (Tar) نیمه سفتی برجای می گذارد (Heyazy)

انواع قابل ملاحظه ای از حیوانات و جلبکهای حساس تر قرمز و سبز در نتیجه تماس با نفت تازه کشته می شوند اما قسمت عمده نفت رسیده به سواحل سوخت بونکر یا نفت خاصی است که برای چندین روز در دریا باقی مانده و اکثر جزء سمی خود را از دست داده است پس تعداد کمی از موجودات زنده را مسموم می کند

بسترهای نرم

•         نفت گسترش یافته به راحتی از سواحل رسوبی با انرژی پایین پاک نشده و در صورت مایع بودن به داخل بسته فرو می رود. در این جا غلظت پایین اکسیژن برای تجزیه باکتری های نفت مطلوب نبوده و در نتیحه خواص سمی خود را برای مدتی خواهد داشت.

علف های دریایی

•         علف های دریایی از اجزای بسیار مهم و مولد اکوسیستمهای ساحلی محسوب می شوند. باتلاقهای نمکی، بسترهای علف دریای و در مناطق حاره جنگلهای مانگرو مشابه سواحل گلی بین جزر و مدی نواحی با انرژی کم برای حبس نفت هستند و گیاهان تشکیل دهنده این اکوسیستم تحمل بالایی دارند. این مناطق اکوسیستم های مهمی در مرز میان زمین و دریا می باشند. آنها کنترل کننده فرسایش ساحلی، منبع تولیدات آلی انتقال یافته به دریا بوده و برای مراحل جوانی موجودات دریایی که برخی دارای ارزش اقتصادی هستند تأمین کننده پناهگاه هستند. اثر آلودگی نفتی بر گیاهان یکساله در باتلاقهای نمکی به فصل بستگی دارد. اگر گیاهان در حالت جوانه باشند گل دادن متوقف می شود. اگر گل ها به نفت آغشته گردند به ندرت تولید دانه می کنند و اگر دانه ها نفتی شوند رشد و نمو مختل        می گردد.

اثرات زیست محیطی لکه های نفتی در دریا

•         آثار آلودگی نفتی در دریا را باید به دو نوع درازمدت و کوتاه مدت تقسیم نمود. خفگی ناشی از پوشش لکه نفتی و مسمومیت حاصل از نفت در دسته اول قرار دارند. کاهش در انتقال نور باعث ممانعت عمل فتوسنتز گیاهان آبزی می شود. لایه های نفتی سرعت جذب اکسیژن هوا به وسیله آب را بسیار کند می کند. به اندازه ای که میزان انحلال اکسیژن و در لایه های آب زیر لکه های نفتی حتی از لایه های عمیق آب نیز کمتر است.

پرندگان دریایی

•         پرندگان دریایی آسیب فراوانی از لکه های نفتی متحمل می شوند. پرهای آنها آغشته به نفت شده و به هم می چسبد و قدرت پرواز آنها را کاهش داده یا غیرممکن می سازد. به علاوه خاصیت عایق بودن پرها از بین رفته و پرنده در معرض سرمای آب قرار گرفته، می میرد.

خزندگان دریایی

•         لاک پشت های ماده هنگام قرار گرفتن در ساحل که به لکه های نفتی آلوده است دچار مسمومیت می شوند یا این که بر اثر بخارات و گازهای بدست آمده از محیط فاصله گرفته و تخم ریزی نمی کنند.

•         این واکنش نوعی تغییر رفتار بوده که در نهایت باعث عدم موفقیت در تخم ریزی می شود و نسل حیوان در معرض انقراض قرار می گیرد. از سویی وجود آلودی های نفتی در اطراف لانه باعث ایجاد گازها و بخارات و نفوذ آنها به درون تخم شده، باعث خفگی، تجمع در بافت و جهش در نوزاد می شود. همچنین قطره های نفت هم که به شکل امولسیون در محیط دریایی پراکنده اند، به علت شباهت به لارو ژلی فیش ممکن است از سوی نوزادان لاک پشت بلعیده شود.

•         در حادثه ای که در عمان در طی مارس 1991 گزارش گردید، که حاکی از مجموع 118 لاک پشت مرده در رأس الخیمه تا راس میراب بود. در همین منطقه طی ماه می 1990 تعداد 19 لاک پشت پوزه عقابی در برالحکمان سواحل دریایی عمان در راه لانه خویش مرده پیدا شدند.          (  A , 1999 b)

 

بی مهرگان

   بی مهرگان

•         بی مهرگان همچون ماهیان بر حسب نوع نفت، غلظت آن، شرایط اقلیمی و خصوصیات آب و به خصوص مقاومت گونه و شرایط زیستی آن می توانند تحت تأثیر آلودگی نفتی قرار گیرند. به طور کلی مطالعه بر روی بی مهرگان انجام گرفته که مختصری در مورد هرکدام از گروهها توضیح داده خواهد شد:

    1- نرم تنان- حلزونهای دریایی

    2- خانواده خرچنگها

   3- کرمها به ویژه کرمهای دریایی وابسته و پرتاران (پلی کت ها)

   4- خارپوستان

    5- مرجانها

    6- پلانکتونها

•         به طور کلی نرم تنان و حلزونها را می توان در یک تقسیم بندی مطالعاتی به صورت زیر خلاصه نمود:

•         - صدفهای چرخنده ( نرم تن خاره چسب نوع دیگری از نرم تن خاره چسب به نام کیتون (chiton)

•         - گوشتخواران (صدف حلزونی)

•         - صاف کنها ( صدفهای خوراکی در کفه ای صدف خوراکی) و آشغال خورها حد فاصل جزر و مد و آبهای کم عمق تر که پوشیده از مواد آلوده نفتی می باشد منجر به مرگ و میر بی مهرگان می شود. در این دسته از نرم تنان بی مهرگان تغذیه کننده از روش صاف کردن آب دریا و دسته ای که خوراک اصلی آنان از ضایعات وارده در نتیجه آلودگی نفتی تأمین می گردد با وارد شدن و جمع گردیدن مواد نفتی در رسوبات سهم نسبتاً مهمی در این مورد به عهده دارند. چنین آلودگی هایی باعث ضررهای اقتصادی می شود ولی زمانی که منبع آلودگی از بین می رود.

•         کاهش مقدار هیدروکربنها در لایه های بدن جاندار به پایین ترین حد امریست معمول و محتمل که مطالعات مربوطه توسط سازمان RCEP در سال 1987 این موضوع را به اثبات رسانده است.

پلانکتون

•         پلانکتون و خصوصاً Neuston در چند سانتی متری سطح آب بیشتر در معرض خطر هستند چرا که در تماس با بالاترین غلظت اجزاء محلول در آب و نفوذی نفت شناور می باشند. نفت و اجزاء آن برای محدودۀ وسیعی از موجودات زنده پلانکتونی سمی هستند و ترکیبات آروماتیک بسیار بیشتر از نوع آلیفاتیک آن ضرر دارند.

•         در مورد زئوپلانکتونها تحقیقات آزمایشگاهی زیادی انجام گرفته اما اثرات این گونه آلودگیها در دریاهای باز هنوز به طور کامل و صد در صد مشخص نگردیده است به طوری که گمان می رود زئوپلانکتونهای به عنوان زنجیره دوم حلقه زنجیرهای غذایی می توانند نقش بسیار زیادی در تجمع آلاینده های نفتی و بزرگ نمایی زیستی داشته باشند. بررسی های به عمل آمده نشان داده است که اثرات نفت و مشتقات آن در غلظتهای بسیار کم در مرحله اول بر حلقه های اولیه زنجیره غذایی یعنی پلانکتونها وارد شده و در نتیجه باعث مرگ سریع زئوپلانکتون ها که غذای بسیاری از آبزیان را تشکیل می دهند می گردد. همین بررسی ها نشان می دهند که افزایش مواد نفتی به میزان 1/0 میلی لیتر در لیتر قادر است تمامی زئوپلانکتون ها را ظرف مدت 24 ساعت نابود سازد.

سخت پوستان

•         سخت پوستان مانند خرچنگهای دراز و خرچنگهای گرد که حرکت هم می کنند و معمولاً در منطقه ای که گاه جزر و مد به آن نواحی می رسد زندگی می نمایند با اندازه صدفهایی که در ناحیه جزر و مد اقامت دارند (مانند کشتی چسبها) در معرض آلودگی نفتی قرار ندارند. به هر محبت زمانی که آلودگی نفتی بزرگ در ستون آبهای کم عمق پراکنده شده است میزان تلفات بسیار زیاد است. گزارشهایی وجود دارد که میزان تلفات بسیار زیاد است.

•         گزارشهایی هم در ارتباط با اثرات کشنده جنبی وجود دارد مثلاً زمانی که غلظت نفت خام در آب دریا به حدود 9/. قسمت در میلیون (ppm 9/0) برسد اثرات سوء آن بر روی خرچنگهای دراز بالغ به صورت کم اشتهایی و از بین رفتن قدرت انعکاسی و کاسته شدن مقدار تغذیه دیده شده است (1987 Gesamp)

کرمها

•         طبق تحقیقات انجام شده توسط لول (levell) در سال 1987 هرگاه نفت تازه بر روی رسوبات ناحیه جزر و مدی که محل زندگی زیادی است نفوذ کند صدمات بسیار شدیدی به اجتماعات گفته شده وارد می سازد.

•         خارپوستان، توتیای دریایی و ستاره دریایی به اندیکاتورهای آب تمیز معروف هستند (به عنوان شاخص آب تمیز می باشند) و تحت تأثیر مواد سمی نفت تلفات بسیار زیادی را نشان می دهند.

•         به طور کلی یک توده بزرگ آلودگی نفتی رها شده در دریا، در زمانی کوتاه (چند دقیقه تا چند ساعت) طیف وسیعی از موجودات دریایی را دچار مسمومیت و مرگ می کند. اجساد ماهیها و خرچنگها به خطوط ساحلی کشیده می شود. آثار درازمدت غلظتهای کم این آلودگی ها در زمان طولانی تری خود را نمایان می کند.

•         لایه های نازک نفت می تواند سموم محلول در چربی مانند آفت کشها را در خود حل کرده و غلظت آنها را چندین برابر در آب و بالاتر از حد قابل تحمل موجودات برسانند. نتایج بررسی ترکیبات آلی که وارد زنجیره غذایی شده نشان می دهد آنها در بدن موجود زنده پایدار مانده و قادرند بدون تغییر از چندین زنجیره غذایی عبور کنند. این مواد مانند آفت کشها و فلزات سنگین قابلیت تجمع پذیری دارند.

نهایتاً این آلودگیها به موجوداتی که مورد استفاده غذایی انسان قرار می گیرد نیز منتقل و از این طریق در بدن او تجمع می یابد

ماهیان

•         چون سطح بدن ماهیان با لایه ای از ماده لزج پوشیده شده است لذا آلودگی نفتی نمی تواند به سرعت بر روی موجود تاثیری بگذارد اما این آلودگی قادر است آبشش های ماهیان را مسدود کرده و باعث خفه شدن آنها گردد.به طور کلی دسته های بزرگ ماهیان بالغ و جوان که درآبهای کم عمق زندگی میکنند در اثر آلودگی نفتی در ستون آب صدمات نسبتا قابل توجهی را متحمل می شوند.

•         نشت نفتهای سبک مانند بنزین که شدیدا سمی هستند در حوالی نقاط ساحلی باعث تلفات شدیدی بر روی ماهیان می شوند.

•         بر اثر مطالعات مالینز و مادگنیز در سال 1989 ماهیان در اثر تماس به نفت موجود در رسوبات و آب از طریق جمع شدن هیدروکربنها در لایه ها ی موجود در بدنشان در معرض نابودی قرار می گیرند.لایه هایی که هیدروکربنها را در خود جمع کرده هند در زمانی که ماهی در معرض مواد آلوده کننده قرار ندارد این گونه مواد را بیرون می ریزد.

 با تمام این تفاصیل محصولاتی که در اثر تداوم متابولیسم بدن ماهی ایجاد شده احتمالا تا مدت نسبتا درازی در پیکره آنان باقی می ماند.

•         هصولا از نقطه نظر ایمنی تخم ماهی ونوزادان حاصله بسیار آسیب پذیر هستند.به محض قرار گرفتن در زیر لایه های پخش شده نفت از بین می روند و درصد مرگ و میرشان با استفاده از پراکنده سازها(ترکیبات شیمیایی که منجر به پخش شدن و گسسته شدن لکه های نفتی می گردد)افزایش شدید می یابد.

•         اختلال و کاهش باروری ماهان و ترک نمودن زیستگاههای طبیعی خود در اثر آلودگی نفتی از دیگر عوازض ناهنجار آلودگی مواد نفتی است.

•         بررسیها نشان داده اند که گونه هايی از ماهیها در برخی ازآبهای آلوده به نفت محل زیست خود را ترک کرده و هرگز قادر به مراجعت به مناطق تخم ریزی و یا اماکن رشد و نمو خود نبوده اند.

•         در حادثه سال1981 در منطقه خلیج فارس رقم تخمین زده از تلفات ماهیان عبارت از 4000 تا 8000 ماهی از گونه های مختلف با طولهای متفاوت(برخی بزرگتر از 60 سانتی متر) و 10000 عدد یل بیشتر ماهی مرکب می باشد.(A,1999b)

سرنوشت نفت نشتی

•         زمانی که نفت مایع در دریا نشت می کند، بر روی سطح آب پخش می شود و تشکیل یک فیلم نازک به نام (لکه نفتی oil slick) را می دهد. سرعت گسترش و ضخامت این لایه بستگی به درجه حرارت آب دریا و طبیعت نفت دارد. یک نفت سبک نسبت به نفت سنگین تو و مومی سریعتر پخش شده و لایه نازکتری را ایجاد می کند.ترکیب نفت از زمان نشت آن تغییر می کند

•         اجزاء سبک (با وزن مولکولی کم، تبخیر، قسمتهای محلول در آب، حل و اجزاء غیر قابل اختلاط به صورت امولسیون درآمده و در ستون آب به شکل قطراتی پراکنده می گردند. در برخی شرایط دریا، یک امولسیون آب در نفت تشکیل می شود که شامل 80- 70 درصد آب بوده و یک توده چسبناک را ایجاد می کند که به دلیل شکل ظاهری به آن موس شکلاتی chocolate mouse می گویند. این توده به صورت پن کیک های (pan cakes) ضخیمی بر روی آب درآمده و در صورت رسیدن به ساحل توده های چسبناک بهبودناپذیری را به وجود می آورند. بقایای سنگین نفت خام tar ball هایی را با اندازه های متفاوت از 1 تا 20-10 در قطر تشکیل می دهند.

•         نفت امولسیون شده در قطرات میکروسکوپی بوده و در نتیجه سطح تماس وسیعی برای اثر باکتریها فراهم نموده و سریعاً تجزیه می گردد. در برخی موارد، قطرات نفت به ذرات رسوب موجود در ستون آب متصل و به بستر دریا حمل می شوند. جایی که احتمالاً مدفون شده و تجزیه باکتریایی بسیار آهسته تر خواهد بود.

 

•         Tar ball ها و موس در مقام مقایسه با حجمشان سطح تماس کوچکی دارند و به همین دلیل تجزیه آنان بسیار کند است. Tar ball هایی با اندازه های متفاوت در سطح آب های تمام اقیانوسها موجودند، هرچند که به صورت غالب در مسیرهای کشتیرانی عمده و جریانات اقیانوسی اصلی همانند گلف استریم دیده می شوند. آنان غالباً از شستشوی تانکرها و عملیات مسیرهای کشتیرانی حاصل می گردند.

لکه نفتی در یک محل ثابت نمی ماند و با سرعتی 4-3 درصد سرعت باد حرکت می کند. در آبهای بستر و مصب ها، جزر و مد و جریانات آبی تعیین می گردد. این حالت به دنبال غرق تانکر Braer در ساحل جنوبی Shetland در ژانویه 1993 روی داد و قسمت اعظم نفت در جریان fair Esland به سمت جنوب شرقی یعنی برخلاف پیش بینی و توسط جریان باد شمال شرقی به طرف سواحل نروژ حمل گردید.

پاک سازی لکه های نفتی از روی سطح آب دریا

•         به هنگام بروز سوانح و ایجاد لکه های نفتی در دریا، برطرف کردن این لکه ها ضرورتاً مستلزم مسدود کردن آنها با تشکیل نوعی سد می باشد.

•         اثرات زیست محیطی لکه های نفتی در دریا

•         سه نوع از این سدها که مورد استفاده قرار می گیرند شامل:

 - سدهای شناور

- سدهای جوشان آبی

- سدهای شیمیایی است.

 

  1- سدهای شناور:

 

•         این سدها معمولاً در لنگرگاه ها و مناطق بارگیری و تخلیه مواد نفتی بکار می رود و به صورت مانعی بر روی آب شناور شده و گرداگرد لکه را احاطه می کنند.

روش شیمایی

•         می توان پروسه طبیعی امولسیون شدن نفت در آب را توسط اسپری مواد شیمیایی پخش کننده dispersant بر روی لکه نفتی از روی کشتی ها یا هواپیما، سرعت بخشید. مواد پخش کننده بر روی نفت های سنگین یا نفتی که برای مدتی در دریا مانده (نفت هوازده) بی تأثیرند.

   ممنوعیت تردد تک جداره ها

-          تانکرهای تک جداره ها به دلیل آسیب پذیریشان نسبت به تصادم و برخورد با یکدیگر باعث ایجاد بدترین آلودگی نفتی در دریا می شوند. به همین دلیل بسیاری از کشورها از تردد نفتکش های تک جداره حامل نفت های سیاه منجمله نفت خام و مازوت در آبهای کشور خود جلوگیری می کنند.

   کشور فیلیپین از آپریل 2008 از تردد نفتکش تک جداره در آب های کشور خود جلوگیری می کند.

   کشور جنوب غربی به دنبال وقوع بدترین آلودگی نفتی در تاریخ کشورش در اثر برخورد سوپر تانکر تک جدارۀ هیبی اسپیریت Hebei spirit با جرثقیل و نشت 66000

      بشکه نفت خام از تردد تک جدارها جلوگیری می کند.

    در آگوست 2006 از نفتکش سولار- یک solar 1 حدود دو میلیون و دویست هزار لیتر گازوئیل نشت نمود که موجب آسیب جوی به محیط زسیت دریایی و آلودگی خطوط ساحلی جزایر گیماراس فیلیپین گردید.

-   با ممنوعیت و جلوگیری از تردد تک جداره های نفت کش می توان از بسیاری از نشتها و نهایتاً آلودگی نفتی آبها جلوگیری کرد.

   باکتری های نفت خوار:

      یکی از روش های جدید برای رفع آلودگی های نفتی استفاده از باکتریهای نفت خوار است که در کشور ما نیز این باکتریها توسط دکتر غلامحسین ابراهیمی پور جداسازی شده اند. طبق گفته ایشان این باکتریها قادرند مواد ترکیبات نفتی را تا 100% به بیومس میکروبی و گاز کربنیک تبدیل کنند. در صورتیکه بهترین سویه های جداشده در آلمان تنها 80% قادرند این کار را انجام دهند.

-          یکی از عمده ترین آلاینده های آب دریا کشتی های نفت کش هستند. این کشتی ها معمولاً پس از تخلیه محموله نفتی خود در بنادر مقصد، مخزن خود را تا حدی با آب دریا پر می کنند. بارگیری این آب که معمولاً آب توازن نامیده می شود برای حفظ تعادل کشتی در مسیر بازگشت به بنادر در مبدأ قبل از بارگیری دوباره نفت، آب توازن خود را در دریا تخلیه می کنند که همین امر موجب می شود تا مقادیر بسیار زیادی نفت خام نیز وارد آب دریا می شود. در صورتیکه اگر باکتری های نفت خوار به آب توازن نفت کش ها اضافه شوند، قبل از تخلیه آب توازن نفت موجود در آن به بیومس میکروبی تبدیل شده و به این ترتیب نه تنها دریا را آلوده نمی کند بلکه بیومس میکروبی آن مورد تغذیه آبزیان نیز قرار می گیرد. بنابراین اگر باکتری های نفت خوار را در سطح وسیعی تولید کنیم علاوه بر پاکسازی آبهای ساحلی خود می توانیم با فروش به سایر کشورها درآمد ارزی بالایی بدست آوریم

-          قرار دادن سکوهای نفتی و حفاری در مناطق پر رفت و آمد

•         بهره برداری از منابع زیرزمینی نظیر معادن و میدان های نفتی دقت و مهارت فوق العاده ای می خواهد. چنانچه این بهره برداری ها بدون برنامه و نظارت و حضور کارشناسان باشد صدمات جبران ناپذیری به محیط زیست وارد می کند. به عنوان مثال ایجاد نفت به دلیل آنکه میلیون ها سال طول کشیده و اکثراً در مناطقی است که کمتر تحت نفوذ انسان بوده به مراتب سخت تر از ایجاد نیروگاه جدید است.

 

•         کمترین حضور انسان بیشترین آلودگی و تغییر را به دنبال دارد. قرار دادن سکوهای نفتی و وسایل حفاری در مناطق دورافتاده نیز باعث تخریب محیط زیست و همچنین تغییر بافت زیستی منطقه می شود.

نهایتاً

•         امروزه بسیاری از شرکتهای نفتی به دنبال روش های جدید در انتقال نفت هستند تا خطرات زیست محیطی کمتری به دنبال داشته باشد.

 

•         با این همه استفاده از انرژی های جایگزین و تجدیدپذیر نظیر انرژی باد، خورشید و از همه مهمتر انرژی هسته ای در تولید انرژی از جمله کم هزینه ترین، باصرفه ترین و پاک ترین راه های تولید انرژی است

 

 نوشته شده توسط محبوبه زیاقمی
جمعیتهای درنای سیبری در جهان در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389

جمعیتهای درنای سیبری در جهان

جمعیتهای درنای سیبری از نظر مسیر مهاجرت به سه گله تقسیم می شوند :

1 گله شرقی که در چین زمستانگذرانی می کند .

2- گله مرکزی که در هند زمستانگذرانی می کند .

3 گله غربی که در ایران زمستانگذرانی می کند .

مطالعات اخیر دانشمندان بر روی تعیین تاکسونومی درون گونه ای این سه جمعیت متمرکز شده است . روند تغییرات جمعیتی و تعداد جمعیت این سه گله و همچنین وضعیت آنها در طبقه بندی اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN) در جداول (1-3) و (1-4) ملاحظه می گردد .

 

منابع

روند تغییرات جمعیتی

تعداد

جمعیتها

Song et al 1995 , Gui 1995 , Harris et al 1995 , J. Harris pers . Comm

نامشخص

3000 2900

شرقی

A. Sorkin pers . Comm

مشاهده شده در فوریه 1996 بعد از دو سال غیبت

(بطور یکنواخت کاهش یافته است)

4

مرکزی

A. Sorkin pers . Comm

از اواسط دهه 1980 تاکنون شدیدا آسیب پذیر

9

غربی

 

 

معیارهای طبقه بندی IUCN (1996)

جمعیتها

A1c ; C1 ; C2

در خطر انقراض

شرقی

A1a,c,d ; A2b,d ; B1c,e ; C1 ; C2b ; D ; E

بطور بحرانی در خطر انقراض

مرکزی

A1a,c ; A2b,c ; B1 ; B2c ; C1 ; C2b ; D ; E

بطور بحرانی در خطر انقراض

غربی

 

 جمعیت شرقی

زیستگاه زادآوری : این جمعیت بیش از 99% از جمعیت جهانی این گونه را شامل می شود . مکان اصلی زادآوری آنها در توندرا و جنگلهای توندرا در منطقه ای به مساحت 82000 کیلومتر مربع در ناحیه یاکوتیای شرق سیبری جنوب شرقی دریای سیبری بین رودخانه های یانا و کولیما استflint &) sorokin1989, labutin et al 1982, degtyaryev & labutin 1991 )این زیستکاه، توندرا پوشیده از خزه و گلسنگ و چمنزارها و تالابهای دارای جگن بوده و انها ندرت در نواحی بینابینی جنگل-توندرا دیده می شوند ولی گاهی در شمال تایگا بین اقیانوس منجمد شمالی و اراضی مرتفع هستند (Sovokin & Kotyakov 1987) افراد نابالغ این جمعیت بطور گستردهای پراکنده بوده و گاه و بیگاه در طی فصول جفت گیری در نواحی مرزی روسیه-مغولستان-چین مشاهده شده است.

زیستگاه تابستانه : این جمعیت در فصل تابستان در منطقه یاکوتا در 2000 کیلومتری شمال شرقی رودخانه آب زندگی می کند .(Dogan 2001)

مهاجرت : مسیر مهاجرت این گله در حدود 5100 کیلومتر است که شامل رودخانه یانا ، ایندیگریکا ، دره رودخانه کولیما در روسیه (Deytaryev & Labutin 1991, Harris 1992)

می باشد، از انجا وارد قسمت شرقی چین شده و از بیِژینگ در منطقه حاشیه ای شرق چین به طرف دریاچه پویانگ و سپس به طرف وسط حوزه رودخانه یانگتز حرکت می کنند (شادی 1376).در ضمن مهاجرت از نواحی امورلند، منچوری، ترانسبوی کولیا و مغولستان عبور می نمایند (Walkin show 1973).

درنای سیبری در مسیر مهاجرت از چندین مکان بین راهی استفاده می کند. اگرچه برخی از این نواحی مهم (استراحتگاههای سنتی) امروزه به وسیله ذخیره گاههای طبیعی ایکسانقی، موموگ و زالونگ حفاظت می شوند، ولی برخی از آنها غیر حفاظت شده هستند. درناهای سرگردان بطور اتفاقی و معمولآ در فصل پاییز از کشور ژاپن نیز گزارش شده اند .(Maine & Archibal 1996)

زمان مهاجرت پاییزه از شرق سیبری اغلب در ماه سپتامبر تا اواسط اکتبر تا اوایل نوامبر سیبری در اوریل تا اوایل ماه می است (Dementiev & Gladkov 1951).

آنها از اکتبر تا اوایل نوامبر و مارچ تا اوریل را در منطقه مارچ تا اوریل را در منطقه هوپی(شمال شرقی چین) سپری می کنند (Hemmingson 1968 La Touch1933).

این جمعیت بعد از ترک دریاچه پو یانگ در بهار، رودخانه یانگتز را بطرف ساحل شمالی طی نموده و پس از طی کردن دره ساحلی که به شکل دماغه بوده، به وسیله خلیج چی هلی و کوه تاهانگ در منطقه پیتی ای هو بالا می آیند. بعد از گذشت از این منطقه به مهاجرت خود ادامه داده تا اینکه به ذخیره گاه طبیعی حفاظت شده ژالنگ در نزدیکی کیهتر رسیده و در انجا به مدت یک ماه یا بیشتر توقف می نمایند. سپس آنجا را ترک کرده و یک قسمت از جمعیت بطرف شمال غربی بسمت دریاچه بایکال رفته و پس از چند سیستم رودخانهای که شامل لینا که در مجاورت نواحی زاد اوری انها می باشد،بالا امده و قسمت دیگر جمعیت بطرف شمال ژانگ ، از طریق کوههای ساحلی وسیع در قسمت شرقی روسیه بطرف نواحی زاد اوری انها که در جنوب شرقی دریای سیبری می باشد،طی مسیر می کنند(شادی1376).

زیستگاه زمستان گذرانی:این جمعیت در تعداد محدودی از تالابهایی که در اواسط مسیر رودخانه یانگتز در چین جنوب مرکزی قرار دارند،زمستان گذرانی می کنند(Ding & (Zhou 1991.

در حدود 98٪ از جمعیت شرقی در ذخیره گاه طبیعی دریاچه پویانگ در استان شمالی جیانگی زمستان گذرانی می نمایند. ذخیره گاه طبیعی دریاچه پویانگ ،تعدادی از مهمترین مکانهای زمستانگذرانی در این ناحیه را در بر میگیرد،اما پرندگان از مکانهای خارجی مجاور ذخیره گاهها نیز استفاده میکنند. بقیه جمعیت ،شاید در حدود 100 قطعه یا بیشتر ، در دریاچه دونگتینگ در شهر یویانگ در استان هانان زمستان گذرانی می نمایند (harris 1991, gui et al 1994).

این جمعیت همچنین به تعداد بسیار کم در دریاچه شنگجین و به تعداد بیشتر در تالابهای زالونگ و موموگ در استان هیلونگجیانگ در شمال شرقی چین زمستان گذرانی میکنند (Beazley 1993) . همچنین بطور پراکنده در منطقه کرین در کشور مغولستان نیز پراکنده شده اند (شادی 1376).

ممکن است نواحی دیگری نیز در چین موجود باشد که این جمعیت از ان استفاده مینمایند ولی هنوز این مناطق شناخته نشده اند    .(J.Harris Pers.comm.)    

تاریخچه و تعداده جمعیت:وجود این جمعیت در سوابق تاریخی موجود بوده ولی هیچ گزارش جدیدی از انها موجود نبوده تا اینکه پرنده شناسان چین در سال 1980 این جمعیت را در حال زمستان گذرانی در دریاچه پویانگ یافتند    .(Zhou et al 1981) ابتدا حدس زده میشد که تعداد این جمعیت در حدود 100 عدد باشد تا اینکه یک گله بزرگتر متجاوز از 800 عدد در سال 1984 گزارش شد. تحقیقات و مطالعات بعدی که با استفاده از روشهای پیش رفته براورد جمعیت انجام گرفت موجب شد تا در کل تعداد جمعیت تجدید نظر شود .(Liu et al 1987 ) در سال 1993 حدود 2915 قطعه از این گونه توسط دل هویو و در سال 1996 توسط اسنو و در سال 1998 توسط پرین سرشماری گردید .(Russanov et al 1998) اکنون گمان بر این است که تعداد انها در حدود 3000 قطعه باشد (J.Harris pers.comm & Gui1995, song et al     1995)    

جمعیت مرکزی :

زیستاه زادآوری: مکان زاداوری این جمعیت در جنوب منطقه قطبی در جنگل توندرا واقدر غرب سیبری در مناطق شرقی کوههای اورال در سر چشمه رودخانه کانو وات و شاخه فرعی شرقی ان در روسیه میباشد (Russanov et al 1998).  این مکان در سال 1981 به وسیله رد یابی ماهواره ای کشف گردید .(Potapov & flint 1989 )  

در این سال مکان زاداوری یک جمعیت تولید مثل کننده از درنای سیبری در قسمتهای از حوزه رودخانه کانووات (انشعاب رودخانه اب) در حدود 60 کیلومتری شرق گرگی تعیین گردید (Sorokin & kotykov 1987). مسیر یک پرنده جوان دز سال 1992 به وسیله ماهواره ردیابی شد تا اینکه علایم ان در مرز ترکمنستان-افغانستان از بین رفت.

جمعیت کانوات همان جمعیت مهاجر به هند هستند، چراکه جوجه هایی که در سال 1995 در کانووات حلقه گذاری شده بود، در سال 1996 در هند یافت شد و این نظریه تایید کردید (Archibald 1994) شرایت زیستگاهی و مکان زاداوری جمعیت مرکزی در شمال تایگا و مردابهای خزه دار به این صورت است که مردابهایی که در بر  گیرنده تالابهای بزرگ و باز و گستردهای هستند، توسط جنگلهای احاطه شده اند و به وسیله مرزهای طولانی و کم ارتفاع به قطعاتی تقسیم می شوند و درناها در آبهای کم عمق بین آنها لانه سازی می کنند (sorokin & kotyakov 1987) .

زیستگاه تابستانه : این جمعیت در فصل تابستان در شرق کوههای اورال ، نزدیک شهر گرگی به سر بردند (Dogan 2001) و نابالغین در فصل تابستان در نواحی زادآوریشان از استپ شمالی ولگا اورال تا پائین رودخانه اب و در شرق تا استپ باربا دیده می شوند (Dementive & Gladkov 1951) .

مهاجرت : این جمعیت طولانی ترین مسیر مهاجرت را در بین سه جمعیت دارا می باشد که در حدود 5700 کیلومتر (3700 مایل) است . در مسیر مهاجرت آنها از قزاقستان (اولین بار در سال 1979 مشاهده شد) ، ازبکستان ، افغانستان ، و پاکستان می گذرند ، در حالی که دارای نقاط استراحت سنتی در دریاچه تنگیز و تالاب نارزوم در شمال قزاقستان در ناحیه کاستانیا و دریاچه آب ایستاده در جنوب افغانستان می باشند (Jamil 1994) .مسیر آنها تا حوزه ایندوس (Kovshar 2001) و شمال غرب هند ادامه می یابد تا اینکه به طرف مناطق زمستان گذرانی در پارک ملی کئولادو در شمال مرکزی دشتهای گانجتیگ می رسند (Sauey et al 1987) . مسیر مهاجرت بهاره به سمت شمال (روسیه) به طرف بالای کوههای هیمالیای غربی و در منطقه هیماچال پرودب با مختصات جغرافیایی 77 درجه و 40 دقیقه طول شرقی می باشد . این درناها در ماه اکتبر به پاکستان می رسند و به ندرت از اواخر یا اوایل دسامبر به سمت شرق حرکت می کنند . قسمت اعظم مهاجرتشان در اواخر ماه مارچ یا اوایل آوریل است تا اینکه ماه می از راه برسد (Cramp & Simmsons 1987) .

زیستگاه زمستانگذرانی : تنها مکان شناخته شده برای زمستانگذرانی این جمعیت ، تالابهای مصنوعی اصلاح شده در کئولادو می باشد (Singh et al 1987) . این زیستگاه در واقع یک سری آب بندان مصنوعی است که آبهای جمع آوری شده در طول فصل بارندگی های موسمی را در خود حفظ می کند و توسط کانالهای آب سد نیز به داخل این آب بندها انتقال می یابد (Vijayan 1990) .

پارک ملی گاناکئولادو در شمال غربی کشور هند و در ایالت بهاتراپور در استان راجستان واقع شده است که در حدود 190 کیلومتر از پایتخت هند (دهلی نو)فاسله دارد و بین دو شهر تاریخی اگرا و جیپور قرار دارد . نام کئولادو از نام یک معبد باستانی هندی که برای خدای شیوا در منطقه مرکزی مکان مقدس وقف شده ،اقتباس شده است. در حالیکه اصطلاح هندی گانا بر نواحی انبوه و متراکم پوشیده از جنگل دلالت دارد . مهاراجای بهاراپتور،بواسطه ساخت این پارک در سال 1890 مشهور گردید. وی اراضی وسیع گسترده ای را توسط سدهای خاکی محصور کرد و سپس با چند سد خاکی ان را تقسیم نموده و تعداد زیادی مرداب و دریاچه ایجاد نمود.بدینسان این پارک بطور مصنوعی ساخته شد . دولت هند نیز در سال 1965تیر اندازی تیر اندازی را در این منطقه ممنوع کردو در مارچ 1982 به عنوان پارک ملی محسوب شده و محافظت گردید . سپس در سال 1985 به عنوان یک مکان میراث جهانی در نظر گرفته شد. این پارک پذیرای گونه های متنوعی از پرندگان سراسردنیا می باشد و نزدیک به 380گونه در این 29 کیلومتر مربع گزارش شده است. 10٪ از پارک شامل مرداب و باتلاق بوده و ما بقی آن نواحی بوته زار و مرتع می باشد و بیش از 4400 اصله درخت در این پارک وجود دارد که این پرندگان از انها برای لانه سازی استفاده می کنند. این مکان به عنوان جالب ترین نقطه در جهان برای پرنده شناسان، اماتورها و علاقه مندان به طبیعت شناخته شده است. یک سوم از پرندگان این پارک،مهاجرو زمستان گذران بوده و جالبترین پرنده برای توریستهای منطقه درنای سیبری (Indian visit.com 201).

شرایط آب وهوایی پارک به این صورت است که در طی فصل تابستان (اوریل ـ ژوئن)درجه حرارت بین 38 تا 45 درجه سانتیگراد متغیر می باشد و در آغاز فصل بارندگی (جولای ـ اگوست) دما کاهش یافته و در حدود 27 درجه سانتیگراد می گردد (Indian visit.com 2001). این پارک دارای 32 روز بارندگی در طی سال می باشد که بیشترین میزان بارندگی در ماههای جولای ، اگوست و سپتامبر است . در این پارک گیاهان زیر یافت می شوند (شادی1376) .

                                                                                                                                       1.cyperus ronmdus           2-scripus tuberosus       3-eleocharis piantinginea      

4-scipus littoralis       5-nymphea pubescens

تاریخچه و تعداد جمعیت : در سراسر سالهای دهه 1800 تا حداقل سال 1937 ، زمستان گذرانی منظم درناها در حوزه گانجتیک هند گزارش شده بود (1987 sauey et al) . در سال 1960 بیش از 200 قطعه از این جمعیت در بهاراتپور گزارش شده اند (potapov & flint 1989) این جمعیت از سال 1965 تا کنون همه ساله در این پارک سر شماری می شود. متاسفانه تعداد این جمعیت از 200 قطعه در سال 1965 به 4 قطعه در سال 1996 رسید در زمستان 94-1993 و نیز 95-1994 هیچ درنایی در این پارک دیده نشد.این در حالی است که در تابستان 1994 کمتر از 10-9 قطعه درنا در این مکان زاد آوریشان در روسیه دیده شده بود   .(A.. sorokin pers.comm.)

در فوریه 1995 دو عدد درنای سیبری در شمال شرقی مرز ایران و افغانستان در بین گله های درناهای معمولی دیده شد (F.mostofi pers.comm.) اطلاعات بدست آمده از ردیابی ماهواره ها نشان داده که درنای معمولی در حوزه کانووات  زادآوری می کنند و احتمالا درناهای سیبری مشاهده شده در گله درناهای معمولی نیز در این حوزه زادآوری دارند تا اینکه در سال 1995 پنج عدد درنای سیبری دوباره در کئولادو دیده شدند (Del hoyo et al 1996)  ممکن است نواحی زمستانگذرانی دیگری در هند موجود باشد . به هر حال تنها مکان شناخته شده ، برای جمعیت مرکزی درنای سیبری پارک کئولادو می باشد . در سالهای خیلی خشک فقدان آب در پارک می تواند جمعیت درنای سیبری را به مهاجرت زود هنگام و ترک منطقه مجبور کرده یا اینکه به نقاط دیگری متفرق و پراکنده نماید و این درحالی است که فقط تعدادی از این مکانهای زمستانگذرانی پیدا شده اند (singh et al 1987) .

 

تعداد جمعیت گله مرکزی در سالهای مختلف در جدول زیر وجود دارد .

سال

19۹۴-19۶۵

1991-1990

1993-1992

1994-1993

1995-1994

1996-1995

تعداد

200

10

5

0

0

4

 

جمعیت غربی :

زیستگاه زادآوری : شناسایی مکان دقیق زادآوری این جمعیت مدتها در دست بررسی است . در حال حاضر تحقیقات منتشر شده فعلی دربرگیرنده اطلاعات جدیدی از پیدا شدن مکانهای احتمالی است . در بهار 1996 ، پرنده شناسان انجمن پرندگان وحشی ژاپن توانسته اند با رد یابی ماهواره ای یک جفت درنای سیبری نر در مسیر مهاجرت شمالی، مکان زاد اوری انها را بررسی کنند. این پرنده ردیابی شده پس از عبور از طول سواحل غربی و شمالی دریای خزر،سراسر قزاقستان غربی و شرق کوههای اورال به یک مکان در رودخانه کاندو در 360 کیلومتری جنوب مکان زاد اوری جمعیت مرکزی در حوزه کانووات رسید (wild bird socirti of japan peres.comm)و همچون ژوئن سال 1996 این پرنده در آن مکان باقی ماند . تحقیقات اخیر حاکی است که احتمالا در نواحی پراکنده آب در غرب کوههای اورال هم زادآوری داشته باشند . در تابستان 1994 یک جفت درنای سیبری در توندرای جنوب شرق جزیره کانین در 1000 کیلومتری شرق حوزه کانووات بین کوههای اورال و فنلاند گزارش شده است (v.kalzakin pers.comm.,Archibald 1994). البته بازدید هوایی این منطقه برای تایید حضور آنها هنوز میسر نشده است. در مصاحبه با افراد محلی مشخص گردیده است که ممکن است نواحی زاد اوری دیگری در باتلاق و تالابهای بین رود خانه مزن و پچورا وجود داشته باشد (main &Archibald 1996)همچنین در شمال مرکزی تایگا،در مناطق کم ارتفاع غرب سیبری در شمال منطقه تیومن روسیه در 250 کیلومتری جنوب کانفلوس و رود خانه ایرتیش نیز زاد اوری دارند (Archibald &kanai 1998) که مناطق زاد اوری جمعیت مرکزی در 600 کیلومتری شمال این منطقه قرار گرفته است. هر چند به لحاظ جغرافیایی این منطقه نزدیک به هم میباشند اما تردید وجود دارد که جابجایی بین دو جمعیت غربی و مرکزی صورت می پذیرد یا خیر؟ چرا که الگوی مهاجرت آنها بسیار متفاوت از هم می باشد (rossanov et al 1998).

زیستگاه تابستانه:این جمعیت در فصل تابستان در شمال غربی کوههای اورال نزدیک رود خانه ولگا بسر میبرد (dogan 2001).

مهاجرت: مسیر مهاجرت گله غربی در حدود 3700 مایل است که تنها بخش جنوبی مسیر مهاجرت آنها با مدارک بطور دقیق مشخص شده است . این بخش در طول ساحل شمالی و غربی دریای خزر، از دلتای ولگا تا شمال ایران در جنوب امتداد می یابد (main & Archibald 1996). انها در طول مهاجرت از داغستان و اذربایجان گذشته و از رودخانه های توبول و امبا عبور می نمایند و بر طبق گزارشاتی به سمت دزیاچه ارال هم مهاجرت کرده اند (Demenntiev & goldkov 1951). بر طبق گزارشات موجود از سالهای 1971 تا1985 ، درنای سیبری در منطقه تا شکند و همچنین دریاچه ایدار در نزدیکی تاشکند دیده شده است . همچنین در اوریل سال 1998 در نزدیکی دریاچه بیندووان در منطقه سالیان در جمهوری آذربایجان نیز گزارش شده اند (sariev 1999).مهاجرت بهاره انها از اواخر ماه مارچ تا اواسط اوریل اتفاق می افتد و مسافرت پاییزه در اگوست و سپتامبر و در چندین مورد در اکتبر و دسامبر بوده است (cramp & simmsons 1987).

منطقه دلتای ولگا محل مناسبی برای تغذیه و استراحت درنای سیبری مهاجر به ایران در مسیرمهاجرت بهاره و پاییزه به شمار می رود. بویژه پس از ایجاد ذخیره گاه طبیعی استاراخان در دلتای ولگا، پرندگان مشاهده شده افزایش نیز داشته اند. در اسناد قدیمی ، اولین بار در سال 1737 به وجود درنای سیبری در حوالی استاراخان روسیه اشاره شده است که تزارها از این منطقه، درنای سیبری شکار می کردند (kirikov 1966). نخستین کسی که اظهار داشت در بهار جفتهای درنای سیبری . در مناطق پایین دست ولگا در امتداد ساحل دریای خزر گرد هم می ایند ، پالاس می باشد (dglan &scherb 1915). در سال 1872 جاکوو لف به وجود یک دسته 300 تایی درنای سیبری در فصل بهار در استاراخان اشاره کرد (jakovlev 1872 ) در منابع موجود از ذخیره گاه طبیعی استارا خان، از این گونه اولین بار در سال 1927 نام برده شده است. اقامت انها در حوالی دلتای ولگا به هنگام مهاجرت بهاری معمولا در حدود 11 اوریل (22 فروردین)است و بطور متوسط 17 روز طول میکشد. البته ممکن استدر سالهایی که هوا سرد تر و نا مساعدتر باشد، مانند سال1936 بیشتر طول بکشد و تا 44 و حتی 55 روز هم برسد اقامت انها در این منطقه به هنگام مهاجرت پاییزی معمولا حدود 19 روز بوده واز 14 اکتبر (12 مهر )تا 23 اکتبر (اول ابان ) می باشد. تعداد انها در سالهای مختلف متغیر بوده است بطوریکه در مهر سال 1996 سه خانواده ، هر کدام با یک جوجه (مجموعا 10 پرنده) در این منطقه شمارش شده اند که در همین سال در فریدون کنار تنها دو جوجه مشاهده گردید. درنای سیبری در بهار بیشتر از بخش غربی دلتای ولگا به نام دامچینگ به عنوان زیستگاه موقت استفاده کرده در حالیکه در پاییز بیشتر از بخش شرقی دلتا به نام ابچورو استفاده می نمایند (eussanov et al 1998 ).

 زیستگاه زمستان گذرانی:زیستگاه زمستان گذرانی گله ،غربی ،دامگاه فریدون کنار در ایران می باشد.

وضعیت درنای سیبری در طبقه بندی های اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN)

درنای سیبری در طبقه بندی IUCN، سال 1996 در دسته ی گونه هایدر خطر انقراض (EN)قرار می گیرد که وضعیت این گونه ها (در خطر انقراض) در زیر تشریح می شود (IUCN 1996 ):

معیارهای در خطر انقراض: یک ارایه هنگامی در خطر انقراض است که بحرانی نباشد اما با احتمال بالایی از ریسک انقراض در طبیعت رو به رو است . یک ارایه هنگامی در این طبقه جای می گیرد که یکی از معیارهای پنجگانه زیر (EتاA)را دارا باشد :

A)کاهش جمعیت به یکی از دو صورت زیر باشد :

1-طی 10 سال گذشته یا طی 3 نسل یا هر کدام که بیشتر است،بر اساس مشاهده،بر اورد و استنتاج از طریق هر یک از موارد زیر 50٪ کاهش نشان دهد:

a)مشاهده مستقیم

b)نمایه فراوانی مناسب ارایه

c)کاهش سطح منطقه اشغال ،گستره ی حضور و یا افت کیفیت زیستگاه

d)سطوح بالقوه یا با لفعل(واقعی) بهره برداری

e) اثار ارایه های معرفی شده ،دو رگه ای شدن ،عوامل بیماری زا، الایندهها ،رقبا یا انگل

2)طی 10 سال اینده یا 3 نسل یا هر کدام که بیشتر است ، بر اساس مشاهده بر اورد و استنتاج از موارد ذکر شده در بندهای d,c,bیاeحد اقل 50٪ کاهش نشان دهد.

B)گسترده حضور بر اورد شده ی ارایه کمتر از 500 کیلومتر مربع یا سطح منطقه ی اشغال توسط ارایه کمتر از 500 کیلومتر مربع بر اورده شده و بعلاوه بر اورد ها بیانگر هر یک از شرایط زیر نیز باشند:

1ـپاره پاره شده باشد و در بیش از 5 مکان وجود نداشته باشد.

2ـبر اساس مشاهده پیشبینی یا استناج در هر یک از موارد زیر کاهش مداوم داشته باشد:

(aگستره حضور

(bوسعت،‍‍گستره و یا کیفیت زیستگاه

(dتعداد محلها یا زیر جمعیتها

(eتعداد افراد بالغ

3ـدر موارد زیر نوسانات شدید داشته باشد:

(aگستره ی حضور

(bسطح منطقه ی اشغال

(cتعداد محلها یا زیر جمعیتها

(dتعداد افراد بالغ

(cجمعیت برآورد شده از نظر تعداد برای افراد بالغ کمتر از 2500باشد و ضمنا دارای هر یک از دو وی‍‍ژگی زیر باشد:

1ـدر مدت 5سال یا 2 نسل یا هر کدام که بیشتر باشد کاهش مداوم حداقل 20٪بر آورد شده باشد.

2ـتعداد افراد بالغ و ساختار جمعیت در یکی از دو شکل زیر بر اساس مشاهده،پیشبینی شده یا استناج کاهش مداوم وجود داشته باشد:

(aپاره پاره شده باشد (به عنوان مثال تعداد افراد بالغ هیچ یک از جمعیتها بیش از 250بر آورد نشده باشد .)

(bتمام افراد در یک زیر جمعیت قرار داشته باشند.

(dشمار افراد بالغ کمتر از 250 بر آورد شده باشد.

(eتحلیل کمی نشان میدهد که احتمال انقراض در طبیعت در مدت 20 سال یا 5 نسل یا هر کدام که بیشتر باشد حداقل 20٪است (IUCN 1996).

بر اساس معیارهای IUCN در مورد درنایر سیبری معیارهای انقراض زیر در نظر گرفته شده است (main&Archibald).

معیارهای  alc: به معنی جمعیت گونه طی 10 سال گذشته یا طی 3 نسل یا هر کدام که بیشتر است ،بر اساس مشاهده ،بر آورد و استناج از طریق کاهش سطح منطقه اشغال ،گستره حضور و یا افت کیفیت زیستگاه،در حدود 50٪کاهش نشان دهد.

معیار ci: جمعیت برآورد شده از نظر تعداد برای افراد بالغ کمتر از 2500 باشد و ضمنا در مدت 5 سال یا 2 نسل یا هر کدام که بیشتر باشد کاهش مداوم جمعیت حداقل 20٪ بر آورد شده باشد.

معیارC2b جمعیت بر آورد شده از نظر تعداد برای افراد بالغ کمتر از 2500 باشد و ضمنا تعداد افراد بالغ و ساختار جمعیت بر اساس مشاهده،پیش بینی یا استناج کاهش مداوم وجود داشته باشد و تمامی افراد در یک زیر جمعیت قرار داشته باشد.

 

 

 نوشته شده توسط محبوبه زیاقمی
درنای سیبری در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389
 درنای سیبری

تالابها بوم سازگانی آبی هستند که حافظ نسل زیست مندان بیشماری از تک سلولی ها تا کامل ترین آنها بوده و مواردی ارزش متعددی می باشند و به عنوان بهبود دهنده کیفیت محیط زیست زیستگاه جانوران و گیاهان محسوب می شوند با وجود اینکه قسمت اعظم کشور ایران نیمی حدود 60% آن بیابانی و نیمه بیابانی است اما بوم سازگان های تالابی بسیار وسیع و با ارزش قابل توجهی است ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود و دارا بودن بیش از 250 تالاب بزرگ  کوچک از اهمیت ویژه ای در آسیای جنوب غربی برخوردار است تالاب های این سرزمین زیستگاه مناسبی برای پرندگان مهاجر آبزی وکنار آبزی می باشند. که در فصل زمستان از سرزمین های شمالی جهت زمستان گذرانی در مناطق جنوبی به این نواحی مهاجرت می کنند و به طوری که بیش از 140 گونه پرنده آبزی و کنار آبزی در این نواحی زمستان گذرانی و یا جوجه آوری دارند. تالاب ایران در حدود 50% از زیستگاه های مهم پرندگان در ایران را به خود اختصاص داده اند و بیشتر در بخش های شمالی، مرکزی، شرقی و غربی ایران پراکنده شده اند. از مجموع 378 ناحیه مهم برای پرندگان در خاورمیانه کشور ایران با دارا بودن بیش از 105 ناحیه در رتبه اول قرار می گیرد. تالاب فریدون کنار در استان مازندران نیز جز یکی از 105 ناحیه مهم معرفی شده است این تالاب به دلیل استفاده مردم محلی ارزش سنتی صید پرنده در آن به «دامگاه» معروف است از نظر جذب هزاران پرنده مهاجر زمستان گذران به ویژه درنای سیبری که یکی از گونه های در خطر انقراض به شمار می رود اهمیت خاصی دارد به همین لحاظ دارای ارزش های خاص و ناشناخته بوم شناختی، اقتصادی – اجتماعی و غیره بودن و از جایگاه ارزنده ای در حفظ تنوع زیستی برخوردار است. به طوری که مورد توجه خاص مجامع علمی و کنوانسیون هایی چون رامسر، کنوانسیون بین المللی پژوهش های پرندگان آبزی، کنوانسیون حفظ و حمایت از گونه های مهاجر (CMS) به سازمان بین المللی حمایت از پزندگان (BI) و تالاب ها (WI) و غیره می باشد. دامگاه فریدون کنار از سال 1357 به عنوان تنها زیستگاه زمستان گذرانی شناخته شده درنای سیبری در ایران مطرح است درنای سیبری پرنده است که در برخی از نواحی دنیا سمبل وفادارای، امید و عمر طولانی می باشد. این پرنده از گونه های آکادمیک مناطق سردسیری بوده و فقط در آنجا زاد آوری می کنند این گونه بیشتر در باتلاق های، تالاب ها و انواع دیگری از بوم سازگان های آبی واقع در توندرا، حد فاصل توندرا و تایگا، تایگا و ترجیحاً در آب های شیرین، کم عمق و شفاف زیست می کند. بر اساس مطالعات انجام یافته درنای سیبری در بین افراد دیگر خانواده درناها از لحاظ نیاز زیستگاهی، ریخت شناسی، رقص، آواز و تغذیه بسیار متناوب است. با وجود این که درنای سیبری دارای توانایی هایی بی نظیری در بین دیگر پرندگان می باشد ولی بیش از دیگر پرندگان در ورطه تباهی قرار  دارد. به طوریکه در لیست کتاب سرخ اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی از جمله پرندگان در خطر انقراض محسوب می شود. عوامل تهدید کننده زندگی درنای سیبری بسیار مختلف است که از بین آنها می توانند به تغییر، تبدیل و تخریب زیستگاه ها ناخالصی مسیر مهاجرت طولانی آنها، شکار، تولید مثل کم و مشکلات ژنتیکی به خاطر جمعیت کوچک آن ها اشاره کرد. این گونه از نظر مسیر مهاجرت به سه جمعیت شرقی، مرکزی و غربی تقسیم  شده اند، که جمعیت غربی آن همه ساله به دامگاه فریدون کنار مهاجرت کرده و زمستان گذرانی می نماید. از آن جائیکه درنای سیبری از جمله پرندگان در خطر انقراض بوده و طور مخاطره آمیزی با کاهش جمعیت مواجه است، حفاظت از جمعیت باقی مانده آن در برنامه ریزی مجامع علمی از اولویت خاصی برخوردار است مهم ترین فاکتور در امر حفاظت از گونه ها، افزایش آگاهی نسبت به خصوصیات زیستی گونه  زیستگاه آن نیازهای زیستی و عوامل تهدید کننده آن است به طوری که در مباحث مدیریت حیات وحش علاوه بر مطالعات زیست شناختی گونه ها، مطالعه و بررسی زیستگاه های آنها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر مطالعات زیست شناختی گونه ها مطالعه و بررسی زیستگاهی آنها بسیار مورد توجه قرار گرفته است لذا شناخت کافی از زیستگاه یک گونه (از جمله زیستگاه های سوخت و زمستان گذرانی گونه های مهاجر) کمک موثری در جهت اعمال مدیریت مناسب در مورد حفاظت از آنها به شمار
می رود. بنابراین حفظ زیستگاه منحصر به فرد درنای سیبری در ایران برای بقا این گونه و سایر پرندگان مهاجر ضروری به نظر می رسد زیرا با از بین رفتن زیستگاه یک گونه فراوانی کلیه فاکتورهای لازم برای بقا و تولید مثل آن نظیر غذا، امکان زندگی وآشیانه سازی و غیره کاهش می یابد. پس از دست رفتن زیستگاه منجر به کوچک تر شدن جمعیت ها شده وبه دنبال آن نرخ انقراض افزایش می یابد. بنابراین لازمه حفاظت از زیستگاه یک گونه آگاهی از اجزا تشکیل دهنده آن است و چون عدم دسترسی به اولیه ترین اطلاعات در مورد زیستگاه ها به خصوص تالاب ها اعمال هر گونه مدریت اصولی در مورد آنها را ناممکن می سازد. از این رو ضرورت و فوریت مطالعه و بررسی بوم شناختی تالاب فریدون کنار مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به حساسیت دامگاه فریدون کنار به عنوان تنها زیستگاه زمستان گذاری جمعیت غربی درنای سیبری و به لحاظ الویت جهانی این گونه در خطر انقراض و به دلیل این که تاکنون در خصوص شناسایی اجزاء این بوم سازگان دادگاه فریدون کنار شامل پوشش گیاهی وحیات جانوری شناسایی شده و در نهایت با استفاده از روش HEP ارزش نسبی مناطق مختلف موجود در اطراف دامگاه های از باران و سرخرود بازیستگاه اصلی درنای سیبری دامگاه فریدون کنار مقایسه شده است.

معرفی گونه های درنای سیبری

 تاریخچه درنا و جایگاه آن در فرهنگ مردم 

نام درنا (Crune) از کلمه انگلیسی Cram و کلمه قدیمی المانی Krama اقتباس شده است. درناها از قدیمی ترین پرندگان روی زمین هستند و قدمت آن به 54 میلیون سال پیش تخمین زده است. نمونه های به دست آمده از سوی فسیل آنها به دوره انوش مربوط می شود به طوری که حتی فسیل های از درنا پیدا شده است که مربوط به 70-40 میلیون سال قبل است و قدیمی ترین گونه زنده از خانواده درناها درنای سندهیل با قدمت حدود 10 میلیون سال قبل می باشد. در افسانه ها و اساطیر اقوام متعدد کرامات بزرگی به درناها نسبت داده شد چینی ها ها به درناها در رئیس خاندان پروازان می گویند و معتقدند که رنگ سفید آنها نشانه خلوص و پاکی قرمزی روی سر آنها نشانه قدرت و انرژی حیات بخش است آنها پر برکت و سمبل حکمت و فرزانگی می باشند. در کشور ژاپن درنا سمبل امیدواری است و سمبل عمر طولانی است عمر درناها در امارت بر 60 تا 70 سال هم می رسد. همچنینی آنها اعتقاد دارند که اگر در مکانی درناها تجمع کنند خوش شانسی و کامیابی به ارمغان می آورند یونانیان قدیم معتقدند پرندگان می توانند پیام آور فصل ها باشد. در کشور روسیه درنای سیبری «مروارید» نیز اطلاق می گردد.

جایگاه درنای سیبری در رده بندی جانوران 

تعداد تاکسون های اعضا درناسانان به این صورت است که 213 گونه و جنس 55 و 11 گونه می باشد درنای سیبری بر اساس رده بندی کلی جانوران به صورت زیر رده بندی می گردد.

سلسله                    جانوران                           Animals                                 Kingdom

شاخه                      مهره داران                        Vertebrate                                Phylum

رده                          پرندگان                             Ares                                         Order

راسته                      درناسانان                          Gruisormes                               Chass

خانواده                     درناها                               Gruidoe                                    Fauily

جنس                      ____                                 Grus                                        Genus

گونه                       درنای سیبری                     Grus leucogranus                        Species

راسته درناسانان

راسته درناشکلان دارای 11 یا 12 خانواده، 55 جنس و در حدود 200 گونه زنده یا اخیراً منقرض شده می باشد که درجنوب غربی آسیا 15 گونه از خانواده به طور چین بوته­ای (Turnicidoe) درناییان (Gruidae)، یلورییان (Ralliaoe)  و هوبره (Otitidoe) مربوط به این راسته شناخته می شود. کلیه اعضا این راستا در ساختار کلی کالبدی و تشریحی مشترک بوده ولی تفاوت اقابل ملاحظه در ریخت شناسی و زیست شناسی با یک دیگر دارند آنها دارای پاهای بلندی بوده که نماینگر آبزی بودن آنها ست وبا راسته لک لک شکلان از این نظر تشابه دارند. اما از نظر خصوصیات ویژه منقار و پاها که در پرورش جوجه ها نقش به سزایی ایفا می کند و با راسته لک لک شکلان تفاوت دارد اعضا این راسته معمولاً دارای چهار انگشت در هر پا هستند که انگشت بزرگ آنها کوچکتر شده و در سطح بالاتری نسبت به بقیه انگشتان روی استخوان پا قرار گرفته است.

به همین علت این پرندگان توانایی چنگ زدن به شاخه را نداشتند و به ندرت برای استراحت از درختان استفاده می شود پاهای این پرندگان پرده دار نیست ولی چنگر ها پرده های لوب مانندی در اطراف انگشتان پا قرار  دارد. پلوماژ بدن آنها تقریباً تیره است و منقار آن معمولا قوی می باشد. جوجه­ها لانه گریز بوده (Ni difugous) و دارای یک پوشش ظریف و نازک از پرهای کرک مانند می باشند.

تیره درنا 

رده بندی 

تیره درنا دارای چهارمین و 15 گونه بوده و سه گونه آن به نام های درنای معمولی، درنای سیبری، درنای طناز در ایران وجود دارد. که البته هر سه گونه مهاجرند. کلید شناسایی درناهای ایران به قرار زیر می باشند.

1- رنگ عمومی بدن سفید (درنای سیبری) 2- رنگ عمومی بدن با خاکستری

1-2- دارای لکه ای قرمز روی سر (درنای معمولی)

2-2- فاقد لکه قرمز روی سر (درنای طناز)

در برخی از منابع اعضا خانواده را به دو زیر خانواده تقسیم می کنند.

الف) Balearicinae: که دارای یک جنس Baleuria و دو گونه در افریقا می باشد مانند درنای تاج سیاه

ب) Grainae: که دارای سه جنس، Grus، Bageranus و Anthropides می باشد. رده بندی خانواده درناها بر اساس DNA می باشد.

خصوصیات بارز درناها

پرندگانی بزرگ جثه که نسبت به پرندگان دیگر دارای گردن و پاهای کشیده هستند این پرندگان بزرگ تر و تنومندتر از حواصیل بوده ولی گاهی با حواصیل بزرگ اشتباه می شود. در حالت استراحت و مواقع خطر به صورت قائم می ایستد برخی از گونه ها این خانواده در حالت ایستاده حدود 2 متر است تعداد مهره های این پرندگان بین 20-19 عدد است. نرها هم شکل اند ولی ماده ها معمولاً کوچکر از نرها هستند. پلوماژ رنگ بدن درناها ترکیبی از سایه های مختلف خاکستری، خاکستری – قهوه ای، سفید و سیاه می باشد در همه خصوص یکسان است دارای منقار بلند قوی و صاف بوده که در برخی از گونه ها خالدار و کلفت است این منقار بلندتر از سر بوده و از پهلو ها فشرده به نظر می رسد و دارای نوک تیزی می باشد.

این منقار بلند و قوی برای تغذیه از حشرات، دانه ها، خزندگان کوچک و ریشه گیاهانی که در تالاب ها و چمن زار می رویند بسیار کارساز است و در دفاع و حمله به دشمن نیز از آن استفاده می شود. درنا دارای زبانی دراز و سوراخ بینی منفذ دار بوده که در طول و عمق شیار بینی آنها قرار گرفته است این پرندگان چشمانی رنگین دارند و انعکاس رنگ های زرد، سبز، قرمز و نارنجی را در چشم هایشان می توان دید. قدرت بینایی آنها عالی بوده است و با قد بلند بود دشمن را از دور تشخیص می دهند انسان یا هر جانور دیگری که نزدیکشان شود با عکس العمل آنها مواجه خواهد شد.

ران درناها دارای ماهیچه های بزرگ و فشرده می باشد و به این خاطر پاهای قوی دارند پاهای آنها دارای سه انگشت کوتاه بوده که در انتها به پرده ختم نمی شوند. ناخن های داخلی بای مبارزه بلند و طویل شده است درناها به کمک پاهای قوی خود خوب راه می روند راه رفتن آنها موزون و متداول است و بسیار شبیه به راه رفتن انسان می باشد. درناها دونده هایی خیلی خوبی هستند و برای پرواز کردن حتماً باید بدوند در حالی که پی در پی بال می زنند به دویدن ادامه می دهند تا سرعت کافی برای جدا شدن از زمین را به دست آورند. آنها برای چرخ زدن یا عوض کردن جهت پرواز پاها را به شکلی خاص در امتداد پشت بدن می چرخانند. بال های درناها طویل و نسبتاً پهن بوده و فاصله دو لبه انتهایی بال ها به بیش از دو نفر هم می رسد. رنگ بدن و بال های آن در محدوده هایی از رنگ های سفید خاکستری سیاه است. شاهپرهای ثانویه داخلی بال های آن ها خیلی بلند شده به زروی که در حالت استراحت روی دم را می پوشاند این پرندگان دارای دم کوتله و نسبتاً پهن با نوک مستقیم و راست و 12 عدد پر می باشند. همچنین درناها چربی برای پرآرایی نیز دارند پرواز قوی داشته و در هنگام پرواز کردن و پاها را راست و  مستقیم نگه می دارند.

پراکنش 

درناها در تمامی زیستگاه ها از توندرا تا استپ و مناطق غیر بیابانی یافت می شود در تمام قاره ها به جز آمریکای جنوبی، ماداگاسکار، جزیره مالایا، جزیره پلی نیسیا در اقیانوس آرام، قطب جنوب و جزایر ایندومالزین پراکندگی دارند در آمریکای جنوبی زیستکاه آن ها توسط دیگر خویشاوندان اشغال شده است مراکز پراکندگی آنها در بخش مرکزی آسیای شرقی است که 8 گونه از خانواده درناها در آنجا یافت می شود که عبارتند از درنای معمولی، طناز، سیبری، گردن سیاه، تاج سرخ، پس گردن سفید، هودد و درنای ساروس است. درناها به زیستگاه آبی بسیار وابسته است واغلب دارای پراکنش وسیعی از زیستکاه های اعم از تالاب ها، حاشیه رودخانه ها، دریاچه ها، مناطق باز و پراکنده در دامنه های مرتفع شیب دار، مراتع، خکت زارها، بوته زارهای خشک و ضرایب دور شده غرقابی هستند ولی بیشتر دشت های تالابی و گسترده را ترجیح می دهند چرا که در این قبیل دشت ها آب و پوشش گیاهی فراوانی است و تنوع گیاهی و جانوری به وفور دیده می شود مکان زادآوری و لانه گزینی در زیستگاه های آب شیرین است.

مهاجرت 

افراد این خاناده دارای مهارجت گروهی و طولانی بوده و گونه هایی که در مناطق شمالی زادآوری دارند مانند درنای تاج سرخ به مناطق گرمتر مهاجرت کرده، یعنی در زمان خشکی هوا به سمت مناطق مرطوب تر حرکت می کنند گله های آنها در هنگام مهاجرت در یک خط مستقیم مورب مانند غازها و یا به شکل 8 یا 7 پرواز می کنند. چون مهاجرت گروهی است به منظور کاهش مقاومت هوا به شکل 8 پرواز کرده و که این امر موجب 20% صرفه جویی در مصرف انرژی خواهد شد با این شکل پرواز مقاومت هوا برای آنهایی که در داخل پوشش پرواز قرار می گیرند کمتر از زمانی است که به تنهایی پرواز می کنند. در این نوع پرواز به بالی که در داخل قرار می گیرد فشار کمتری وارد می شود و در نتیجه تعویض جای پرندگان فشار ناشی از مقاومت هوا را کاهش
می دهند و به این ترتیب نیروی کمتری را برای بال زدن مصرف می کنند. پرواز در مسیر موافق این جریان دما به انرژی کمتری نیاز دارد و از این طریق نیز در مصرف انرژی صرفه جویی خواهد شد و به همین دلیل سبک و شناور پرواز می کنند. چون این جریان های گویای در ارتفاع بالایی جو قرار دارند لذا دیدن درنای مهاجر، مشکل بوده ولی صدایشان قابل شنیدن است. درناها در هنگام مهاجرت در ارتفاعات بسیار بالا پرواز کرده و به طوری که ارتفاع پرواز آنها گاهی به 3000  متر از سطح زمین هم می رسد.

و در برخی از منابع جزء بلند پروازترین پرندگان دنیا محسوب می شود سرعت پرواز درناها تا 70 کیلومتر در ساعت هم می رسد. درناها در مسیری مهاجرت خود به صورت سنتی و اجدادی مکان هایی را برای استراحت در نظر می گیرند.

تغذیه 

این پرندگان همه چیز می خورند ولی منقارشان بلند برای جستجوی ریزوم ها و ریشه ها و ساقه های گیاهان داخل تالاب ها سازش یافته است. به علاوه از جوانه های سبز گیاه، شکوفه ها، گل، ساقه، برگ، میوه و به ویژه زیستگاه های پاییزه خنک از دانه های گندم وغیره تغذیه می کنند عملکرد تغذیه در درناها بیشتر از طریق جستجوی مداوم در یک نقطه که به وسیله حرکات مارپیچی منقار انجام می گردد، صورت می پذیرد و با نزدیک کردن سر به زمین در راه رفتن به آرامی به عمل پریدن و دانه برچیدن از روی زمین می پردازند ولی طعمه های زنده و متحرک را به وسیله حرکت سریع سر، شکار می کند همچنین آنها به طور منظم آب می نوشند.

عادات و رفتار 

درناها پرندگانی کاملاً اجتماعی هستند که در خصوص غیر از تولید مثل این رفتار بیشتر خود را نشان
می دهد. یعنی در خصوص غیر تولید مثلی به صورت گروهی زندگی کرده و حالت قلمرو طلبانه دارند. آنها به غیر از فصل جوجه آوری که نر و ماده از بقیه گله جدا می شوند  همیشه به صورت دسته های بزرگ و کوچک با هم مهاجرت و زمستان گذرانی می کنند. در گونه های مهاجر که درای گله های خیلی بزرگ هستند در غیر از فصل تولید مثل در مرکز تالاب ها یا مکان های غیر قابل دسترس تالاب به استراحت شبانه می پردازند و گاهی مایل ها دورتر از مناطق تغذیه ای روزانه خود استراحت می کنند. افراد جنس Balearica گاهی اوقات روی درختان هم به استراحت می پردازند. افراد خانواده درنا در واقع تولک رفتن و پر ریزی در جاهای غیر قابل دسترس استراحت می کنند در حالی که سر و منقار خود را درون بالها فرو برده اند استراحت کرده وبه طور متناوب بر روی پاها
می ایستند بعضی در حالت ایستاده استراحت می کند و مرتب پاهارا عوض می کنند. به ندرت کاملاً در آب فرو رفته و حمام می کنند. آنها سر و گردن و شانه ها را در پاهای کم عمق فرو برده بال ها را بر هم زده و عمل پرآرایی را انجام داده و پس از آن عمل چرب کردن یا روغن زدن را انجام می دهند. خاراندن سر به وسیله روشهای مستقیم مانند استفاده از ناخن میانی انجام می گیرد. نسبتاً به ندرت آفتاب می گیرد از دست دادن گرما را به وسیله نفس نفس زدن جبران می کنند که این حالت به نظر می رسد در حال خمیازه کشیدن هستند پرندگان قلمرو طلب با قلمرو وسیع هستند اندازه قلمرو متفاوت بوده است ظاهراً هر دو جفت از قلمرو دفاع می کنند رفتارهای خصمانه آنها شامل نوک زدن به پشت هم پوش دادن پرها یا نمایش پر کاذب (ادایی، پرآرایی، درآوردن) بال زدن، سوار شدن بر روی گردن حریف، نوک زدن با منقار، سپس به حالت در راه رفتن، دویدن یا پرواز کردن به سمت مهاجم می باشد.

 رقص و آواز درناها

صدای درناها بلند و رسا و آواز مانند است و در برخی از گونه ها این صدا شبیه شیپور بوده و  تاچندین کیلومتر هم انتشار می یابد به طوری که از مسافت های خیلی دور نیز به گوش می رسد. تولید این صدای قوی در خانواده درناها به واسطه ساختار ویژه نای در آنها می باشد. مثلاً درناهای فریادکش نای (لوله هوایی) مانند شاخ پیچ خورده است و چون بسیار طویل است موجب می شود تا صدای این درنا بلند و قوی باشد. به همین خاطر به این نام خوانده می شود. صدای درناها اغلب ترکیبی از  ملودی شیپور مانندی است که از عمق خارج می گردد و در ضمن تولید مثل و غیر از آنان به ویژه در هنگام جنگ و جدال، آواز گسترده و مساوی دارد صداهای جوجه های درنا بسیار تیز و ریز است درناها در هنگام پرواز نیز صدا در می دهند. شاید این صدا برای جلوگیری از گم شدن بقیه درناهای گله باشد در زمان پرواز هنگامی که به گروه های دیگر بر می خورند سر و صدای زیادی به راه می اندازند و به کمک صدا بلندشان با یکدیگر تماس می گیرند وقتی منبع غذایی جدیدی پیدا شد یا تهویه
می شوند یا وقتی سیر می شوند یا بازی می کنند. صدایشان در آسمان ها می پیچد بعد از هم آوایی، رقص و حرکات نمایشی آغاز می شود. در فصل جفت گیری درناها به رقص با شکوهی می پردازند و در طی آن آواز های گوناگونی می خوانند که این رقص و آواز چندین روز ادامه می یابد. درنای جوان در فصل بهار با رقص های جالب ازدواج خود را جشن می گیرند ولی زوج های پیر علاقه کمتری را نشان می دهند رقص آنها با حرکات سر و گردن بال و دم موزون و چرخیدن، نشستن، بلند شدن و آواز خواندن همراه است یعنی هنگام رقص تندتر راه می روند سپس در حالی که بال هایشان را به زیبایی باز کرده اند سرشان را تکان می دهند و تا به هوا می پرند دیده می شود آنها موقع رقص علف و سنگ یا پر به سمت هوا پرتاب می کند. علائم و نشانه های رقص خیلی واضح نیست.

تولید مثل 

درناها تک همسر بوده و انتخاب همسر در آنها دائمی است و جفت ها تا آخر عمر با هم می مانند و هرگز یکدیگر را رها نمی کنند. و با طول عمری که دارند بیش از 50 سال زندگی خانوادگی با یکدیگر خواهند داشت. همسر گزینی درناها از میان افراد خانواده نبوده یعنی ازدواج فامیلی ندارند. به همین دلیل تنوع ژنتیکی بسیار بالاست فصل جفت گیری جفت نر و ماده به طور موقت از بقیه گروه جدا شده ولی بعداً دوباره به آنها ملحق
می گردند. تولید مثل در آنها به صورت فصلی است اما در نیمکره جنوبی تحت تاثیر باران نیز صورت می گیرد. آنها در ساختن لانه و مراقب آن و نگهداری تخم ها و جوجه ها هر دو جنس به شدت با یکدیگر همکاری دارند. جفتگیری با حرکات نمایشی همراه است ولی لانه سازی معمولا بدون تشریفات انجام می گیرند. لانه اغلب در سال های متوالی مورد استفاده مجرد درناها قرار می گیرد تخم ها بیضوی، صاف، صیقلی، حالت شفاف و شیشه ای دارد.

بیشتر جنس ماده روی تخم می خوابند. هر دو جنس از آنها مراقبت می کند و از طریق منقار به آنها غذا
می دهند جوجه های تازه آمده خودکفا (زودرس) و لانه گریز بوده و بعد از چند ساعت خروج از تخم  می توانند در آب شنا کند و یا راه بروند و به تدریج خودشان تغذیه می کندن. پلوماژ جوجه ها نسبتاً یک دست با قوه ای کم رنگ است. نابالغ ها قهوه ای کم رنگ هستند و در 3-5/1 سالگی به پلوماژ سن بالغ می رسند. جوجه ها پس از خروج از تخم نسبت به یکدیگر رفتار خصمانه دارند، پر درآوردن آنها بین 55 تا 57 روز است جوجه ها
90-80 روز بعد از به دنیا آمدن توانایی پرواز دارد.

در گونه های مهاجر درنای جوان به همراه والدین خود به مناطق قشلاقی مهاجرت کرده و اولین زمستان را آنجا می گذرانند. سن اولین تولید مثل (بلوغ) بین 2 تا 5 سالگی می باشد.

 درنای سیبری و سفید  (Grus leucogeranus) (Siberian white crane)

 خصوصیات ظاهری 

اندازه کل بدن ها 140-120 سانتی متر اندازه بدن 65-60 سانتی متر و طول دو سر بال ها 260-230 سانتی متر است از بلندترین پرندگان جهان هستد به طوری که قد آنها تا 150 سانتی متر نیز می رسد. و به اندازه 10% بزرگتر از درنای معمولی هستند نر و ماده هم شکل بوده ولی نرها کمی بزرگتر از ماده ها می باشند. قسمت های فوقانی و تحتانی بدن و همچنین دم آنها کاملاً سفید بوده در فصل های مختلف سال تغییر رنگ نمی دهد. گردن کشیده و رنگ آن یکنواخت است ولی گاهی اوقات ممکن است لکه ها و خال های کم رنگی روی گردن داشته باشند صورت قسمت های فوقانی سر و اطراف چشم ها دارای پوست بدن مو و قرمز رنگ (پینه پوست) می باشد پیشانی سیاه، چشم های زرد رنگ ، منقار بلند، کلفت و دارای رنگ صورتی تیره است. شاهپرهای ثانویه داخلی بال های آن ها خیلی بلند بوده به طوری که روی دم را می پوشاند حاشیه بال ها سیاه و سفید و بقیه بال سفید است وی هنگام ایستادن سیاهی بال ها زیر شاهپرهای ثانویه پنهان است و فقط در موقع پرواز مشخص می شود. انتهای بال آن چهار گوش به نظر می رسد. در هنگام پرواز گردن و پاهای خود را کشیده نگه می دارد و دارای پاهای بلند، به رنگ صورتی متمایل به قرمز می باشند. درناها پنجه های دراز داشته که راه رفتن و جستجو را در زیر آب را به هنگام تغذیه آسان می نماید. در جوجه های جوان تمام پرهای سر لبه داخلی بال ها قرمز – قهوه ای است. رنگ گردن مسی رنگ مانند می باشد ما بقی پلوماژ بدن آنها سفید چرک مخلوط با کمی قهوه ای کم رنگ – نخودی و خالدار است. نا بالغین پلوماژی شبیه بالغین دارند و پرهای روی سرشان را بعد از سه پاییز از دست می دهند. و دارای تاج قرمز رنگی هستند که تیره تر از جوجه های جوان می باشد درنای سیبری بسیار شبیه لک لک است ولی دارای تفاوت هایی است:

اول این که در لک لک سفید تمام سر سفید است ثانیا همه پرهای پرواز در لک لک سیاه می باشد و لی در درنای سیبری فقط شاهپرهای ثانوی داخلی بال ها مشکی هستند در درنای سیبری دارای رفتار و راه رفتن شبیه به درنای معمولی است و بیشتر از درنای معمولی وقت خود را در آب های کم عمق می گذراند رفتارش بسیار محتاطانه است و آهسته ولی موزون راه می رود صدایش ملایم تر، موزونتر، آهنگینتر از درنای معمولی است.

 زیستگاه

درنای سیبری در عرض های جغرافیایی بالا تا میانه و بیشتر در آب های کم عمقی تالابی در مناطق دور از دسترس، در نیزارهای حاشیه دریایی یا در بوته زارها و بیشه زارهای نزدیک جنگل یافت می شود. پرندگانی مهاجر بوده و در کنار دریاچه ها و مصب رودخانه ها و استپ های نزدیک آب، ساکن هستند. بیشتر در نواحی متوسط تا بلند از نظر ارتفاع تولید مثل می نمایند.

و ترجیحاً پهنه گسترده ای از آب شیرین با قابلیت دید خوب را برای زادآوری و قلمرو آشیانه گذاری انتخاب می کند مانند درنای معمولی در زمستان ها در تالاب و در زمین های کشاورزی به سر می برند.

مهاجرت 

این پرنده در زمان های مشخص از سال به مکان های معینی برای استراحت یا تغذیه یا ذخیره چربی مهاجرت می کند. درنای سیبری مانند دیگر درناها دارای مهاجرت گروهی و طولانی بوده است و در ارتفاعات بالا پرواز می کنند به طوری که تا ارتفاع 1000 متری وقتی در ارتفاعات 5500 متری بالای کوه هیمالیا نیز دیده شده اند. به سرعت پرواز در حدود 800 کیلومتر در روز و یا حداکثر 83 کیلومتر در ساعت باشد زمان رسیدن آنها به محل زمستان گذرانی و خروج از آن مکان در سال های مختلف به فاکتورها همچون آب و هوا، سن پرنده و شرایط تولید مثل بستگی دارد. آنها چندین دقیقه قبل از شروع مهاجرت ذخیره غذای خود را تشکیل می کند. درنای سیبری همانند درنای سندهیل و فریاد کش مهاجرت روزانه داشتند که این مهاجرت وابسته به توده هوای گرم، بادهای غالب  نیروی جاذبه زمین است که برای جهت یابی و سرعت از آن استفاده می شود این پرندگان مهاجرت های شبانه را تخت تاثیر شرایط خاص انجام می دهند و در مهاجرت شبانه به نظر می رسد که مسیر های مورد استفاده را با صرف انرژی زیادی طی می کند. زمان مهاجرت به سرزمین های گرمتر در سپتامبر- نوامبر ماه انجام گرفته و مدت زمان زمستان گذرانی آنها در حدود چهار ماه می باشد.

پرواز

درنای سیبری به خوبی پرواز می کنند ولی نمی توانند به مدت طولانی روی هوا سر بخورند. پرواز آهسته ولی پرتوان دارند آنها برای تغییر مکان و نیز تغذیه در مکان دیگر ابتدا گردنشان را به صورت کشیده نگاه داشته و سپس بال هایشان را باز کرده و پس از این که مسیر کوتاه را دویدند از جا بلند می شوند.

 تغذیه 

همه چیز خوار است. اما بیشتر از ریشه ها و غده های گیاهان آبزی تغذیه می کنند منقار بلند و خمیده این پرنده برای کندن زمین و بیرون آوردن ریشه گیاهان آبزی مناسب است.

در فصل زمستان بیشتر از برجستگی های کوچک و نشاسته دار بر روی ریشه برخی از  گیاهان آبزی تغذیه نموده و منقار دندانه دار آنها در به چنگ آورند این غده ها ریز به آنها کمک می کند. از آب های کم عمق حداکثر تا 30 سانتی متر برای تغذیه استفاده می کنند آنها در حالی که سر و گردن خود را در داخل گل و لای آب ها فرو برده اند خیلی جدی به دنبال غذا می گردند و وقتی ماده غذایی یافته شد سر را از آب خارج کرده و شی مورد نظر را در داخل آب به وسیله لبه دندانه دار منقارش نگه می دارد و با حرکت سر به سمت عقب آن شی را می بلعند. در مکان های زادآور از غذاهای متفاوت آبزی و خشکی­زی بیشتری نسبت به مکان های زمستان گذرانی استفاده می کنند. رژیم غذایی در مکان های زادآوری شامل ریشه، ریزوم و جوانه های جنگلها، دانه ها، گیاه دم اسب میوه های سته از قبیل تمشک، حشرات، ماهی، قورباغه، پستانداران کوچک و حیوانات آبزی کوچک
می باشد اما گاهی اوقات مرغابی را می خورند. در روسیه بیشتر از غذا مخلوط لذت می برند و هر چه بیابند
می خورند. در بهار که سیل توندرا را می پوشاند و جوندگان از مخفی گاه های خود محروم هستند. روش های قطبی غذای اصلی آنها را تشکیل می دهند در پایان بهار به گیاهان روی آورده و قسمت های سبزینه گیاهان، غنچه، شکوفه گیاهان با تلاقی نیمی از غذای آنها را تشکیل می دهند. در نیمه های تابستان که تمشک و انگور و ذغال اخته به حد وفور یافت می شود غذای آنها بیشتر سبزیجات است در پاییز که نوزادان جوندگان به هر سویی می دوند و بیشتر دویده می شوند دوباره شکار آنها مورد توجه قرار می گیرد. محتویات معده سه درنای سیبری در شمال شرقی سواحل خزر در ماه ستامبری بررسی شد که حاوی ریشه ها و در شکوفه گل های بوریا (هزار نی) و محتویات معده در یک درنا در غرب ساحل دریای خزر در ماه مارچ فقط حاوی بقایای گیاهان بود و همچنین محتویات معده چهار درنا در طی دوره لانه سازی در سیبری بررسی شد که اولبی حاوی ریشه هلبورد (Hellebore)، دومی محتوی ریشه گیاهانی به نام نیز به میزان 20%، علف های گوناگون، شکوفه علف های چیده شده و دانه (Row berry) به اندازه 50%، معده سومین درنا حاوی گیاه کتان به مقدار 20%، شکوفه ها و علف ها 205، ریگ 20% و کمی دانه های دیگر بوده است و محتویات معده درنای چهارم شامل پوست و استخوان جونده ای به نام لیمینگ (به مقدار 20 عدد) سه گونه از موش آبی (ول) به میزان 80% و شکوفه گیاهان آبزی به مقدار 5% و مابقی دیگر بوده است. آنها ابهای کم عمق 60-30 سانتی متر را برای تغذیه و استراحت می کند. درنای سیبری در اراضی خشک درون یا اطراف تالاب ها و حتی از علف زار های مرتع مرطوب نیز استفاده می کنند اگر چه در حالت عادی هرگز از این نوع اراضی خشک و مرتفع برای تغذیه و استراحت استفاده نمی کنند درنای سیبری در ایران و هند از تالاب های مصنوعی و انسان ساخت استفاده می کنند. نواحی زمستان گذرانی در چنین احتمالاً به واسطه داشتن شرایط طبیعی نزدیک زیستگاه ایران و هند برای درنای سیبری مناسبتر خواهد بود. در ایران بر طبق مشاهدات پیشین کارشناسان حفاظت محیط زیست، درنای سیبری در دامگاه فریدون کنار از گونه بوریا تغذیه می کند. درحالی که گیاهی که در زیستگاه زمستان گذرانی هند به عنوان مطلوب ترین غذای درنای سیبری شناسایی شده است. او یار سلام می باشد. بر طبق مشاهدات در ایران بیشتر از غده های جگن و دیگر گیاهان آبزی و احتمالاً از بقایای شالی برنج استفاده می کنند.

استراحت 

بر اساس تحقیقات انجام شده آنها در طول شب در سواحل دریاچه ها استراحت می کنند زیرا در این حالت از حمله شکارچیان در امان هستند واز طرفی وجود گیاهان آبزی پناه امنی برای آنها محسوب می گردد. آنها معمولاً برای استراحت روزانه منطقه گسترده ای را برای استراحت انتخاب می کند تا دید کافی نسبت به خطرات احتمالی داشته باشند در هنگام استراحت روی یک پا ایستاده و گردنشان را به طرف داخل روی بدنشان بر
می گردانند برخی اوقات آنها روی دو پا نیز می ایستند و گردن خود را به طرف داخل می کشند به ندرت درهنگام استراحت و رفتار تغذیه ای تشریفاتی می باشد صدای غیر معمول درنای سیبری به وسیله نای تولید می شود در زمستان که مقدار آب و غذا کافی نباشد این حرکات و صدای غیر معمول فزونی یافته و این آشفتگی برای درنای سیبری یک مخاطره جدی تلقی می شود.

آوازه های درنای سیبری 

تفاوت عمده درنای سیبری با گونه های دیکر درنا در بخشی از دستگاه تنفسی است که موجب ایجاد صدای سوت مانند این پرنده می باشد صدای این درنا کمی رساتر و نرم تر از دیگر درناهاست صدای آژیر مانند آنها در هنگام خطر Krroum یا Turr یا Turra است و آهنگ ملایم Choya و Toya یا Knook – Knook در هنگام از خود پرواز سر می دهند که مال آرامش و امنیت آنهاست. برای هم آوایی بین دو جنس نر و ماده بر خلاف بقیه درناها ابتدا درنای نر شروع به حرکات نمایشی و تولید این صدا می کنند. وقتی نرها شروع
می کند ماده ها به آنها می پیوندند. ماده ها سر خود را 70 درجه بالاتر از سطح افق نگه می دارند وبا تولید هر صدا، سر خود را به سمت بالا یا پایین حرکت داده اما نسبت به نرها در محدوده کمتری سر را به سمت بالا و پایین حرکت می دهند. صدای ماده ها آهنگین تر و موزیکال تر از نرهاست. به طور متناوب نر و ماده شبیه Doodle - loo تولید می کنند که نر صدای Doodle و ماده صدای Loo را سر می دهد. تحت شرایط امن روی درخت می نشینند. هنگام احساس خطر گردن، خود را راست نگه می دارند و بدنشان را بالا می کشند.

رفتارهای اجتماعی 

درنای سیبری مانند سایر گونه های تیره درناها دارای حرکات نمایشی و اصوات می باشند که درارتباط اجتماعی از آنها استفاده می کنند. هر خانواده دارای قلمرو زیستی روزانه خاص خود بوده که در هنگام غروب نیز در آنجا برای استراحت شبانه گرد هم می آیند. قلمرو دارای اندازه های متفاوتی است وبه شکل نامنظمی از آن دفاع می شود زوج های موجود در قلمرو معمولاً حضور همسایه ها را تحمل می کنند ولی در مقابل مهاجمینی که در فواصل دورتر به سر می برند حالت دفاع می گیرند. وفادارای به قلمرو به چندین عامل بستگی دارد که شامل شرایط زیست محیطی تهاجمات داخل گونه های و دخالت های انسانی می باشد.

اکثر ارتباطات اجتماعی در ارتباط با نزاع قلمرو است در چنین نزاع هایی درنای نر بیشتر از درنای ماده به دفاع از قلمرو جغرافیایی خانواده می پردازد. در اکثر نزاع دو فرد نزاع کننده نر هستند و نزاع با یک سری حرکات نمایشی یکنواخت اجرا شده و بین 5 تا 20 دقیقه طول می کشد.

درنای مدافع بیشتر حالت عصبی و خشم آلود داشته و سر و صدای تندر عجیبی دارند که بیشتر در رقابت غذایی این صداها تولید می شود. انواع نمایش درناها را می توان به 5 دسته تقسیم نمود. بقا، هوشیاری، مبارزه طلبی یا تهدید، آرامش و ترس، اعمال ترکیبی به طور طبیعی در نزاع های قلمرو طلبی و موقعیت های متضاد با دیگران بروز می نماید. در اکثر مواقع به نظر می رسد شکل آرایش پر نرها با الگوی بالا، برای ماده تولید صدا نموده و این حرکات را از خود نشان می دهند  در شرایط نالش، ماده ها برای نرها آواز می خوانند و فقط آهنگ صدا بین دو جنس نر و ماده در این حالت تفاوت می نماید. در مواقع تهدید به دور شی تهدید کننده می چرخند بر طرف دیگر درناها که هم آوایی فقط بین نر و ماده (همسران) اتفاق می افتد در درنای سیبری بین دو پرنده نر که در حال نزاع هستند نیز رخ می دهد.

تولید مثل و لانه سازی 

زادآوری و تولید مثل آنها تنها در سرزمین های سرد سیر سیبری با رقص با شکوه و تماشای این پرنده انجام می گیرد. در این زمان جفت جفت به پرواز می آیند به ندرت در گروه های 4 الی 10 تایی دیده می شوند و به محض نشستن به رقص عشق می پردازند در درناها بر خلاف درنای دیگر عمل نقاشی یا رنگ آمیزی بال ها به وسیله گل و لای می باشد که این عمل درهر دو جنس نر و ماده دیده می شود. این درنا در نیمه دوم ماه در حالی که توندرا هنوز پوشیده از برف است و خاک تنها بر فراز تپه ها به چشم می خورد رفتارهای آشیانه سازی را شروع می کنند و تا ماه ژوئن که غالب برف های دامنه های پست ذوب می شود لانه سازی ادامه می یاید. در شرایط نامناسب در طول دو هفته اپتیمم تخم گذاری ممکن است آشیانه سازی انجام نگیرد. متوسط کوتاه ترین فاصله بین قلمروهای آشیانه سازی حقیقت های درنای سیبری در سال های مختلف متفاوت بوده و از 5/2 کیلومتر تا 5/7 کیلومتر تغییر می کند. زیستگاه لانه سازی آنها مناطقی وسیع از آب شیرین با قابلیت دید خوب می باشد چرا که برای یک پرنده نشسته بر روی تخم مهم است که از نظر پنهان باشد و در عین حال بتواند فاصله زیادی را تحت کنترل خود بگیرد و قابلیت دید خوبی برای آنها وجود داشته باشد مهمترین زیستگاه لانه سازی برای درنای سیبری یک جلگه جزر و مدی و خوب با پوشش گیاهی باتلاقی و مجموعه ای گیاهان چون انواع جگن های آبی، گیاه کتان می باشد که این گیاهان کوتاه قد و پراکنده از هم می باشند لانه های این درنا شامل برآمدگی عوامل از علف و جگن بوده که در ارتفاع 15-12 سانتی متری از آب های اطراف واقع شده اند اندازه  لانه ها اغلب بزرگ بوده و بر روی علف های خزه مانند مرطوب در مناطق توندرایی که دریاچه فراوان دارند ساخته می شود و غالباً در حاشیه دریاچه روی تپه ها و جزایر کوچک و یا در داخل آب دیده می شوند. تخم گذاری معمولا از اواخر ماه می تا اواسط ژوئن انجام شده شروع تخم گذاری در افراد یک جمیت هم زمان نمی باشد معمولا دو تخم به رنگ زیتونی یا سبز مایل به زیتون با خال های آجری – قهوه ای و براق گذاشته می شود و اندازه تخم ها 96 × 2/61 میلی متر است از دو تخم تولید شده معمولاً یک تخم شانس تبدیل شدن به جوجه را دارند. دوره انکوباسیون تا حدی کوتاه تر از گونه های بزرگ جثه خانواده درنا بوده و تقریباً 27 روز می باشد.

جوجه ها در روز 75-70 پر در آورده و جوجه ها تازه پر و بال درآورده برای تغذیه توسط والدین از خود صداهایی در می آورند. گفته شده که جوجه های  درنای سیبری بیشتر از بقیه گونه های درنا به والدین خود وابسته هستند. جوجه های درنای سیبری پنج ماه فرصت آماده شدن برای مهاجرت به همراه والدین خود به مناطق زمستان گذرانی را دارند. در تمام این مدت والدین از جوجه ها پذیرایی و نگه داری می کنند و دریافتن غذا نیز تا حدودی آن را یاری می دهند. در بهار بعد مجدداً همراه والدین خود به منطقه تولید مثل مهاجرت می کنند رنگ جوجه ها در سه سالگی سفید شده و در 2 الی 3 سالگی به سن تولید مثل می رسند.

صیادان درنای سیبری 

از شکارچیان درنای سیبری را می توان گربه ماهی گیر، گربه جنگلی و بزرگ ترین آن ها شغال را نام برد. گربه ماهی گیر و جنگلی در نزدیگی آنها دیده شده است و حمله آن ها هیچ گاه مشاهده نگردیده است. مشاهده شده است که عقاب ماهی گیر از بال به آنها حمله نموده است اما آنها خود را نجات داده اند.

همچنین مشاهده شده است که درناها در مقابل شغال بالهایشان را باز کرده وصدای Grr – Grr درآورده و کمی گردن خود را کج کرده و مسافت کوتاهی را به طرف شما طی نموده و در نهایت شغال بعد از مدتی منطقه را ترک نموده اند. زمانی نیز درنا به یک لاک پشت که قادر به فرورفتن در لاک خود نبود حمله کرده است.

 زیستگاه درنای سیبری در جهان  

زیستگاه تابستانه و کنونی این پرنده در تایگا و جنگل های شرق توندرای ارال در محل اشتاتقات رودخانه آب و نیز توندرای شرق سیبری بین لنا و رودخانه کولیما می باشد. نقاط مورد علاقه آنها سرزمین های پوشیده از گلسنگ خزه رادر توندراهایی است که در اطراف دریاچه و باتلاق به چشم می خورد در چنین مکانی تراکم آنها 7/8 جفت در هر 100 کیلومتر مربع است که البته چنین تراکمی به ندرت روی می دهد.

زیستگاه زادآوری درنای سیبری 

امروزه درناهای سیبری در سه ناحیه مجزا در شمال سیبری زادآوری می کنند. مساحت این منطقه 130000 کیلومتر مربع می باشد که شامل گلسنگ زارهایی در توندرای جنوبی، حد فاصل رودخانه کولمیا آلازا در شرق سیبری و ناحیه ای که به تازگی در کل رودخانه کانو وات در غرب سیبری کشف شده است. احتمال ناحیه سومی هم در غرب یا شرق سیبری وجود داشته باشد. به طور کلی زیستگاه زادآوری آنها در سیبری از شرق روسیه تا مناطق کم ارتفاع کوه های اورال است و در حدود 99% از درنای سیبری در مناطق شمالی ای کویتا بین دو روخانه یا ناوآلازا زادآوری می کنند

پیشینه درنای سیبری در ایران 

از قدیمی ترین مدارک موجود در حدود وجود درناها می توان به گزارش های لندزبرگر اشاره کرد که ایشان این مدارک را از یک متن با زبان باستانی به دست آورده است. این در موارد اسامی پرندگان بوده است که عنوان گردیده که درنای معمولی فراوان ترین گونه مهاجر پاییزی و بهاری در نواحی بین النهرین (عراق کنونی) بوده اند. او به ناحیه کوچک زمستان گذرانی در لجن زاری نواحی ساحلی ایران اشاره می نماید که اگراین منطقه را به جای خلیج فارس دریای خزر در نظر بگیریم. می توانیم بگوییم که آن درناها، درنای سیبری بوده است زیرا امروزه درنای معمولی در نواحی ساحلی دریای خزر یافت نمی شود. بر طبق گزارش های موجود در ایران این گونه برای اولین بار در دسامبر سال 1773 میلادی توسط کارل هابلیتسل در مزارع برنج دیگران مشاهده شده است. در سال 1897 میلادی در نزدیکی استارا در هند سوم ماه آوریل مشاهده شدند. در سال 1951 میلادی وجود این گونه در گیلان، مازندران، سیستان  و خراسان گزارش شد. یک عدد درنای سیبری نیز در سال 1963 میلادی (اوایل فروردین ماه) بر فراز تالاب انزلی مشاهده شده بود. از گیلان به گرگان بارندگی از 2000 به 450 میلی متر در سال می رسد. زمین های کوچک و کشاورزی که در منطقه فریدون کنار وجود دارد از حدود 50 تا 1200 سال پیش از تخریب جنگل شکل گرفته اند در این مناطق استخرهای طبیعی برای تجمع پرندگان آبزی وجود داشت ولی کار آب بندان دارای چند سال گذشته مورد توجه قرار گرفته است حدس بر این است که در 200 سال پیش گله های درنا از گیلان به تدریج حرکت کرد و هر ساله به منطقه زمستان گذرانی خود را اندکی به طرف غرب متمایل داشته اند که در سن 72 سالگی بازنشسته گردید.

درناها از 40 سال پیش به یاد دارد و از قول پدرش بیان می کند که در حدود 80 سال بیش تعداد در آن
3-2 قطعه بوده است.

  تعداد جمعیت درنای سیبری در دامگاه فریدون کنار در طی سال های مختلف

سال

78-1977

82-1981

83-1982

84-1983

85-1984

86-1985

87-1986

88-1987

89-1988

90-1989

91-1990

92-1991

93-1992

94-1993

95-1994

96-1995

97-1996

98-1997

99-1998

2000-1999

2001-2000

2002-2001

تعداد

11

تا

14

8

5

7

10

11

11

10

تا

11

11

تا 14

8

تا

10

9

تا

10

10

تا

11

11

10

8

تا

10

9

7

تا

8

7

تا

9

7

تا

14

7

5

3

 

 پویایی جمعیت های درنای سیبری 

 بررسی انجام شده در مورد DNA جمعیت های شرقی و مرکزی نشان از یکسان بودن این پرندگان از نظر ژنتیکی داشته باشد که این امر از لحاظ ریخت شناسی و رفتار شناسی نیز تایید شده است البته اطلاعات درباره جمعیت غربی خیلی کم می باشد ولی با توجه به این که منطقه زادآوری در جمعیت مرکزی و غربی در نزدیکی هم قرار داشته و مشابه هم هستند. حدس زده می شود که از نظر ژنتیکی تفاوتی با هم نداشته باشند یا به صورت دیگر هنگامی که تعداد آنها فراوان تر بود آنها از نظر ژنتیکی مخلوط شده اند. مطالعات نشان می دهد که درناهای مهاجر به ایران (گله غربی) در سال های بعد هیچ گاه به هند مهاجرت نمی کنند. و نیز درنای مهاجر به هند (گله مرکزی) هیچگاه به ایران نمی آیند. اما در این جمعیت در طولی از مسیر مهاجرت خویش با هم ملاقات دارندو در صورتی که یکی از درنای نابالغ یک جمعیت با نابالغی از جمعیت دیگر جفت می شود و ممکن است جمعیت خویش را به طرف خود بکشاند. در هنگام مهاجرت هر سه گله در یک مکان موقتی تجمع آنها در محیط زیست این پرندگان شکار بی رویه چه برای تفریح و چه برای امرار معاش، از بین بردن پرنده به عنوان رقیب، تخریب و تبدیل زیستگاه ها،  ایجاد مزاحمت و ناامنی در زیستگاه پرندگان و استفاده از تخم آنها می باشد بر اساس بررسی های انجام گرفته بشر پرندگان آسیب پذیر به طور مستقیم یا غیر مستقیم به محیط های تالابی وابسته بوده و متاسفانه تالاب ها از جمعیت مطلوبی بر خوردار نیستند. از آن جایی که درنای سیبری نسبت به سایر افراد خانواده درناها وابستگی به آب داشته و  منحصراً از تالاب ها، برای  لانه سازی، تغذیه، استراحت استفاده می کنند. دشت های تالابی که زیستگاه درنای سیبری بوده وقتی زهکشی شده و به زیر کشت می روند یا به کار بردن وسیع سموم و کودهای شیمایی به شکلی در می آیند که دیگر مطلوب درناها نیستند. امروزه با استفاده از تکنولوژی مدرن تالاب و زیستگاه های مورد استفاده آنها در کمترین مدت خشک شده و به زمین های کشاورزی و یا کاربری های دیگر مبدل می گردد و اگر این غلظت ادامه یابد نسل درناها و بسیاری از پرندگان آبزی و تالابی دیگر از بین خواهد رفت. کاهش ناگهانی و فاجعه آمیزی در طی 100 سال اخیر در جمعیت درنای سیبری به خصوص در غرب منطقه پالئارتیک مشاهده شده که بشر در هنگام مهاجرت این پرندگان و عبور از آسمان کشورهای در حال جنگ آسیایی بوده است و همچنین به علت طولانی بودن مسیر مهاجرت در بین راه ممکن است با اتفاقات گوناگون از قبیل شکارچیان تگرگ های ناگهان، کولاک های برف استراحت می کند به نظر می رسد مسیرهای مهاجرتی که در پاییز و بهار مورد استفاده قرار می گیرند مشابه هستند. احتمالاً گله های که در هندوستان زمستان گذرانی دارند از دو جمعیت دیگر مسیر مهاجرتی طولانی تر دارند. یعنی حدود 5700 کیلومتر که از چندین کشور هند، پاکستان، افغانستان و برخی از جمهوری های شوروی سابق می گذرد. جمعیت موجود در چین و ایران کمترین مسافت را طی می کنند که تقریباً برای 5000 تا 5100 کیلومتر می باشد.

 وضعیت درناها 

تعداد بسیاری از گونه های این خانواده در حال کاهش می باشد به طوری که در حال حاضر سه الی چهار گونه در این خانواده در خطر انقراض هستند که به ترتیب عبارتند از درنای فریادکش، تاج سرخ و سیبری
می باشد وضعیت تهدید گونه های راسته درناسانان در جدول زیر است:

  

 وضعیت تهدید گونه های راسته درناسانان

وضعیت انقراض

کمبود داده ها

(DD)

باریسیک کمتر در شرف تهدید

(LR:nt)

باریسیک کمتر وابسته به حفاظت (LR:cd)

جمع کل

آسیب پذیر

(VU)

در خطر انقراض (EN)

بحرانی

(CR)

جمع کل

منقرض شدن در طبیعت (EW)

منقرض شده (EM)

تعداد گونه

4

13

1

54

30

17

7

14

1

13

 

شکار عامل مهمی کاهش جمعیت درناها می باشد ولی تخریب زیستگاه باعث گردیده که درناها در معرض انقراض قرار گیرند مثلاً گونه هایی که در اراضی زراعی زندگی می کنند به خاطر استفاده از سموم و کودهای شیمیایی در معرض خطر و انقراض اند.

عوامل تولید کننده درنای سیبری 

به طور دلیل کاهش جمعیت پرندگان درنا عبارتند از: استفاده از سموم بیش از حد.

سیم های دارای ولتاژ زیاد و هواپیماهایی که در ارتفاع پایین پرواز می کنند مواجه می شود اکثر زیستگاه ها و امکان تغذیه پرنده که در بین مسیر مهاجرت بود با پیشرفت تکنولوژی توسط انسان به نحوی نابود شدند که بعید به نظر میرسد در حال حاضر دسته های بزرگ این پرنده با موفقیت به زندگی خود ادامه می دهد. عامل مخاطره آمیز دیگر تعداد تخم زاد و ولد کم است چون فاصله بین تخم اولی و دومی 3 الی 5 روز می باشد و تمام توجه مادر به تخم اول است و به تخم دوم توجه از بین می رود. اگر هر دو هر چه شانس بیرون آمدن از تخم را داشته باشند به دلیل رفتار خصمانه یکی از  آنها از بین می رود.

مدیریت نامناسب مناطق حفاظت شده

ادامه غیر موثر و مدیریت ناشایست نواحی حفاظت شده یک تهدید برای این گونه محسوب می گردد نواحی حفاظت شده اغلب با به کاربری سیاست و حمایت و پشتیبانی از اهدافشان با فرصت های محدود و آموزشی برای کارکنانشان و پشتوانه مالی ناکافی برای برنامه هایشان مواجه هستند. این واقعیتی است که در سیستم های ذخیره گام های طبیعی چنین وجود داشته و همچنین در روسیه و مغولستان به چشم می خورد فقدان مهاجرت در مدیریت درست منابع موجب و شورای کار مدیران در حل معضلات مرتبط با منابع در ارتباط با کاربری اراضی خواهد شد به عنوان مثال مالکین اراضی (مردم بومی) نواحی زمستان گذرانی جمعیت غربی از این مکان حفاظت کرده هر چند که این فعالیت کاملاً مربوط به درناها نمی شود. فشار ناشی از شکار در بخش هایی از پراکندگی این گونه مشکل آفرین شده است. شکار در مکان های زمستان گذرانی جمعیت شرقی در چین وجود دارد اگر چه این امر در سال های اخیر و به خاطر محدودیت های ملی و محلی و توافق های بین المللی کاهش یافته است اما شکار غیر قانونی درناها و دیگر پرندگان موجب پدید آمدن نگرانی در ذخایر طبیعی دریاچه پویانگ گشته است. فشار ناشی از شکار در طول مهاجرت احتمالاً یکی از عوامل عمده کاهش یکنواخت جمعیت مرکزی بوده است شکار درناها در برخی از نواحی افغانستان و پاکستان یک روش سنتی محسوب می شود. درنای طناز و معمولی بیشترین تعداد شکار درناها شامل می شود اما به طور اتفاقی درنای سیبری هم مورد مصرف قرار می گیرد.

 تلاش ها و اقدامات مربوط به حفاظت از درنای سیبری

تحت قوانین شکار روسیه درناها هرگز به عنوان یک گونه قابل شکار تلقی نمی شود و شکار درناها ممنوع است. در مکانهای زادآوری در سیبری غربی یاکوتیاشلیک به درناها کم اتفاق می افتد.

حتی در بین ساکنین محلی ماهنتی و هاهنتی واقع در سیبری غربی و اهالی یاکوتیا درنای سیبری پرندگانی مقدس محسوب می شوند وبه طور سنتی حفاظت می شود. در این نواحی و در کل روسیه هرگز سنت شکار درناها وجود نداشته است اساس نامه قانونی روسیه یک جریمه قابل توجه برای شکار و صدمه زدن به درناها به هر طریقی در نظر دارد و دوره های زندانی بالاتر از سه سال مجازات تخطی از این قانون است کشورهای خود مختار جدید ازبکستان، ترکمنستان، آذربایجان نیز از همان قوانین رژیم سابق روسیه تبعین می کنند

در ایران طبق مصوبه شماره 42 ماده 3 قانون شکار صید، درناها و از جمله درهای سیبری حمایت شده اند و شکار آن در تمام فصول ممنوع است و بهای ضرر و زیان شکار یک قطعه درنای سیبری درسال 1379 بنابه قوانین سازمان حفاظت محیط زیست و دو میلیون و چهارصد هزار ریال می باشد در چین همه درناها بعد از سال 1990 زیست حفاظت ملی حیوانات قرار گرفته­اند به علاوه شکار درنای سیبری به واسطه یک قانون ملی در تمام آئین­نامه­های محلی ممنوع شده است که این قانون در اواسط دهه 1980 به تصویب رسیده است. شکار پرندگان مهاجر نیز تحت توافق چین – ژاپن در سال 1982 ممنوع است.

یک میلیون دلار برای حفاظت از درنای سیبری اختصاص یافت

این مقدار در تالاب بین المللی فریدون کنار اختصاص یافت سازمان های جهانی حفاظت از درنای سیبری در تالاب برنامه 6 ساله از سال 83 در تالاب بین المللی فریدون کنار طرح حفاظت از درنای سیبری آغاز شد. که این تالاب به عنوان یکی از زیستگاه های اصلی طبیعی درنای سیبری اعلام شد.

وسعت تالاب فریدون کنار در حدود 35 هزار هکتار اعلام و تصریح کرد از نکات جالب در بین المللی کردن این تالاب این است که کل زمین های این تالاب با مالکیت کشاورزان منطقه است از 4 قطعه درنای سیبری که از  چند سال گذشته برای زمستان گذرانی به تالاب فریدون کنار کوچ می کردند تا کنون 2 قطعه درنا در این منطقه در حال زمستان گذرانی هستند.

 

 زیستگاه زمستانگذرانی درنای سیبری در جهان

در حال حاضر درناهای سیبری شناخته شده ، در سه ناحیه زیر زمستانگذرانی می نمایند :

1 – پناهگاه حیات وحش وچینگ نزدیک دریاچه پویانگ در چین

2 – پارک ملی کئولادو نزدیک بهاتراپور در هند

3 – دامگاه فریدونکنار در شمال ایران

البته ممکن است در آینده نواحی زمستانگذرانی دیگری نیز برای درناهای سیبری کشف شود ، بخصوص در چین که طی سرشماری اخیر ، تعداد شمارش شده این پرنده بیش از تعدادی بود که حدس زده می شد و بنابراین ممکن است مناطق زمستانگذرتنی دیگری نیز در جنوب چین وجود داشته باشد . در ضمن گزارش شده که ممکن است غیر از سه محل یاد شده ، در ترکیه ، بلغارستان و مصر هم زمستانگذرانی داشته باشند .

 

 

 نوشته شده توسط محبوبه زیاقمی
آلودگی های صنایع پتروشیمی در تاريخ پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389

 

آلودگی های صنایع پتروشیمی

 

چکیده :

صنایع نفت و گاز خصوصاً صنایع پتروشیمی ذاتاً جزو صنایع آلوده کننده ی محیط زیست هستند و انواع آلاینده ها را که بعضاً بسیار خطر ناک هستند را وارد ( هوا ،آب،  خاک ) می کنند .

در جهت بررسی این موضوع، آلاینده های هر بخش بررسی شده و سپس اقدامات انجام شده در راستای کاهش این آلودگیهاو نواقص موجود را مورد بررسی قرار داده ایم .

 

مقدمه :

واژه پتروشیمی از دو کلمه پترول ( به معنای نفت ) و شیمی ترکیب یافته و معنای تحت اللفظی آن مواد شیمیایی حاصل از نفت می باشد در فرایند تولید صنایع پتروشیمی ،. تبدیل هیدروکر بنهای نفت خام و یا گاز طبیعی به فرآورده های مختلف و متعدد شیمیایی صورت می گیرد .

فراورده های این صنعت در سه طبقه اصلی تقسیم بندی مس شوند .

 - کودهای شیمیایی ( اوره ، نیترات ، آمونیوم ، دی فسفات آمونیوم و غیره )

 - فراورده های پلیمری ( پلاستیکها ، لاستیکها و الیاف مصنوعی و غیره )

  - مواد شیمیایی ( اسیدها ، حلال ها و غیره )

 

در ایران بالغ بر 36 مجتمع پتروشیمی در حال بهره برداری و یا در حال احداث می باشد د رصنایع پتروشیمی و پالایشگاهی ، بر اساس نوع مواد مصرفی و تولیدی و همچنین مرحله ی فرایندها ، نوع و میزان آلایندگی های این صنایع متفاوت است .

بدین معنی که  در فرایندهای مختلف امکان آلودگی در سه مرحله ی

1-  جمع آوری مواد اولیه

2-  تولید و تبدیل مواد واسطه

3-  جمع آوری و انبار مواد تولید شده  محتمل می باشد .

 

نشست فرمالدئید ناشی از تهیه و انتقال متانول مورد نیاز برای واحدهای تولید اسید استیک و MTB E ، ورود پسابهای مجتمع های پتروشیمی بندر امام ، رازی و خارک به خور موسی و خلیج فارس ، نشت مواد آروماتیکی نظیر بنزن در پتروشیمی اصفهان و پراکنده شدن گوگرد در فضای اطراف مجنمع هایی نظیر رازی به دلیل انبار شدن در فضا ی باز نمونه هایی از آلایندگی صنایع پتروشیمی از هر سه مرحله جمع آوری مواد اولیه ، تولید و انبار سازی می باشند .

 

مواد اولیه مورد مصرف در صنایع پتروشیمی

از جمله مواد اولیه مورد مصرف در صنایع پتروشیمی که اصطلاحاً خوراک آن مجتمع گفته می شود شامل موارد زیر است .

گاز طبیعی ، نفتا ، بنزین پیرولیز ، گاز ترش (H2S ) ، گوگرد مایع ، اسید سولفوریک ، اسید فسفریک ، آمونیاک مایع ، CO2  ، فسژن ، اپی کلروهیدرین ، کاستیک ، بیس فنل A  ، خاک فسفات ، پارازایلین ، اسید استیک ، اتیلن ، پروپیلن ، پلاتفرمیت ، مخلوط زایلین ها ، بوتادین ، اکسید اتیلن ، اتان و هیدروکربنهای سنگین تر ، کلر ، بوتانل ، نمک طعام ، سنگ آهک ، استایرن ، فرمالدئید ، پارافین نرمال ، اوره ، آمونیاک ، سودای سبک ، متانول ، دی اتیلن انیلین ،گاز اسیدی مونو اتیلن گلایکول ، مونوکسید کربن ، میعانات گازی ، هوا ، برش 4 کربنه ، فتی الکل ، نونیل فنل و...

 

محصولات تولیدی صنایع پتروشیمی

از جمله مواد تولیدی صنایع پتروشیمی می توان موارد زیر را نام برد:

بنزین ، پارازیلین ، ارتوزایلین ، رافینیت ، گاز مایع ، پنتان ، اپوکسی رزین مایع ، اپوکسی رزین جامد ،  

پلی کربنات ، آروماتیکهای سنگین ، برش سنگین بنزین پیرولیز ، گاز شیرین ، گوگرد ، اوره ، HAB  ، LAB

 ABC، کلر ، آرگون ، آب ژاول ، پرکلرین ، اسید کلریدریک ، پلی استایرن انبساطی ، گسولین ، ملامین ، جوش شیرین ، نیترات آمونیوم ( کشاورزی صنعتی )، اکسید اتیلن ، سولفات آمونیوم ، تولوثن ، آلاکلر ،

بوتا کلر ، اتانول آمین ها ، سودداش سبک و سنگین ، PVC  ( امولسیون ) ،PVC(سوسپانسیون)،  سودسوز آور

( خلوص 100 % ) ، وینیل کلراید مونومر ( VCM ) ، اتیلین در کلراید ( EBC ) مونوکسید کربن، اکسیژن مایع ، اکسیژن گاز ، ازت مایع ، ازت گاز ، اسید سولفوریک ، اسید فسفریک ، پلی اتیلن تر فتالات ( گرید بطری و گرید الیاف ) اسید ترفتالیک خالص و آرماتیکهای سنگین و غیره ...

 

اثرات و فاکتورهای عمده یک پروژه پتروشیمی:

مهمترین اثرات زیست محیطی و بهره برداری پروژه های پتروشیمی ، آلودگی آب و خاک و هوا و صدا و نیز پیامدهای اقتصادی اجتماعی است .

صنایع پتروشیمی در مرحله بهره برداری اثرات و پیامدهای قابل توجه و مشخص تری نسبت به مرحله ساختمانی در محیط زیست ایجاد می نمایند که برخی از آنها در شرایط عدم کنترل و مدیریت زیست محیطی غیر قابل جبران و زیانبار می باشند .

مهمترین اثرات سوء زیست محیطی مرحله ساختمانی پتروشیمی شامل تغییر کاربری اراضی، افزایش سرو صدا ، اختلال در الگوهای حمل و نقل ، آلودگی های آب و هوا و تولید زایدات می باشد .

 

مهمترین آلودگی های احتمالی صنایع پتروشیمی را میتوان شامل موارد زیر دانست :

-        سرطان زایی و سمیت زیاد فاضلاب ها

-        زایدات خطر ناک با سمیت فوق الاده زیاد نظیر کلرین

-        قابلیت انفجار ، اشتعال و سمیت در فرایندها و تولید مواد با خاصیت واکنش های شیمیایی سریع .

-        انتشار آلاینده های هوا شامل ، اکسیدهای گوگرد ، کربن ، ترکیبات کلرینه ، ازته و آمونیاک .

-        تولید سروصدا در مرحله تامین و حمل نقل مواد اولیه و محصول و فرایند تولید در داخل و خارج از محوطه مجتمع

 

موارد زیر عمده ترین آلایندگی صنایع پتروشیمی را شامل می شود :

 

1- آلودگی آب

پسابها با منشاء ،کمیت و کیفیت متفاوت از منابع مختلف در صنایع پتروشیمی تولید می شوند ، عمده ترین منابع تولید پساب در این کارخانجات عبارتند از :

پساب خنک کننده ها

 * از سیستم خنک کننده کندانسورها و دیگر فعالیت ها و تولید می گردد و با توجه به میزان زیاد آب مصرفی برای این عملیات از نظر کمیت قابل توجه است .

فاضلاب این واحد بدلیل استفاده از کرومات به عنوان ضد خورندگی و رسوبگذاری در شبکه آب خنک کننده از آلودگی زیادی برخورداراست .

از میکروب کشها نیز برای مقابه با فعالیت های میکرو بیولوژیکی در برچهای خنک کننده و سیستم های باز مشابه استفاده می کنند . این اقدام برای از بین بردن فعالیتهای میکروبی است که با ایجاد لجن های چسبنده در سطح فلز در شرایط لازم ، رشد باکتریها ی بی هوازی را فراهم می کند و از طرف دیگر مانع اثرات مثبت بازدارنده های ضد خوردگی روی سطح فلز می گردند .

با توجه به مواد غذایی کافی ، محدوده مناسب PH  و دما در سیستم های خنک کننده و حضور مواد آلوده کننده و ورود میکروارگانیسمها از طریق هوا ، آب و خاک ، سطح ایده آلی جهت رشد میکروارگانیسمها فراهم می شود ، میکروارگانیسمهای موجود در سیستم های برج کننده شامل باکتری ها ، قارچ ها و جلبک ها هستند که با تخلیه در محیط های آبی ، اثرات پساب خروجی با توجه به افزودنیها ی Biosids  شیمیایی مصرف شده قابل توجه می باشد .

 

 * پساب کارخانه سودداش

از این کارخانه با توجه به روش دفع دو نوع پساب تولید می شود .

 الف : پساب کلرو کلسیم

این پساب ها سرشار از کلرور کلسیم ، نمک طعام ، کربنات ها ، آهک و دیگر ترکیبات معدنی هستند . بدلیل وجود مقادیر زیاد مواد معلق و محلول، این نوع پسابها به اصطلاح " پساب سنگین "  نامیده می شود  .

 

پساب سودداش :

پساب مذکور بر دارا بودن ترکیبات غیر آالی مانند کلرور کلسیم ، کربنات ها ، نمک طعام و شیر آهک بر اثر ورود پسابهای واحد های تصفیه آب ، تولید گاز CO ، گاز سنتز آمونیاک و اوره ، دارای بار آلی ازته نیز می باشد .

پساب کارخانه سودداش علاوه بر مواد محلول ، مواد معلق قابل توجهی را وارد منابع پذیرنده می نماید. قسمت عمده مواد معلق پساب مذکور کلرور کلسیم است که به پساب رنگ شیری می دهد . در زمان دبی پایین رودخانه پذیرنده پساب، اثرات منفی مواد معلق در آب تشدید می شود و آسیب زیادی به آبزیان و محل زندگی و تخم ریزی آها بر جای می گذارد .

 

 *  پساب واحد کلر آلکالی :

این پساب به دلیل دارا بودن جیوه از اهمیت خاصی برخوردار است ( به دلیل داشتن خاصیت تجمع زیستی ) پساب مذکور دارای نمک زیادی نیز می باشد که می تواند در کیفیت آب پذیرنده و نیز شوری اراضی پایین دست تاثیر بگذارد .

 

 * پساب واحدآمونیاک :

پساب واحد آمونیاک از بارآلودگی مواد آلی ازته ، آمونیاک ، روغن و فلز مس برخوردار است .

 

  *  پساب واحد تصفیه آب :

بر اثر شستشوی رزین های کاتیونی و آنیونی واحد تصفیه آب توسط اسید و قلیا و احیاء آن،  پساب خروجی از این واحد دارای PH  با نوسان زیاد ، نیترات و نمک ها است که خاصیت اصلی این پسابها را تشکیل می دهند .

 

 *  پساب کارخانه اوره :

پساب مذکور دارای بار آلی ازته و آمونیاک است .

 

*  پساب بخش جذب گاز CO  ، گوگرد گیری و کراکینگ :

 *  پساب واحد اسید نیتریک :

پساب این واحد حاوی با رآلی ازته ، آمونیاک و اسید بوده و PH  آن پایین است .

 

 *  پساب واحد نیترات آمونیوم :

پساب مذکور سرشاراز مواد آلی ازته بوده و میزان آمونیاک آن بالااست .

 

 *  پسابهای نشتی :

کلیه پسابهایی که از واحد های مختلف نشت می نمایند به همراه آبهای شستشوی دستگاهها و محوطه پتروشیمی که  به عنوان فاضلاب سبک شناخته می شوند به منابع پذیرنده تخلیه میگردد . ترکیبات ازته ، PH  ، فلزات سنگین ، کلرور و مواد محلول تام ازشاخصهای آلاینده فاضلاب نشتی محسوب می شوند .

 

 *  فاضلاب بهداشتی :

این فاضلابها ( انسانی ) در شرایط عدم تصفیه و تخلیه به منابع پذیرنده می توانند موجبات آلودگی آبها را فراهم آورند.

 

 *  پساب ناحیه پلیمری در واحدهای پلی اتیلن سبک و سنگین :

آب خروجی از این سیستم می تواند حاوی مقادیر زیادی تیتانیوم و جامدات محلول باشد. تخلیه این پسابها در محیط با دارا بودن میزان قابل توجه فلزات سنگین با نفوذ در لایه های خاکی و ورود به آبهای

 زیر زمینی بسیار مخاطره آمیز است  .

 

*  پساب واحد پلی بوتادین را بر PBR  :

در این واحد نیز که یکی از آلوده ترین واحدهای پترشیمی محسوب می شوند ، حضور بنزن که به عنوان حلال در فرایندهای تولید استفاده می شود و خاصیت خطرناک و سمی آن، در شرایط نشت مخازن و ریخت و پاش ، منابع پذیرنده را در معرض آلودگی شدید قرار می دهد .

 

 *  پساب واحد بوتن :

در واحد های بوتن نیز آب خروجی دارای مقادیر قابل توجهی ازآلومینیوم ، تیتانیوم و منیزیم است که در شرایط عدم تصفیه و نبود ایزولاسیون حوضچه های تبخیر می تواند سفره های آب زیر زمینی رابه شدت آلوده نماید .

 

 *  واحد استالدئید :

آب خروجی از واحد استالدئید نیز حاوی مقدار زیادی از کلرواستالدئید ، کلرید مس و ... است .

  *  آمونیاک در پساب واحد های پترشیمی به مقدار زیاد وجوددارد . این ترکیبات برای آبزیان به ویژه ماهیان بسیار خطرناک است .

پسابهای مذکور دارای مواد آلاینده نظیر ترکیبات نیتروژن ، مواد آلی غیر قابل تجزیه بیولوژیکی ، فلزات سنگین ، مواد جامد معلق ، هیدروکربن ها و ... و COD  زیاد و ترکیبات سرطان زا و سمی می باشند .        

 

تصفیه پساب

 

شناسایی دقیق پسابها و اندازه گیری کمی و کیفی آلاینده ها در طراحی سیستم تصفیه مناسب در واحدهای پتروشیمی با توجه به نوع آلاینده بسیار الزامی است در غیراین صورت سیستم تصفیه کارایی لازم را نداشته و باعث آلودگی محیط زیست خواهد شد .

از پسابهای تصفیه شده صنعتی می توان به عنوان آب فرایند و یا در آبیاری فضای سبز استفاده نمود .

 

سیستم تصفیه پساب بهداشتی و صنعتی

مراحل تصفیه شامل :

1- تصفیه اولیه

تصفیه اولیه ، فاضلاب را برای تصفیه بیولوژیکی آماده می سازد. تصفیه اولیه شامل واحدهای آشغالگیری

 ( مکانیکی دهانه ریز و دستی اضطراری ، دانه گیری ، چربی گیری و متعادل سازی می باشد .

ابتدا پساب وارد واحد آشغالگیری می شود ، پس از خروج از واحد آشغالگیری وارد حوضچه یکنواخت سازی می شود ، این واحد باعث حذف یا کاهش نوسانات دبی و غلیظ پساب ورودی می شود ، کیفیت کار این واحد بر اساس ایجاد زمان ماندگاری برای فاضلاب می باشد . کیفیت فاضلابهای ورودی به این واحد پس از اختلاط با یکدیگر متعادل شده و لذا ضمن کاهش مصرف مواد شیمیایی در واحد های بعدی ، عملکرد فرایندهای تصفیه بعدی را بهبود می بخشد همچنین امکان ارسال پساب با دبی یکنواخت برای واحدهای پایین دست ایجاد می شود ..

به منظور تامین هوای مورد نیاز واحد های چربی گیری ، دانه گیری و سلکتور بیولوژیکی ، از دستگاه دمنده از نوع Rotary  استفاده می شود .

در بعضی از واحدهای پتروشیمی ، گاهی اوقات جهت جلوگیری از بروزاشکال در فرایند تصقیه ، یک واحد خنثی سازی در کنار حوضچه متعادل سازی احداث می شود.  سود و اسید سولفوریک موادی هستند که در فرایند خنثی سازی استفاده می شود

تصفیه ثانویه  :

تصفیه ثانویه در واحد های پتروشیمی مشتمل به تجزیه بیولوژیکی ترکیبات آلی محلول تا حد مقادیر استاندارد می باشد .

پساب خروجی از بخش تصفیه فیزیکی شیمیایی دارای کیفیت تقریباً یکنواختی می باشد ، پساب ورودی که مواد معلق و کلوتیدی خود در بخش قبل از دست داده است ، دارای مواد آلی به شکل محلول می باشد .

یکی ازسیستمهای موثر در حذف مواد آلی که از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه است ، سیستمهای بیولوژیکی می باشد که یکی از کارآمدترین این سیستمها ، روش لجن فعال ( Activated sludge ) است .

برای جلوگیری از ایجاد پدیده با لکینگ و تنظیم نسبت F/M ، پساب خروجی از واحد خنثی سازی به همراه فاضلاب بهداشتی واحدهای پتروشیمی به واحد سکتور بیولوژیکی هدایت می شود . می توان جهت افزایش کارایی از دو حوض هوادهی به صورت موازی استفاده کرد .

مخلوط پساب و لجن برگشتی از ایستگاه پمپاژ لجن فعال وارد حوضچه های هوادهی می شود و در صورت نیاز مواد مغذی مورد نیاز ( P , N ) نیز از طریق افزون اوره و دی آمونیوم فسفات به پساب تامین می گردد ، هوای مورد نیاز باکتریها نیز استفاده از دستگاههای هواده سطحی تامین می شود.  باکتریها از مواد آلی بعنوان منبع غذایی و انرژی خود استفاده کرده و لذا در اثر تولید مثل،  مواد آلی محلول در پساب به حالت معلق در می آید.

مخلوط معلق باکتریایی از حوض هوادهی خارج شده و وارد زلال ساز می شود در واحد زلال سازی ، لجن ته نشین شده و پساب زلال می شود ، پساب خروجی از زلال ساز ، موادآلی خود را از دست داده و پس از گندزدایی با کلر ، جهت مصرف آبیاری فضای سبز و یا تخلیه به منابع پذیرنده آبی مثل خورها یا رودخانه  وارد میگردد.

 

مدیریت لجن:

در بیشتر فرایندهای کنترل آلودگی پسابهای صنعتی ، در نتیجه فرایندهای جداسازی جامد -  مایع ( نظیر

 ته نشینی ، شناور سازی و غیره )،  انعقاد شیمیایی و یا واکنش های بیولوژیکی ، لجن تولید می شود .

جهت کاهش حجم لجن یکسری پردازش ها نظیر تغلیظ ، آبگیری صورت می گیرد و نهایتاً دفع می شود.  بسته به ماهیت لجن ، روشهای دفع نهایی می تواند متفاوت باشد که متداولترین این روشها سوزاندن و دفن مهندسی می باشد .

 درقسمت تغلیظ از یک مخزن استوانه ای شکل استفاده می شود . با زمان ماندی که در این قسمت به لجن داده می شود لجن به آرامی ته نشین شده و آب موجود در آن جدا می شود.  لجن ته نشین شده توسط یک پارو که تمام قطر مخزن را می پوشاند به مرکز تانک هدایت شده ودر یک چاله جمع می شود آب جدا شده نیز از سرریز کنگره ای شکل سرریز کرده و به ابتدای تصفیه خانه فرستاده می شود . لجن تغلیظ شده که در کف مخزن جمع آوری می شود از طریق خط لوله به ایستگاه پمپاژ لجن هدایت و ازآنجا توسط پمپازبه ها ضم هوازی فرستاده می شود.

در حوضچه هضم لجن ( Digester ) که یک مخزن استوانه ای شکل است یک همزن هواده با قدرت زیاد نصب شده است .

 بدین ترتیب ادامه تصفیه بیولوژیکی لجن در این قسمت میسر میگردد .لجن هضم شده به منظور آبگیری از لجن به بسترهای لجن خشک کن ارسال می شود.  لجن خشک شده توسط کامیون به محل دفن از واحدها پتروشیمی خارج می شود .

 

تصفیه پسابها با ماهیت آلی

برای تصفیه این پسابها که عمدتاً مواد هیدروکربنی ( مثل پارازایلین ، الفین ، و آروماتیک ها ) هستند از سیستمهای فیزیکی و شیمیایی کارآمد در مورد حذف مواد هیدروکربنی استفاده می شود .

عمده تاسیسات تصفیه در واحدهایی که تولید مواد هیدروکربنی می کنند . از نوع جداسازی روغن API و CPI می باشد. چرا که جداسازی ثقلی با جداکننده های API وCPI  از روشها و تکنولوژی مورد استفاده با بیشترین کاربرد در زمینه جداسازی مواد هیدروکربنی می باشد . جداسازهای CPI از راندمان حذف بالاتری نسبت به جداسازهای API  برخوردارند، به نحوی که روغن خروجی از این سیستم تا کمتر از mg/l  5  کاهش می یابد .

 

شرح خلاصه ای از فرایندهای جدا کننده  CPI

این جداکننده ها شامل دسته هایی از صفحات شیار دار ( معمولا دسته های 48 12 تایی) می باشد.این صفحات بطور موازی و شیبدار (معمولا 60 40 درجه نسبت به افق ) و  به فاصله 100 20  میلی متر از هم قرار میگیرد . جریان آب از بالا به پایین در بین صفحات حرکت خواهد داشت که روغنها بر خلاف جهت آب و به سمت بالا و لجن ها د رجهت آب به طرف پایین هدایت شده و بدین ترتیب مواد معلق و مواد هیدروکربنی از آب جدا می شود . در پایان پس از انجام مراحل مختلف تصفیه پساب،  خروجی پساب قبل از تخلیه به آبهای سطحی ( خورها رودخانه و ...) باید اندازگیری و پایش شود .

 

حدود مجاز  مواد موجود پساب تصفیه شده:

حداکثر مقدار mg /l   

پارامتر

9 6

PH

( لحظه ای)   60

COD    mg/l  o2

30

BOD5

150

کل جامدات محلول

1/0

روغن و چربی

1/0

کادمیوم

1/0

کروم (6 ظرفیتی )

5/0

مس

5/0

فنل

05/0

بنزن

05/0

وینیل کلراید

1

سولفید

10

نیتروژن   (کل )

 

توجه : در هنگام تخلیه پساب به آبهای سطحی نباید دمای آب را بیش از C o3 در محل تخلیه بالا ببرد .

 

پارامترها و روش های اندازه گیری آب و پساب :

Method   NO.

method

parameter

Item

5210 D

Respirometric

Biochemical Oxygen  Demand

1

5220 C

Closed Reflux  - Titrimetric

Chemical  Oxygen  Demand

2

4500 – OB& G

Membrance  Electrode

Dissolved     Oxygen

3

2510 B

Laboratory

Electrical    Conductivity

4

5220 B

Partition - Gravimetric

Oil  &  Grease

5

4500 – H B

Electrometric

PH

6

2550 B

Laboratory and Field

Temperature

7

2540 C & 1030 E

Dried  at  1800c

Total   Dissolved  Solid

8

2130 B

Nephelometric

Turbidity

9

5530 D

Direct Photometric

Phenols

10

4500 – PC

Vanadomolybdophosphoric Acid  Colorimetric

Phosphorus

11

D 1426 – TEST Method A

Direct Nesslerization  ASTM

Ammonia

12

2540 D

TSS  Dried at  1030 -  1050c

Suspended Solids

13

 

 Ref : Standard  Methods For Examination of water and wastewater – 20 th Edition – 1998

Annual Book of ASTM  Standard.volume  11.2001

 

رواناب های سطحی

اکثرواحدهای پتروشیمی دارای شبکه جمع آوری مجزا جهت روناب های سطحی بوده و در صورت دارا بودن مقادیر آلودگی بالاتر از مقادیر استاندارد تخلیه به محیطف ابتدا به تصفیه خانه ارسال می شود تا مورد تصفیه قرار گیرد سپس به محیط های آبی تخلیه می شود .

 

آلودگی هوا :

منابع عمده آلوده کننده هوا در صنایع پتروشیمی (به ویژه در واحد های آمونیاک و اوره ) شامل پارامتر های زیر می باشند .

-        گاز آمونیاک

-        بخار ات و گرد و غبار خروجی از بالای برج اوره

-        گرد و غبار اوره در واحد های بسته بندی اوره

-        گازهای خروجی از دودکش ها شامل NH3 ، SOX  ،  NOX  ، O2  ، CO2  ، CO   

 

نقاط نشر آلاینده های اتمسفری :

انتشار هوای فرار از پمپها ، شیر فلکه ها ، فلنج ها ، مخازن ذخیره ، عملیات بارگیری و تخلیه ، فلر ها ، دودکش ها و ... می باشد.

بعضی از ترکیبات آزاد شده به هوا سرطان زا یا سمی هستند .

 بعضی از این ترکیبات سرطان زا که ممکن است در هوای انتشار یافته موجود باشند شامل :بنزن ، بوتادین ، 1و 2 دی کلرواتان و وینیل کلراید هستند .

ترکیبات آلی فرار ( VOCS  ) انتشار یافته به هوا ممکن است شامل استالدئید ، استون ، بنزن ، تولوئن ،

 تری کلرواتیلن ، تری کلروتولوئن و گزیلن باشد .

 

تجهیزات کنترل آلودگی هوا :

از جمله تجهیزات و سیستم های کنترلی برای اندازه گیری و کاهش و حذف آلودگی های هوا می توان به موارد زیر اشاره کرد .

1-   بدلیل اینکه عمده ترین منبع نشر آلاینده های اتمسفری صنایع پتروشیمی از دودکش ها(  Stack  ) می باشد این خروجی ها با توجه به نوع آلاینده، مجهز به سیستم های کنترلی مختلفی ازجمله موارد ذیل هستند .

1-     ناک اوت درام زائدات سوز

2-     بگ فیلتر

3-     سایکلون تر ( واحد دانه بندی گوگرد )

4-     اسکرابر زباله سوز

5-     سیستم جذب بخارات ( مثل بخارات متانول ) 

6-      سیستم smoke   less   فلر

7-     رسوب دهنده الکترو استاتیک ترWESP)  ) مجهر به آنالایزر TOC  

8-     فیلتر های الکترو استاتیک جذب ذرات

9-     سیستم decoke   pot   جهت جمع آوری ذرات کک

10- Scrop cyclone  

11- Hopper cyclone  

     12 -  نواع اسکرابرها :

الف ) caustic   scrubber

ب ) natural    scrubber

ج )  spray   scrubber

د )   vent scrubber 

13- سیستم بازیافت بخارات آرماتیکی

14- کوره های مجهز به تکنولوژی pinch  و forced  draft  که باعث کاهش مصرف سوخت، و میزان آلودگی نیز به حداقل کاهش می یابد .

15 - جذب سطحی ( کربن فعال ، سیلیکاژل ،زئولیت ( یک نوع روغن )

 16- فیلتر اسیون بیولوژیکی

17- اسکرابرهای زیستی ( تورب ،پوست درختان ، کمپوست )

18- تجزیه حرارتی

 

اندازه گیری و کاهش آلاینده های اتمسفری :

واحد های پتروشیمی در جهت رفع آلاینده های اتمسفری باید کلیه نقاط نشر آلاینده های اتمسفری را مورد پایش و مونیتورینگ قرار دهند

.

پارامترهای آلاینده هوا و سطوح انتشار در داخل و پیرامون کارخانه

حداکثر میزان mg/m3

پارامتر

20

ذرات

300

NOX

10

HCL

500

SOX

درسطح کارخانه 0/1 ppb ،mg/m3   5 برای انتشار

بنزن

درسطح کارخانه 0/4 ppb ،mg/m3   5 برای انتشار

وینیل کلراید

15

آمونیاک

 

حداکثر میزان اتیلن اکساید در محیط کارخانه PPB ۰/3 است .

انتشار نهایی ترکیبات آالی فرار از استالدئید ، اکریلیک اسید ، بنزیل کلراید ، تتراکلرید کربن ، کلروفلوروکربن  ، اتیل آکرلیک ، هالون ، 1 و 1 و1 تری کلرواتان ، تری کلرواتیلن و تری کلروتولوئن باید mg/m3 20 باشد .

غلظت عناصر سنگین باید mg/m3   5/1 باشد .و بیشتر از این مقدار نباشد .

 

روش های کاهش انتشار آلاینده های اتمسفری :

1-   به حداقل رسیاندن میران نشت مواد آلی فرار ( شامل بنزن ،وینیل کلراید و اکسید اتیلن ) از واشر ها ، پمپ ها، فلنج ها و دیگر تجهیزات  با استفاده از چفت و بست های مکانیکی .

2-   کاهش اتلاف از مخازن ذخیره، خطوط انتقال تولیدات و دیگر سطوح فرایندی به وسیله اتخاذ متدهایی مانند سیستم بازیافت بخار و چفت و بست های دو برابر برای سقف های شناور تانک ها .

3-     بازیافت کاتالیزورها وکاهش انتشار ذرات

4-     استفاده کم از برنر(  شعله های  NOX  ) برای کاهش انتشار NOX  ها

5-     بهینه کردن مصرف سوخت

6-     در بعضی موارد مواد آلی نمی توانندبازیافت شوند با انتقال آنها به فلرها و دیگر دستگاههای احتراق سوزانده می شوند .

7-     ایجاد فضای سبز در مجتمع واطراف آن .

 

آلودگی صوتی :

عمده ترین آلودگی صوتی ایجاد شده توسط صنایع پتروشیمی صدای ناشی از کمپرسورها و صدای ناشی از فلرینگ ( سوزاندن گاز ) می باشد .

 

 

 روشهای کنترل آلودگی صوتی

جهت کنترل آلودگی صوتی باید سه مرحله مد نظر قرار گیرد .

الف ) کاهش و کنترل صدای منبع تولید کننده

ب) کاهش و کنترل صدا در مسیر انتشار صوت

ج ) کاهش و کنترل صدا در محل دریافت صوت

 

از جمله راهکارهای کاهش و کنترل سروصدا عبارتند از

1- استفاده از سدهای آکوستیکی

2- استفاده از پوشش گیاهی

3- استفاده از آسفالتهای متخلخل

4- عایق بندی ساختمانها  می باشد .

 

جهت کنترل صدای کمپرسورها:

از اتاقک آکوستیک همراه با شیشه های دو جداره استفاده می شود. دلیل استفاده از شیشه دو جداره

 1- جهت دیدن تجهیزات درون اتاقک و کنترل آن

2- کاهش صدای ناشی از کمپرسور

 

جهت کنترل صدای ناشی از فلرینگ

وقتی که گاز با فشار زیاد همراه با شعله از فلر خارج می شود صدای بسیار زیادی ایجاد می کند .

 هنگامی که واحد پتروشیمی در شرایط نرمال باشد تقریباً صدای زیادی ندارد، چون مقدار خیلی کمی از زائدات به فلر جهت سوزاندن فرستاده می شود ولی اگر واحد پتروشیمی در شرایط SHUT DOWN  (اضطراری) باشد و مجتمع نتواند خوراک را مصرف کند، خوراک با فشار زیاد به فلر جهت سوزاندن فرستاده می شود که صدای بسیار زیادی تولید می کند

 جهت کاهش صدای فلرینک :

برای کاهش صدای فلر از هیچ تجهیز مکانیکی استفاده نمیشود به همین دلیل فلرهای مجتمع در دورترین قسمتها از مجتمع قرار گرفته اند تا سرو صدای ناشی از سوزاندن به واحدهای کاری نرسد .

 از جمله دستگاههای دیگر که صدا تولید می کند فن های دستگاهها می باشد مثل فن های Cooling tower  که اپراتورهای این دستگاه از گوشی های ایرماف وایر پلاک که ماکزیمم db 29 صدا را کاهش می دهند استفاده می کنند .

استفاده از مافلرها و دیوارهای جاذب صوت به منظور کنترل آلودگی

نصب سایلنسر جهت کنترل آلودگی صدا در روی خروجی برخی نقاط فرایندی

جهت سنجش صدا در قسمتهای مختلف کارخانه از دستگاه  level meter  sound استفاده می شود .

 

حدود مجاز صدا در هوای آزاد ایران

نوع منطقه

روز (از ساعت 7 الی 22 ) dB

شب از ساعت 22 الی    7

1. منطقه مسکونی

55

45

2. منطقه تجاری- مسکونی

60

50

3.منطقه تجاری

65

55

4.منطقه مسکونی - صنعتی

70

60

5. منطقه صنعتی

75

65

 

معیار اندازه گیری(30) (Leq (Equivalent  Sound  Level  : تراز معادل فشار صورت اندازه گیری شده در مدت 30 دقیقه بر حسب dB

Leq  : تراز معادل فشار صورت بر حسب dB

 

مواد زائد و جامد :

مهمترین مواد زائد و جامد د رصنایع پتروشیمی را میتوان زایدات خطرناک محسوب نمود که به دلیل وجود بقایای نمک در آنها می توانند موجب شوری منابع آب های سطحی و زیر زمینی و خاک در

 محل های دفن گردند .

1- دفن غیر اصولی زایدات دارای جیوه در شرایط وزش باد، ریزش رواناب ها و یا در زمان حمل و نقل یا نگهداشت غیر فنی باعث ایجاد مخاطرات جدی برای افراد می گردد.

2- یکی دیگر از مواد زائد خطر ناک مواد  PCB  یا بی فنیل پلی کلرات یک ترکیب آرماتیک است و نوع آن با مقدار کلرات موجود درآن مشخص می شود. این ماده یکی از مواد خطر ناک POP S  

( persistenet  organic   pollution   ) می باشد .

یکی از مواردی که PCB به وضوح در آن مشاهده گردیده است روغن های آسکارل می باشد که به جهت عایق بودن در مقابل حرارت و الکتریسیته از آن در ترانسفورماتور ها ، خازن ها ، رکتیفایرها و ... استفاده میگردد . به علت عدم تجزیه پذیری و پایداری بسیار بالای PCB  این ماده می تواند خطرات بسیار زیادی برای محیط زیست ، گونه های جانوری و همچنین انسان داشته باشد . قوانین زیادی برای جلوگیری از  pops  ها در طبیعت وضع شده است که برخی از آنها عبارتند از :

-        تمامی تجهیزات که حاوی مقادیر بیشتر از ppm 50  باشند تجهیزات آلوده محسوب می شوند .

-        دفن تجهیزات حاوی PCB  در طبیعت غیر قانونی می باشد .

-        نگهداری و جابجایی تجهیزات حاوی  PCB  غیر قانونی است .

جهت امحاء این تجهیزات ، تکنولوژیهای بسیار پیشرفته و نیروی متخصص نیاز می باشد که این مواد در زباله سوزهای ویژه عملیات امحاء آنها اجرا می شود.

3-  کیک ( لجن ) حاصل از پساب بخش کاتالیستهای احیا شده و پسماندهای نیمه جامد به وسیله دستگاه زائدات سوز سوزانده می شود .

4- پسماندهای عادی و بعضی از پسماندهای صنعتی نیز در لندفیل ها دفن بهداشتی می شود  . 

 

 

خلاصه فاکتورهای آلاینده صنایع پتروشیمی خصوصاً بخش ها ی اوره و آمونیاک

انواع آلاینده‌ها

واحدهای مختلف

فاکتورهای آلاینده

 

 

 

 

 

 

  

 

آلاینده‌های آبهای سطحی و زیرزمینی، خاک

پساب خنک کننده‌ها

کرومات، میکروب کشها

واحد کلرور کلسیم

کلرور کلسیم، کربنات‌ها، نمک طعام و شیر آهک، مواد معلق

واحد سودااش

مواد معدنی فوق + بار آلی ازته

واحد کلر آلکالی

جیوه، شوری

واحد آمونیاک

مواد آلی ازته، آمونیاک، روغن و فلز مس

واحد تصفیه آب

pH با نوسان زیاد، نیترات و نمکها

واحد اوره

بار آلی ازته و آمونیاک

واحد اسید نیتریک

بار آلی ازته، آمونیاک و pH پایین

واحد نیترات آمونیم

مواد ازته و آمونیاک بالا

فاضلاب نشتیها

ترکیبات ازته، pH، فلزات سنگین، کلرور و مواد محلول

فاضلاب بهداشتی

BOD، نیترات، کلیفرم

واحدهای پلی اتیلن

تیتانیوم، فلزات سنگین، جامدات محلول

واحد پلی بوتادین رابر PBR

بنزن، حلالها

واحد بوتن

آلومینیوم، تیتانیوم و منیزم

واحد استالدئید

کلرواستالدوید، کلرید مس

 

آلاینده‌های هوا

واحد اوره

گردو غبار، بخارات

عموم واحدها

گاز آمونیاک

دودکشها

CO , CO2 , O2 , NOX , SOX , NH3

پسماندهای خطرناک

عموم واحدها

بقایای نمکها، جیوه، کلرین

ایمنی

واحدهای ذخیره‌سای، انتقال، حمل، محیطهای بسته

انفجار ، آتش‌سوزی، بخارات سمی آمونیاک و جیوه و نیکل، نشتی خطوط انتقال گازها، زلزله

 

نتایج :

واحدهای پتروشیمی به دلیل پیچیدگی و گستردگی مواد مصرفی ، واسطه و تولیدی و نوع سیتم های کنترلی به کار گرفته شده از لحاظ بررسی زیست محیطی شرایط سخت تری را نسبت به صنایع دیگر دارند و لذا بررسی آلایندگی آنها نیازمند توان کارشناسی بالا و کسب اطلاعات دقیق از فرایندها و مواد می باشد .

چنانچه اطلاعات دقیق از میزان و نوع آلودگی و نحوه انتشار مواد آلاینده در دست نباشد . مشکلات موجود به درستی شناخته نشده و پیامد آن ، روش های درمانی نیز تأثیر چندانی نخواهد داشت .

با توجه به نیاز آبی شدید مجتمع های پتروشیمی و قرارگیری آنها در کنار مناطق آبی همچون خلیج فارس و دریای عمان و ... و پیامد های آنها مانند ایجاد پساب نفتی و شیمیایی ، آلودگی صوتی ، سوزاندن گازهای تفکیکی ، جمع آوری مواد زائد شیمیایی،دفع زباله و ... یک چالش بزرگ زیست محیطی در پیرامون صنایع پتروشیمی مشاهده می کنیم .

خلیج فارس و دریای عمان ، جزو متنوع ترین اکوسیستم های جهان هستند و شرایط خاص این مناطق ، از نظر تنوع ویژه رویشگاههای گرمسیری ، گونه های مختلف جانداران آبزی و غیره حساسیت ویژه ای برای این محیط های آبی به وجود آورده است .

این مناطق به واسطه شرایط خاص آب و هوایی، واجد نادرترین و حساس ترین اکوسیستم های دریایی و

جوامع گیاهی و جانوری ایران هستند که از جمله می توان به آب سنگ های مرجانی ، جنگل های گرمسیری مانگرو و زیستگاههایی نظیر هورها و خورها ، پستانداران آبزی ، لاک پشت های آبی ، ماهیان زینتی و تجارتی و رویشگاههای گرمسیری اشاره کرد .

که با توجه به تخلیه پساب صنایع پتروشیمی به این مناطق شاهد از بین رفتن تدریجی آنها خواهیم بود .

 

نمونه های از آلایندگی زیست محیطی صنایع

1-     تخریب مرجانهای طبیعی در عسلویه و خلیج نایبند به منظور احداث واحد های جدید پتروشیمی

2-   تخریب اکوسیستم خلیج فارس و تبدیل شدن خور موسی به مرداب به دلیل رعایت نکردن اصول صحیح جایگیری مجتمع های پتروشیمی

3-   از بین رفتن صدف های مروارید ساز خلیج فارس به دلیل آلوده شدن آبها به مواد شیمیایی مختلف و مضر غیر قابل تجزیه

4-   هیدرولیز شدن تخم موجودات آبزی ، بارور نشدن و از بین رفتن آبزیان در مرحله نوزادی و از بین رفتن امنیت شغلی صیادان منطقه .

5-     استشمام آمونیاک موجود در هوای منطقه

6-     مشاهده پسابهای ورودی به دریا و ایجاد مناظر زشت در این مناط

 

پیشنهادها :

1-     شناسایی دقیق پسابها و اندازه گیری کمی و کیفی آلاینده ها در کلیه واحد های پتروشیمی

2-     ایجاد تصفیه خانه های اصولی و با تکنولوژی روز

3-     توسعه فضای سبز و آبیاری آنها با استفاده از پسابهای صنعتی تصفیه شده

4-     تغییر فرایند بعضی از مجتمع ها  و تولیدات  آنها

5-     عدم استفاده از تکنولوژی غیر کار آمد و استفاده از تکنولوژی روز

6-   جایگزینی تولیدات بی ضرر و کم ضرر زیست محیطی با تولیدات با اثرات زیست محیطی بالا مانند جایگزینی ETBE  به جای  MTBE  که کمتر از نصف مقدار MTBE  در آب حل می شود و عمر آن نصف عمر MTBE  بوده و همچنین از فرمالدئید سرطان زای ناشی از MTBE  عاری بوده و با سهولت بیشتری از آب حذف می شود .

7-     شفاف سازی و اطلاع رسانی درست و اصولی در زمینه فعالیتهای صنایع پتروشیمی

8-     تربیت و به کارگیری نیروهای متخصص و آشنا به محیط زیست در صنایع پتروشیمی

9-   آموزش کارشناسان و مهندسان ومدیران صنایع پتروشیمی با روش های علمی نظیر HAZOP  ، FMEA و مهندسی محیط زیست و بکارگیری این آموزش ها جهت کاهش و حذف اثرات زیست محیطی صنایع پتروشیمی

10  -  بکار گیری یک برنامه نگهداری تجهیزات که انتشار مواد آلی مثل اتیلن اکساید ، بنزن ، وینیل کلراید ،

1 و 2 دی کلرواتان و دیگر مواد آلی را کاهش دهد

 11-  نصب سیستم های بازیابی بخار برای کاهش انتشار VOC  

  12 -  استفاده کم از برنرNOX  

  13 -  بهیه کردن مصرف سوخت

   14 -  احیاء و استفاده مجدد کاتالیزرهای مصرف شده ، حلال ها و دیگر محلول های مصرف شده به میزان مناسب .

        15 -  باز چرخش آب خنک کننده ها

16-  جداسازی روان آبهای سطحی از جریان پساب

 

 17 -  استفاده از افزودنی های با پایه غیر کرومی در آب خنک کننده ها

18 -  طراحی و تمرینات آموزشی واکنش در برابر حوادث غیر مترقبه واحد

  19 -  اعمال داده ها و استانداردهای خام جهانی با در نظر گرفتن توان خود پالایی محیط با استاندارد های منطبق با شرایط هر منطقه

    20 -  انجام ارزیابی زیست محیطی صحیح برای توسعه صنایع پتروشیمی

 

منابع و مأخذ :

1-   کتاب «راهنمای ارزیابی اثرات زیست‌محیطی کارخانجات پتروشیمی» ، سید مسعود منوری، تهران، انتشارات فرزانه، 1381، چاپ اول 1380

2-     جعفر زاده ، محمد تقی سیمای زیست محیطی صنعت پتروشیمی انتشارات صنوبر چاپ اول

3-   اداره HSE  شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران آلاینده های زیست محیطی و روش های کنترل آنها انتشارات روابط عمومی 1388

4-   سایت سازمان حفاظت محیط زیست آشنایی با اثرات زیست محیطی و فاکتورهای آالاینده صنعت پتروشیمی مهدی گندم کار

5-     شبکه تحلیلگران تکنولوژی ایران آثار تخریب پتروشیمی بر محیط زیست .

6-     سایت خبری فارس سهل انگاری صنایع پتروشیمی در ورود جیوه به خلیج فارس الهه رفیعی نژاد .

7-     شبکه تحلیلگران تکنولوژی ایران پتروشیمی تکنولوژی و آلودگی های محیط زیست علیرضا پیمان پاک .

8-     سایت پتروشیمی کارون حفاظت از محیط زیست

9-     سایت کانون مهندسی شیمی لایه ازن و صنایع پتروشیمی محمد افرا

10 - شبکه تحلیلگران تکنولوژی ایران مثالهایی از آلودگیهای محیط زیست

11-  سایت ایران صدا گامهای موثر پتروشیمی در حفاظت محیط زیست.

12- سایت کانون مهندسی شیمی تحلیل اثرات مخرب زیست محیطی در صنایع پتروشیمی .

13- سایت شرکت روژان صنعت البرز  

 

Multilateral   Investment   Guarantee  Agency   Environmental   Guidelines  For

Petrochemicals   Manufacturing

 

 

 

 

 نوشته شده توسط محبوبه زیاقمی
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by hamiyemohit.Blogfa.com
This Template Designed By www.kohsorkh.com





Powered by WebGozar