مکاتب آمایش سرزمین در جهان
مقدمه :
تعریف آمایش سرزمین
آمایش که اسم مصدر آمودن یا آماییدن است، بنا بر فرهنگهاي مختلف لغات، معانی گوناگونی دارد که آراسته کردن در این رابطه مصداق پیدا میکند.
ولی در اصطلاح به معنای
تعیین توان بالقوه و شایستگی اراضی یا به عبارت دیگر(تعیین مطلوبترین نوع بهروری ازآنهاست).
به عبارت دیگر(آمایش )فرایندی است که زیبندگی هر نوع استفاده ای را برای هر بخشی از سرزمین با توجه به قابلیتهای آن نشان می دهد.
پوتی اوژن کلودیوس یکی از متخصصان برنامه ریزی ناحیه ای فرانسه آمایش سرزمین را اینگونه تعریف می کند:
آمایش سرزمین، هدف توزیع بهتر جمعیت در ارتباط با منابع طبیعی و فعالیتهای اقتصادی را دنبال می کند.این تلاش به منظور اهداف کاملاٌ اقتصادی نیست و رفاه و توسعه کامل ظرفیتهای بالقوه جمعیت را در نظر دارد.
تعریف مهندسین مشاور ستیران (1355)
آمایش سزمین عبارت است از برنامه ریزی و سازمان دادن نحوه اشغال فضا و تعیین محل سکونت انسانها و محل فعالیتها و تجهیزات و همچنین کنشهای بین عوامل گوناگون نظام اجتماعی – اقتصادی.
چگونگی پیدایش آمایش سرزمین
پس از ظهور انسان بر روی زمین با توجه و تکیه بر نیروی عقل و تفکر خود به عنوان اشرف مخلوقات شروع به یاد گیری و استفاده از طبیعت کرد.
کم کم کشاورزی را آموخت و پس از آن صنعت را.و بدین ترتیب استفاده ی بی حدوحصرش با توجه به طمع سیری ناپذیرش از طبیعت و منابع طبیعی رو به ازدیاد نهاد تا جاییکه خیلی لز جنگلها نابود ، خاک تخریب ، آلودگیها افزایش ،گرسنگی جهانی و ...شد. و اینچنین انسان با مشکلات بسیاری مواجه شد.
خوشبختانه انسان متمدن به فکر چاره جویی افتاده است. از اواخر قرن میلادي گذشته انسان به این نکته پی برد که براي آنکه بخواهد بهره برداري با صرفه اقتصادي و مستمر از سرزمین داشته باشد، بهتر است که روند بهره برداري را در یک چارچوب برنامه ریزي شده به نام طرح مدیریت به اجرا گذارد (مالوترا 1980 ) . از آن زمان بتدریج طرحهاي جنگلداري، مرتعداري، شهرسازي و مدیریت شهر و شهرك، مدیریت کشاورزي، دامداري، دامپروري، مدیریت شیلات و آبزي پروري، پارکداري و مدیریت توسعه در جهان پا گرفت(کوکز 1985. )
تا شروع جنگ دوم جهانی، با وجود گذشت شصت سال از تهیه، تدوین و اجراي طرحهاي مدیریت سرزمین، باز هم دیده شد که آن طور که شایسته است مشکل برطرف نشده است.
پس از جنگ دوم جهانی ،ادامه داشتن فقر کشاورزان ،هدر رفتگی منابع طبیعی و ضایع شدن محیط زیست دلیلی شد برای چاره جویی جهت رفع مشکلات. انسان پی برد براي آنکه بتواند جلوي فقر و ضایع شدن سرزمین را بگیرد باید به همراه طبیعت حرکت و از سرزمین به اندازه توان یا پتانسیل تولیدي آن بهره وري نماید. چنین فکري مقدمه اي شد براي آمایش سرزمین یا برنامه ریزي منطقه اي، استفاده از اراضی و اینگونه شد که آمایش سرزمین در جهان شکل گرفت.
دلایل استفاده از مکاتب مختلف آمایش سرزمین در جهان
برنامه ریزی فضایی، یعنی برنامه ریزی که سروکار آنها با سرزمین – فضا یا جغرافیا است، در سراسر جهان عمومیت دارد.اما این عمومیت به معنای شکل و محتوای یکسان نیست.
ویژگی مشترک برنامه های فضایی در جهان فضایی بودن آن است
تفاوتهای برنامه ریزی فضایی در جهان
1 – تجربجه های تاریخی متفاوت
2 – نوع حکومت
3 – میزان توسعه یافتگی
4 – دیدگاههای سیاسی
5 – تفاوتهای جغرافیایی
دلایل فوق باعث شده اند که آمایش سرزمین به شکلهای مختلفی در کشورها انجام شود.
مکاتب آمایش سرزمین
آمایش سرزمین در جهان بر اساس دو مکتب یا زوش صورت می گیرد
1 – مکتب اروپایی (فرانسوی )
2 – مکتب انگلو ساکسون
مکتب اروپایی (فرانسوی )
پیدایش مکتب اروپایی
اصطلاح آمایش سرزمین برای اولین بار در سال 1949 میلادی بوسیله فرانسوی ها برای حل مشکلات اقتصادی مانند تعدیل تمرکز(تمرکز زدایی از پاریس ) و توزیع بهینه فعالیتها متناسب با قابیلت نواحی بکار رفت.
اساس مکتب اروپایی بر حسب اطلاعات اقتصادی و اجتماعی استوار است.
برنامه ریزی(plani fication ) در مکتب اروپایی به معنای برنامه ریزی توسعه اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی است. به عبارت دیگر برنامه چهارچو ب سیاستهای اقتصادی و بودجه ای آن کشور را برای چند سال آینده رقم می زند.
در این مکتب آمایش سرزمین نوعی سیاست برای اصلاح نا هم ترازی های اقتصادی سرزمین است، که از طریق دخالت در توزیع جغرافیایی بنگاهها و تجهیزات تحقق می یابد.
آمایش سرزمین مجموعه ای از اقدام های مقامات دولتی و عمومی است که برای ایجاد تحول در سامان اقتصادی سرزمین، در جهتی که مطلوب شناخته شده، به موقع اجرا گذاشته شوند.
در مکتب اروپایی قالب اصلی آمایش سرزمین منطقه است که البته بیشتر در جهت حمایت از توسعه اقتصادی آنها است.و برنامه های کالبدی اساسا محدود به طرحهای شهرسازی محلی است.
2 - مکتب انگلو ساکسون
به دلیل ناکارآمدی مکتب اروپایی در اجرای برنامه های همه جانبه آمایش در جهان و اینکه همه پارامترها را در نظر نمی گرفت در اواخر دهه 1950و اوایل دهه 1960 مکتب جدیدی بنام مکتب انگلو ساکسون بوجود آمد که به ارزیابی همه جانبه سرزمین با هماهنگی چهار پارامتر توان اکولوژیکی، تکنولوژی، نیروی انسانی و منابع مالی می پردازد.
در این مکتب از اسناد ترسیمی و نقشه های فراوان استفاده می شود.
این روش به مساله چگونگی کاربری زمین ها و منابع طبیعی و حفاظت محیط زیست می پردازد.
در مکتب انگلو ساکسون برنامه ریزی در معنای عام، نظم دادن به اقدامهایی است که قرار است در آینده انجام گیرد.
برنامه ریزی همان برنامه ریزی کالبدی یا فیزیکی برای استفاده از فضا یا در نقشه جای دادن کاربری های گوناگون است.
در ان مکتب آمایش سرزمین سلسه مراتبی از برنامه های کالبدی با هدف دستیابی سازماندهی مطلوب فضا است و این برنامه ها چهارچوب اقدامهای مقامات عمومی سطوح گوناگون را تشکیل می دهد.
پیشگامان آمایش سرزمین در جهان با مکتب انگلو ساکسون
پیشگامان اجراي برنامه همه جانبه و تمرکز یافته آمایش سرزمین در جهان، )باهماهنگی چهار پارامتر توان اکولوژیکی، تکنولوژي، نیروي انسانی و منابع مالی( استرالیا و کانادا و در رده بعدي هلند هستند که در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 اقدام به تأسیس دفتر آمایش سرزمین کرده و اینک تمامی مراحل آن را گذرانده اند. یعنی به طور دقیق میدانند که توان سرزمینهاي آنها براي استفاده مختلف انسان و توسعه چگونه است. جمع آوري اطلاعات موجود از سرزمین و برنامه ریزي براي اجراي پروژه هاي بهره وري سرزمین در این کشورها تا حد کامپیوتري کردن جمع آوري، جمع بندي و تجزیه و تحلیل و اندوختن اطلاعات و نقشه ها به پیش رفته است، یعنی هر گونه اطلاعات در مورد اجراي پروژه هاي بهره وري را در هر نقطه کشور سریعا میتوانند در اختیار استفاده کنندگان قرار دهند.
اهداف آمایش سرزمین
آمایش سرزمین در شکلهای مختلف به منظور تامین اهداف معینی انجام می شود که مهمترین آنها به شرح زیر است .
1- توزیع بهتر و هماهنگ فعالیتها در فضاها ، تناسب ویژگیها و داده های محیطی
2- استقرار مستمر جمعیت در حد تناسب خود بر روی فضا
3- جلوگیری از حرکت مکانی نابجای جمعیتها
4- کاربرد تدابیر لازم در تثبیت جغرافیایی جمعیتهای مهاجر
5- کاهش تباین و اختلافات محیطی و اصلاح و بهسازی و بازسازی مکانهای نامطلوب و به اصطلاح ناپذیرای جغرافیایی
اهداف آمایش سرزمین در ایران
آمایش سرزمین در ایران برای تنظیم رابطه بین انسان ، فضا و فعالیتهای انسان در فضا انجام می شود.
هدف از تنظیم این رایطه :
1- بهره برداری منطقی ار کلیه امکانات به منظور بهبود وضعیت مادی و معنوی اجتماع بر اساس ارزشهای اعتقادی و توجه به سوابق فرهنگی ، ابزار علم و تجربه در طول زمان است.
2- تاکید بر دیدگاه فضایی (مکانی ، جغرافیایی) در برنامه ریزی توسعه که آرمان این دیدگاه
الف) – توزیع و تقسیم جمعیت و فعالیتهای عمرانی در پهنه ی سرزمین
ب ) – اجرای راهبرد بهزیستی برای فرد و جامعه
ج) – استفاده مطلوب از منابع طبیعی و نیروی انسانی در جهت کفایت اقتصادی و اجتماعی است.
آمایش سرزمین با مکتب اروپایی
از جمله کشورهایی که اساس آمایش سرزمین در آنها بر اساس مکتب اروپایی می باشد می توان به کشورهای فرانسه،دانمارک ،ایتالیا، اسپانیا ، پرتغال، هند و چین اشاره کرد.
آمایش سرزمین در کشور فرانسه
کشور فرانسه با مساحتی بیش از 547 هزار کیلومتر مربع کمی بیشتر از یک سوم ایران وسعت دارد. 33 درصد خاك این کشور را عرصه هاي قابل کشت تشکیل میدهد. براساس سرشماري سال2001 میلادي جمعیت این کشور بالغ بر 59551000 نفر است و تراکم نسبی آن 109 نفر در کیلومتر مربع است. رشد جمعیت 37 در هزار است. کشور فرانسه واجد 22 منطقه یا استان، 96 دپارتمان یا شهرستان و 36553 کمون یا بخش است. با احتساب سرزمینهاي ماوراء دریاها، این کشور شامل مناطق گویان، گوادلوپ، مارتینیک و رئونیون) داراي 26 منطقه، 100 دپارتمان و 36666 کمون( است.
آمایش سرزمین در فرانسه با برنامه نوسازی و تجهیز (1947 – 1953 ) آغاز میشود که برای ترمیم خرابی های جنگ دوم جهانی تدارک دیده شده بود.
رویداد مهم تاریخی آمایش فرانسه تاسیس داتار (نمایندگی دولت برای آمایش سرزمین و اقدام های منطقه ای ) در سال 1963 است. با تاسیس داتار آمایش سرزمین رونق و وسعت خاصی یافت.
در آغاز برنامه آمایش سرزمین تنها در تمرکز زدایی صنعتی خلاصه می شد.در اواخر دهه 1960 فعالیت آمایش بخشهای خدمات ، ادارات دولتی ، پژوهش و آموزشی را نیز در بر گرفت.
افول امایش سرزمین در فرانسه از سالهای بعد از 1975یعنی سالهای بحران اقتصادی آغاز شد و تا اوایل سالهای دهه 1990 ادامه داشت.
در سال 1994 لایحه ای تقدیم مجلس ملی شد.این لایحه تحت عنوان( قانون سمت گیری برای آمایش سرزمین ) در تاریخ 4 فوریه سال 1995 به تصویب رسید.
دراین قانون هدف کلی فرانسه 2020 می باشد.
بطورکلی آمایش سرزمین در کشور فرانسه بر اساس جهت گیریهای اجتماعی و اقتصادی می باشد. که با طرحهای فضایی – برنامه ریزی استفاده از سرزمین در بسیاری کشورهای اروپایی فرق دارد.
با این حال نباید تصور کرد که در آمایش سرزمین فرانسه، نقشه و طرحهای کالبدی (فیزیکی ) وجود ندارد.
در سال 1988 داتار مجموعه ای از نقشه های آمایش سرزمین را با عنوان (اطلس آمایش سرزمین ) انتشار داد.ولی غالب این نقشه ها حالت شماتیک داشت و به چگونگی کاربری زمین نمی پرداختند.
هنگامی که داتار در سال 1963 ، تأسیس شد این موسسه زیر نظر نخست وزیري فعالیت میکرد تا اینکه از سال 1967 به این سو در حدود پانزده بار وابستگی این تشکیلات به دولت دستخوش تغییر شده است.
ا ز سال 2002 تا حال این مؤسسه زیر نظر وزارت وظایف عمومی، اصلاح دولت و آمایش سرزمین اداره میشود.
بر این اساس آمایش سرزمین هرگز نتوانسته جای مشخصی را در نظام حکومتی فرانسه بیابد و همواره در تغییر دولتها موضوع کشمکش و چانه زنی میان افراد و گروههای گوناگون بوده است.
جایگاه داتار در نظام حکومتی
هنگامی که داتار در سال 1963 ، تأسیس شد این موسسه زیر نظر نخست وزیري فعالیت میکرد تا اینکه از سال 1967 به این سو در حدود پانزده بار وابستگی این تشکیلات به دولت دستخوش تغییر شده است.
ا ز سال 2002 تا حال این مؤسسه زیر نظر وزارت وظایف عمومی، اصلاح دولت و آمایش سرزمین اداره میشود.
بر این اساس آمایش سرزمین هرگز نتوانسته جای مشخصی را در نظام حکومتی فرانسه بیابد و همواره در تغییر دولتها موضوع کشمکش و چانه زنی میان افراد و گروههای گوناگون بوده است.
برخی فعالیتهای آمایش سرزمین در فرانسه از آغاز تاکنون
کلودیوس پتی در سال 1950 مدیریت آمایش سرزمین را در وزارت بازسازی تاسیس کرد.
تاسیس داتار در سال 1963که وظیفه متعادل ساختن فرانسه یا طرح های بین وزارتخانه ای به عهده آن گذاشته شد.
- انتخاب هشت متروپل متعادل کننده در سال 1963 با هدف تعدیل گسترش شهر پاریس و تقویت ارتباطات میان شهري و حمایت از مناطق روستایی
- شروع سیاستهاي احداث شهرهاي جدید از سال 1970 به بعد.
- اجراي برنامه هاي آمایش روستایی از سال 1970
- سیاستگزاري در خصوص شهرهاي با مقیاس متوسط از سال 1973
- تأسیس کنسرواتوار نواحی ساحلی کشور در سال 1975
- اجراي قانون تمرکززدایی بر پایه اصل عدم تابعیت اجتماعات سرزمینی از یکدیگر از سال 1982
همچنین انعقاد قراردادهاي پنج ساله میان حکومت مرکزي و مناطق با هدف سازماندهی کاربریها در این بازه زمانی توسط مؤسسه داتار تنظیم و منعقد میشود که به نوعی چارهاندیشی در تعریف و ایجاد مشاغل جدید نیز تلقی میگردد. همچنین داتار مخاطب اصلی اتحادیه اروپا در طرح تشخیص نواحی مشمول کمکهاي اروپایی است. این طرح با این هدف در اتحادیه اروپا ارایه گردید که بدین طریق اختلاف و فاصله ایجاد شده ناشی از عدم توسعه متوازن در مناطق مختلف کشورهاي عضو امور (Master Plan) اتحادیه اروپا به حداقل رسانده شود.
داتار همچنین در تهیه طرحهاي هادي زیربنایی نظیرآزاد راهها، احداث دانشگاهها و سازمانها نیز به نوعی مشارکت داشته است.
تشکیلات آمایش سرزمین فرانسه
سازمانهاي متعددي در سطوح مختلف ملی، منطقهاي و محلی به نحوي از انحاء در زمینه آمایش سرزمین تأثیر گذارند. این سازمانها جدا از روساي قواي کشور، مجالس، داتار و شوراهاي کشور معرفی میشوند:
- کمیته بین وزارتخانهاي آمایش و توسعه سرزمین : : (CIADT
این کمیته به ریاست نخست وزیر و مشارکت وزراي مرتبط با امر آمایش سرزمین کشور، مقامهاي محلی، اقتصادي، کشاورزي، بودجه، ترابري، محیط زیست و سایر بخشهاي مرتبط تشکیل میگردد.
- کمیساریاي برنامه :
این سازمان از سال 1946 به فعالیت مشغول است. که وظیفه آن این طور تعریف شده است:
کمیساریا مفهوم آمایش سرزمین را بررسی کرده، نتایج و یافته هاي خود را در قالب برنامه هاي توسعه » اقتصادي و اجتماعی » می گنجاند.
شوراي ملی آمایش و توسعه سرزمین
شورایی ویژه آمایش سرزمین است.که بجز نخست وزیر که رئیس آن است ، 52 عضو دیگر دارد.
جایگاه سکونتگاهها در برنامه ریزي آمایش سرزمین کشور فرانسه
با آنکه سابقه فرانسه در آمایش سرزمین بیش از نیم قرن است و اقدامهای متنوعی نیز در چهارچوب این شیوه ی برنامه ریزی انجام گرفته است، اما تنها برخی از آنها فعالیت هایی است که به طور متعارف موضوع برنامه ریزی کالبدی / فضایی یا آمایش سرزمین است.
و در طول زمان ضمن تداوم ، برخی از مواضع اولیه، هدفها و راهبردهای آمایش سرزمین دائماً در حال تحول بوده که سیاست شهرها در فرانسه یکی از مصادیق می باشد.
الف- متروپلهاي تعادل:
در دهۀ 1960 در راستاي برنامه پنجم فرانسه، سیاستی با عنوان شبکه یا استخوانبندي شهري با هدف تعیین متروپلهاي تعدیل کننده توسعه و کنترل رشد بی ضابطه شهر پاریس مطرح شد.
هدف از ایجاد متروپلهای تعادل:
1- رقابت میان این مادر شهرها و پاریس
2- ایجاد شبکه شهری سطح منطقه ای
براساس این سیاست میباید افزایش جمعیت شهري فرانسه به شهرهاي بزرگ منطقه اي یا متروپل هاي تعدیل کننده و رشد جمعیت پاریس به شهرهای جدید پیرامون آن منتقل شود.
در اجرای این سیاست نخستین گام تشخیص شهرهایی بود که می توانستند نقش متروپل های تعادل را بر عهده گیرند.
روش انتخاب متروپل های تعادل:
الف – در سطح بالای شبکه شهر
ب - در سطح منطقه ای
برای تشخیص مراکزی که بتوانند مدیریت زندگی اقتصادی و اجتماعی یک حوزه نفوذ منطقه ای و فرا منطقه ای را بر عهده بگیرند ،ده معیار در خصوص تجهیزات شهري و سه معیار براي تشخیص حوزه نفوذ آنها در نظر گرفته شد.
ده معیار تجهیزات شهري عبارت بودند از :
-1 اهمیت جمعیت بخش سوم )خدمات ( قدر مطلق و درصد.
-2 شماره عمده فروشان در 8 فعالیت مهم مورد نظر .
-3 وجود تجارتهاي نادر یا تخصصی (حداکثر27 نوع )
-4 شبکه بانکی (شعب بانکهاي بزرگ ملی )
-5 دفتر مرکزي شرکتهاي بزرگ.
شمار مشاغل نادر (حداکثر 22 حرفه (
-7 سازمانهاي دولتی یا حوزه فعالیت فراتر از دپارتمان .
-8 مؤسسات آموزش عالی.
-9 تجهیزات درمانی بیمارستانی.
-10 مؤسسات فرهنگی، هنري و ورزشی (شامل: تئاتر، سینما، فستیوال، مراکز هنرهاي نمایشی و
انجمنهاي ورزشی )
سه معیار نفوذ خارجی شهر نیز عبارت بودند از :
-1 « قدرت فرماندهی » معادل عده مزد و حقوق بگیران بیرون شهر که تابع مراکز تصمیم گیري شهر هستند.
-2 جاذبه یا وسعت حوزه نفوذ : نقشه حوزة نفوذ که بسیار شبیه حوزه نفوذ بر حسب قانون ریلی است.
-3 جمعیت حوزه نفوذ.
به هر یک از سیزده معیار نمرهاي از صفر تا چهار داده میشود. جمع کل نمرات هر شهر پیشنهادي در چهار گروه به شرح ذیل طبقه بندي میشود:
|
گروه |
امتیاز |
|
A |
40 < |
|
B |
40 – 30 |
|
C |
24 - 18 |
|
D |
20 - 12 |
پس از پایان مراحل شناسایی و تعیین شهرهاي با توان بالا در مجموع هشت شهر حایز شرایط تبدیل شدن به متروپلهاي تعدیل کننده شناخته شدند. این شهرها با اتکا به نظریه قطبهاي اقتصادي فرانسواپرو فرض این بود که این شهرها میتوانند :
-1 در برابر پاریس عرض اندام کرده و توسعه را به سود خود متعادل کنند.
-2 با متمرکز کردن فعالیت هاي صنعتی، خدماتی و زیرساختها، توسعه را در مناطق پیرامون خود اشاعه دهند.
هشت شهري که در مراحل ابتدایی معرفی گردیدند عبارت بودند از: 1- لیل- روبه- تورکون 2- نانسی- متس- تیونویل 3- استراسبورگ 4- لیون- سنت اتین- گرنول 5- مارسی- اکسی آن پرووانس- دلتاي رون 6- تولوز 7- بوردو 8- نانت- سن نازر .
لازم به ذکر است در سال 1970 چهار شهر دیگر به نامهاي ) دیژون ( ،(کلرمون فراِن )، (رِن ) و ( نیس) به فهرست هشت شهر قبلی افزوده شد .
ب - تعیین شهرهاي با رسالت منطقه اي
در این سطح هدف تشخیص شهرهای با رسالت منطقه ای و کمتر ود که برای این منظور معیارهای بیشتر و ظریفتری، جمعاً 20 معیار بکار گرفته شد.(7 معیارعلاوه بر 13 معیار بالا)
هفت معیار دیگر عبارت بودند از:
-1 جمعیت کل و جمعیت شاغل در بخش دوم یعنی صنعت .
-2 تجارتهاي نادر در سطح منطقه اي.
-3 مشاغل نادر در سطح منطقه اي.
-4 اتاق بازرگانی.
-5 ارتباطات هوایی، شبکه ریلی و جاده اي.
-6 مؤسسات آموزشی.
-7 مؤسسات فرهنگی، هنري و ورزشی در مقیاس منطقه اي.
به هر یک از بیست معیار نمره ای (امتیازی) از 0 تا 5 و وزنی (جمع اوزان100بود) داده شد.در نتیجه جمع نمرات به جای آنکه حداکثر 100 باشد بیشتر شد. وزن همه ی معیارها یکسان نبود.شهرها برحسب جمع امتیاز در چهار گروه به شرح ذیل دسته بندي شدند:
-1 متروپل هاي منطقه اي بیش از 450 امتیاز.
-2 مراکز منطقه اي تمام عیار از 380 تا 449 امتیاز .
-3 شهرها با کارکرد منطقه اي ناقص از 277 تا 379 امتیاز.
-4 مراکز دپارتمانی از 220 تا 276 امتیاز. (این گروه خود به سه زیر گروه تقسیم میشود که به مراتب شهر- روستا تقسیم میشود.
ب - سیاست احداث شهرها جدید :
علاوه بر سیاست متروپل های تعدیل کننده در دورا ن برنامه چهارم (1965 – 1962 ) رشد سریع شهر موجب شد که سیاست شهرهای جدید در دوران پنجم (1970 – 1966 ) مطرح شود.
سیاست احداث شهرهای جدید در سال 1965 بیشتر اثربحران مسکن آن سالها و چشم انداز جمعیت شهری بود.
سیاست شهرهای جدید ابزار خوبی برای مدیریت فضا بود.شهرهای جدید این امکان را فراهم آورد که شهرهای بزرگ به صورت ( لکه روغن ) پخش نشوند و ضمن حفظ وحدت بازار کار در مجموعه شهری، فاصله ای میان بافت قدیم و جدید ایجاد شود.
لازمه ی موفقیت این برنامه توسعه چشمگیر شبکه ترابری میان مراکز قدیمی و شهرهای جدید بود.شبکه سریع منطقه ای معروف به RER در منطقه پاریس و مترو در برخی نقاط دیگر مانند شهر لیل از مصادیق شبکه ترابری هستند.
دیگر سیاستهای شهری آمایش سرزمین در فرانسه
از دیگر سیاستهای شهری آمایش سرزمین در فرانسه علاوه بر سیاست متروپل های تعادل و شهرهای جدید می توان موارد ذیل را نام برد.
1- سیاست شهرهای میانه
2- سیاست شهرهای کوچک و بلوک ها
3- سیاست نواحی حساس و باز پویا سازی شهری
4- پیراشهرنشینی
آینده نگري درباره فرانسه در سال 2020
می دانیم آمایش سرزمین آینده نگری جغرافیایی است و هدف تنها تجسم آینده نیست بلکه در عین حال شکل دادن به آینده و تعریف مسیراقدامهای دولت نیز است.
یعنی هدف تنها معطوف به ترسیم آینده های ممکن نیست بلکه معنا دادن به آن و بسیج نیروها هم هست.
داتار در تهیه طرح آمایش سرزمین فرانسه برای افق 2020 بحث هایی را در 3 مرحله عنوان کرده است:
1- در مرحله نخست « نقاط تنش » مهم آینده بر شمرده می شود.
2- سپس فرصت ها و تهدید های سرزمینی تشریح می شود.
3- سرانجام چهار سناریوی اکتشافی متضاد، که هریک تصویری از آینده است ارائه و یکی از آنها که از نظر داتار سناریوی مطلوبی است، پیشنهاد می شود.
بدین طریق ار طریق بررسی گرایش ها، تهدید ها، فرصت ها و گسست هایی که از هم اکنون خطوط اصلی آنها قابل تمیز است، می توان چالشهایی را که طی دو دهه آینده در برابر آمایش سرزمین قرار دارد تشخیص داد.
طرحهای کالبدی / فضایی (آمایش سرزمین ) در هندوستان و چین
در بسیاری کشورهای آسیایی برنامه ریزی سرزمیین تنها از نوع برنامه ریزی های توسعه ی اقتصادی و اجتماعی است.
در کشور چین موضوع برنامه ریزی سرزمینی امر جدیدی است و از دهه 1980 به بعد مرسوم شده است.و موضوع آن استفاده کارآمد از منابع طبیعی و انسانی است.
چكيده اي در خصوص برنامه ريزي آمايش در دانمارك
آمايش سرزمین در دانمارک در چهار سطح ملي، منطقه اي، شهري و محلي انجام می شود.و عمدتاً آمايش كل سرزمين را با نگاه اقتصادي، اجتماعي و جغرافيايي تدوين نموده و با تفكيك آن براي زيربخشهاي اقتصادي انجام شده
است.
در سند آمایش سرزمین دانمارک، راهبردهاي برنامه ريزي شهري شامل موارد زير عنوان گرديده است.
-1 ارزيابي از ميزان توسعه شهري
-2 ارزيابي وضعيت اجراي آخرين برنامه تدوين شده
-3 راهبردهاي توسعه با در نظر گرفتن چشم انداز توسعه و فعاليتهاي اولويت دار
-4 تصميماتي براي آن دسته از برنامه هاي توسعه اي كه نياز به بازنگري دارند.
مهمترين برنامه عمومي آمايشي تدوين شد ه براي برنامه ريزي محلي را مي توان در انتقال مناطق روستايي شامل "Arhus" به مناطق شهري عنوان نمود . نمونه اي از راهبردهاي اشاره شده در سند آمایش سرزمین براي شهر موارد زير است :
- برنامه اي براي بازسازي مناطق بندري نزديك شهر
- برنامه اي براي بازسازي راه آهن باري
- برنامه براي بازسازي بخشهاي جديد نزديك به شهر
- برنامه براي برقراري اصولي براي بلندمرتبه سازي
- برنامه جامع كلي نگر براي مناطق جديد با رشد شهري
- بررسي آلترناتيوهايي براي كاهش آلودگيهاي صوتي
آمایش سرزمین در کشورهای اسکاندیناوی
این کشورها که شامل دانمارک ، سوئد، فنلاند و نروژ می باشند.در این کشورها مسئولیت اجرای برنامه ریزی فضایی بر عهده شهرداری ها است.و در اموری که از نظر ملی اهمیت دارند ( مانند کاربری زمین ، شبکه های ترابری و انرژی، میراث فرهنگی و طبیعی، پایداری اکولوژیکی،سوانح زیست محیطی) بر عهده وزارت محیط زیست و انرژی می باشد.
از ویژگیهای مهم برنامه ریزی فضایی در این کشورها ( بطو کلی کشورهای اروپایی ) الزام قانونی برای ارزیابی اثر زیست محیطی ( EIA) و ارزیابی اثر استراتژیک ( SIA) است.
بطور عمده اهداف آمایش سرزمین در این کشورها را مي توان در موارد زير خلاصه نمود
-1 بهبود توسعه فضايي پايدار و متوازن در مناطق مرزي
-2 هماهنگ سازي سطوح مختلف قدرتي (ايالتي، منطقه اي و شهري( در کشور هاي همسايه بمنظور توسعه
كسب و كار منطقه اي، حمل و نقل و محيط زيست.
-3 اطمينان از هماهنگي و انطباق ابتكارات و فعاليتهاي كشورهاي اسكانديناوي با سياستهاي زيست محيطي و حمل
و نقل، همچنين سياستهاي ساختاري اتحاديه اروپا و چشم انداز و سياستهاي كشورهاي حوزه دریای بالتیک
(VASAB)
کشورهای با آمایش سرزمین به روش انگلو ساکسون
از جمله این کشورها می توان به آلمان ، هلند ، کانادا، آمریکا، استرالیا ، کره، ژاپن و ایران اشاره نمود.
آمایش سرزمین در جمهوری فدرال آلمان
از ویژگی های برنامه ریزی کالبدی در آلمان، که حسب مورد برنامه ربزی سرزمینی ، آمایش سرزمین و برنامه ریزی لاند یا ایالتی نامیده می شود، سابقه زیاد آن است.
در این کشور پیدایش آمایش سرزمین واکنشی در برابر توسعه ی مهار نشده ی شهرها بر اثر رشد صنعتی و مهاجرت روستائیان به شهرها بود.
این واکنش ابتدا در مورد برلین که پایتخت بود و منطقه زغال سنگ رور که روستاها و شهرهای آن به علت گسترش معادن و صنایع سنگین توسعه یافته و به زنجیره ای پیوسته از مجموعه های شهری مدل شده بود پدیدار گشت.
پیدایش آمایش یرزمین با درک فیزیکی از آن، از همین سال است (1920 – 1911 )
در سال 1935 دفتر آمایش سرزمین امپراتوری تاسیس شد. این دفتر برنامه ای برای سراسر آلمان تهیه کرد.
نظام جدید برنامه ریزی فضایی بعد از خاتمه جنگ یعنی از سال 1945 در جمهوری فدرال آلمان (المان غربی ) برقرار شد. در سال 1955 کمیته بین وزارتخانه ای آمایش سرزمین تاسیس شد.
در سال 1957 با امضای قراردادی میان فدراسیون و لاندها « کنفرانس آمایش سرزمین » به راه افتاد.
سرانجام در سال 1965 قانون فدرال آمایش سرزمین و برنامه ریزی لاندها، اصولی را هم در مورد اقدامهای دولت و هم اقدامهای لاندها تعریف کرد. از جمله این قانون همه ی لاندها (ایالتها ) را مکلف به تهیه ی برنامه های آمایش سرزمین و مشارکت دادن مقامات محلی در تهیه ی برنامه های منطقه ای می کرد.
همچنین در این قانون کنفرانس آمایش سرزمین به « کنفرانس دائمی وزرای آمایش سرزمین ایالتها » مبدل شد.
اهداف آمايش سرزمين در آلمان
سند آمایش سرزمین در آمان در دو بخش تهيه و تنظيم گرديده است . در بخش اول (توسعه آمايش ) به مواردي چون ساختار آمايش سرزمين (گروه بندي فضايي ، ساختار بهره برداري از زمين و ارتباطات داخلی) مشکلات
منطقه اي (ساختار اقتصادي و اجتماعي، مسكن و زيرساختار ( و روند توسعه آينده آمايش سرزمين(سيستمهاي شهري و روستايي ( اشاره شده و بخش دوم، شامل همكاريهاي برنامه ريزي آمايش با اتحاديه اروپا و چشم انداز برنامه ريزي آمايش (كاهش مضا عف ناهمگوني آمايش، بهبود عملكرد شهري، بهبود فرصتهاي زندگي در مناطق روستايي، توسعه زيرساختها، افزايش همكاري با مجامع اروپا) مي باشد.
سند مذكوركه سه هدف عمده پايداري، برابري و نيرومندسازي نواحي مختلف را دنبال مي نمايد، براساس وجود اقوام و تيره هاي مختلف) مهاجر( در كشور آلمان، باعث بوجود آمدن ناهمگونيهاي آمايشي در اين كشور شده است لذا از سياستهاي آمايشي آلمان مي توان به انجام عملياتي در خصوص كاهش اين نوع همگونيها اشاره نمود.
از سوي ديگر هدف اصلي و غايي سياستهاي آمايشي سرزمين در آلمان، جذاب نگهداشتن كل كشور براي كار، داد و ستد و زندگي است و براين اساس استراتژيها و معيارهاي دستيابي به اين هدف در موارد پنجگانه ذيل دنبال مي شود:
الف- حفاظت از محيط زيست و استفاده بهينه از زمين
ب- كاهش فشار ترافيك ارتباطي
ج- جلوگيري از افزايش حاشيه نشيني در شهرها
د- ارتقاء شبكه هاي شهري
ه- تقويت موارد حياتي در مناطق شهري
ویژگیهای آمایش سرزمین در آلمان فدرال
1 – غیر متمرکز بودن سیاست آمایش ( بیشتر در اختیار ایالت ها یا لاند هاست )
2 – قدمت زیاد آن از سالهای 1930 به بعد
3 – سرآغاز آمایش سرزمین تسری مفاهیم شهر سازی به برنامه ریزی در مقیاس منطقه ای است
4 – مساله اصلی آمایش سرزمین چگونگی کاربری زمین ها و حفظ محیط زیست است
نهادهاي آمایش سرزمین در آلمان
1 - نهادهاي فدراسیون
در سطح دولت فدرال مسئولیت کلی آمایش سرزمین با (وزارت فدرال ترابري، ساختمان و مسکن ) است و در درون آن با مدیریت (آمایش سرزمین و شهرسازي ) است
2 - نهادهاي مشترك فدراسیون و لاندها
مهمترین نهاد مشترك فدراسیون و لاندها کنفرانس وزراي آمایش سرزمین است
3 - نهادهاي لاندها
حوزه صلاحیت لاند در برنامه ریزی فضایی برای سرزمین لاند متجلی است.
در بعضی ازلاندها وزارت آمایش سرزمین تاسیس شده است و در بعضی از لاندها این وظیفه بعهده ی وزارتخانه ی دیگری مثلاً وزارت کشور یا بعهده ی وزیری که رئیس لاند هم هست گذاشته می شود.
سرچشمه ی جهت گیری ها و هدف های کلی آمایش سرزمین در آلمان
الف – قانون اساسی
اصول مرتبط با آمایش سرزمین در قانون اساسی موارد زیر است :
1 – اصل شکوفایی آزاد شخصیت در اجتماع
2 – اصل دولت اجتماعی به معنای برقرار کننده ی تعادل و توازن اجتماعی
3 – اصل همگنی وضع زندگی
4 – حق انتخا ب آزاد شغل، محل اشتغال و محل آموزش
5 – حفاظت محیط زیست
ب – اتحادیه اروپا
هدف های اروپایی اثر بسیار موثری بر آرمان های آمایش سرزمین دارد.سیاست کلی منطقه ای اتحادیه اروپا را می توان « سیاست تصحیح و تعدیل عدم تعادل ها » دانست.
از تحولات بسیار مهم در بینش آمایش سرزمین و برنامه ریزی منطقه ای در آلمان و بطور کلی در اروپا پیدایش فکر « مناطق اروپایی Euro.regions » است.
آلمان در پنج برنامۀ INTERREG II C حضور فعال دارد که عبارتند از:
1 - منطقۀ دریاي بالتیک
2 - منطقۀ دریاي شمال
3 - منطقۀ اروپاي مرکزي و جنوب شرقی (CADSES)
4 - منطقۀ مجموعه شهرهاي اروپای شمال غربی
5 – منطقه پیشگیری از سیل راین / موز (Rhine/Meuse)
اصول آمایش سرزمین در کشور آلمان
1 - باید در سراسر سرزمین جمهوري فدرال آلمان نظام متوازن سکونتگاهها و فضاهاي باز استقرار یابد و تدابیري اتخاذ شود تا در نواحی ساخته شده و ساخته نشده اکوسیستم فعال به جاي ماند و کوشش شود تا در نواحی گوناگون وضع اقتصادي، زیر ساختی، اجتماعی، زیست محیطی و فرهنگی متوازن باشد.
-2 باید ساختار غیر متمرکز سکونت در سرزمین با شمار زیاد مراکز و مناطق شهري کارآمد، حفظ؛ فعالیتهاي ساختمانی در آن دسته از نواحی تمرکز یابند که به ایجاد نظام کارآمد مکانهاي شود مرکزي کمک میکنند؛ در ساخت و سازها به استفادة دوباره از نواحی مخروبه و رها شده نسبت به فضاهاي باز اولویت داده شود.
-3 نظام گستردة فضاهاي باز باید به جاي مانده و بهبود یابد. فضاهاي باز براي کاربري مولد زمین، تعادل منابع آب، گیاه و آب و هوا حفظ یا احیا شوند؛ استفادة اقتصادي و اجتماعی از فضاهاي باز با توجه به کارکرد اکولوژیکی آنها
صورت گیرد.
-4 زیرساختها باید با نظام استقرار سکونتگاهها و فضاهاي باز هماهنگ گردد؛ براي جمعیت محلی زیرساختهاي فنی شامل خدمات عمومی (آب، برق و گاز و دفع زباله) فراهم شود و زیرساختهاي اجتماعی در درجۀ اول در مکانهاي مرکزي تمرکز یابد.
-5 مجموعه هاي شهري باید مراکز سکونت، تولید و خدمات تلقی شوند؛ سکونتگاهها با توجه به هدف ایجاد نظام هماهنگ ترابري و فضاهاي باز توسعه یابند؛ کمربندهاي سبز حفظ شده به اجزاي شبکۀ فضاهاي باز مبدل شوند.
-6 نواحی روستایی باید به صورت مراکز سکونتی و اقتصادي مستقل توسعه یابند؛ مکانهاي مرکزي نواحی روستایی در اجراي کارکرد خود به عنوان پیشگامان توسعه، حمایت شوند و کارکردهاي اکولوژیکی روستاها نیز با توجه به اهمیتی که براي سراسر سرزمین دارند، حفظ شوند.
-7 در آن دسته از نواحی که سطح زندگی نسبت به متوسط فدرال پایین تر است یا در معرض خطر عقب ماندگی قرار دارند. باید اولویت به بهبود پیش نیازهاي توسعه داده شود؛ این امر از جمله مواردي است که شامل آموزش کافی و با کیفیت بالا و فرصتهاي شغلی و بهبود وضع زیست محیطی و تسهیلات زیر ساختی میشود.
باید براي حمایت، حفاظت و توسعۀ محیط طبیعی و چشم اندازها شامل سطوح آبی و جنگلها، با توجه به نیازهاي شبکۀ بیوتوپ تدابیر لازم اندیشیده شود؛ منابع طبیعی، به ویژه آب و خاك، با صرفه جویی و دقت مصرف شوند.
منابع آب زیرزمینی باید حفاظت شود. هر نوع آسیب به محیط زیست جبران شود؛ از بروز خطر سیل در سواحل و نواحی داخلی عمدتاً با حفاظت و احیاي مراتع پیشگیري شود. همچنین مردم در برابر آلودگی صدا و هوا حفاظت شوند
-9 باید ساختار متوازن اقتصادي و در بلند مدت رقابتی و حامل فرصتهاي متنوع و کافی اشتغال و آموزش، ایجاد شود. تا جایی که لازم باشد، زمینهاي وسیع براي ارتقاء موقعیت نواحی گوناگون از نظر توسعۀ اقتصادي، ذخیره شده تسهیلات زیرساختی مرتبط با صنعت گسترش یابد و از این رهگذر بر جاذبۀ نواحی افزوده شود.
-10 برخی از زمینها نیز باید براي توسعۀ بخش کشاورزي به عنوان بخشی کارآمد و رقابتی اقتصاد بر پایۀ مزارع خانوادگی ذخیره و حفاظت شود تا این بخش بتواند در حفاظت از منابع طبیعی و حراست و شکل دادن به محیط طبیعی و روستایی با بخش کارآمد و پایدار جنگل، همگام شود.
-11 نیازهاي جمعیت به مسکن باید پیشبینی شود و مراقبت شود که کمونها در بخش مسکن مستقل باشند.
-12 باید دسترسی آسان میان همۀ مناطق براي ترابري مسافر و کالا فراهم شود؛ پیش نیازهاي انتقال ترافیک به وسایلی که مانند راههاي ریلی و آبی داخلی با معیارهاي زیست محیطی سازگارترند، به ویژه در کوریدورهاي با ترافیک سنگین آماده شوند.
-13 باید روابط تاریخی و فرهنگی و وابستگیهاي منطقهاي حفظ شود و ویژگیهاي خاص و آثار فرهنگی و طبیعی بیانگر چشمانداز فرهنگی حفاظت شوند.
. -14 باید مناطق و مکانهاي مناسب براي گذران اوقات فراغت در بیرون از شهرها و نیز براي فعالیتهاي تفریحی و ورزشی در نظر گرفته شود.
-15 زمینهاي لازم براي دفاع نظامی و غیر نظامی پیشبینی شود.
آمایش سرزمین درهلند
هلند از پیشگامان اجرای برنامه ی همه جانبه و تمرکز یافته آمایش سرزمین در جهان با هماهنگی 4 پارامتر زیر است.
1 – توان اکولوژیکی
2 – تکنولوژی
3 – نیروی انسانی
4 – منابع مالی
در این کشور تمامی مراحل آمایش سرزمین انجام شده است.یعنی به طور دقیق می دانند که توان بخش های مختلف سرزمین آنها برای استفاده های مختلف انسان و توسعه چگونه است.و جمع آوری اطلاعات موجود سرزمین و برنامه ریزی برای اجرای پروژه های سرزمین در این کشور تا حد کامپیوتری کردن جمع آوری،جمع بندی و تجزیه و تحلیل و اندوختن اطلاعات و نقشه ها پیش رفته است .
طرح ریزی کالبدی (یا فضایی یا آمایش سرزمین ) در هلند هم در سه سطح ملی، منطقه ای و محلی انجام می گیرد.
طرح ها هم بصورت عمودی میان سه سطح حکومتی (1 – دولت ملی 2 – حکومت استانی 3 – شهرداری ) و هم بصورت افقی میان وزارتخانه ها و سازمان های هم عرض در هر یک از سطوح سه گانه هماهنگ می شوند.
ابزارهای آمایش سرزمین در هلند
ابزارهای اجرای آمایش سرزمین در هلند گزارش ها و نقشه های سیاست های ملی، برنامه های منطقه ای، طرحهای ساختاری و طرحهای تفصیلی (یا طرحهای تخصیص زمین ها) است.
طرح تخصیص زمین ها (طرح تفصیلی ) عبارت است از :
1 - یک یا چند نقشه و لژاند آن که اختصاص زمین ها را به کاربری های گوناگون برای مثال مسکن، بازرگانی، صنعت، کشاورزی، تفریحات، آمدو شد و ... نشان می دهد.
2 - مقررات استفاده از زمین ها و احداث بنا در هر یک از تخصیص ها
3 - اطلاعاتی درباره اصولی که مبنای تهیه طرح بوده است.
آمایش سرزمین در کانادا و ایالات متحده
در کشورهای بزرگ آمریکای شمالی، یعنی در ایالات متحده و ... خبری از برنامه ریزی فضایی در سطح ملی نداریم. بدلیل وسعت این کشورها و نیز ساختار حکومتی فدراتیو آنها.
البته در کانادا دولت مرکزی نقش نسبتاً زیادی در برنامه ریزی فضایی دارد.از جمله دخالت دولت فدرال در زمینه هایی چون کنترل محیط زیست، سواحل دریاها، ترابری سراسری، فرودگاهها، توسعه اقتصادی منطقه ای و مانند اینها چشمگیر است.
آمایش سزمین در این کشورها همه جانبه و تمرکز یافته بوده و با توجه وبا هماهنگی 4 پارامتر زیر است.
1 – توان اکولوژیکی
2 – تکنولوژی
3 – نیروی انسانی
4 – منابع مالی
این کشورها در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 اقدام به تاسیس دفتر آمایش سرزمین کرده و تمامی مراحل آن را گذرانده اند.
البته در بعضی از مراحل آمایش تفاوتهایی با هم دارند.
مثلاً برای تجزیه و تحلیل و جمع بندی داده ها روشهای متنوعی ابداع شده که به خاطر تفاوتهای کمی و کیفی پارامترهای انتخاب شده برای گروه بندی آنان در واحدها می باشد. همانند :
Land system . نام واحد سیمایی است که در بسیاری از روشها کابرد دارداین روشها عارتند از:
1 – در روش طبقه بندی و ارزیابی برای آمایش سرزمین کانادا لندسیستم عبارت از واحدی است که شکل زمین و خاک همگنی داشته، تیپ گیاهی ویژه ای روی آن رشد می کند ( باژراک 1973)
2- در روش بکار به کار رفته در ارزیابی ایالات متحده آمریکا لندسیستم عبارت از یک واحد فیزیوگرافی است که زیستگاههای مشخصی دارد(شوارتز و دیگران 1976)
3 - در پژوهشهای مربوط به آمایش سرزمین در استرالیا، لاند سیستم بزرگترین واحد سرزمین است که پس از آن لند یونیت و ایستگاه قرار دارد.
واحد شکل زمین
واحدی از سرزمین است که بر اساس توپوگرافی (مثلاً روش مرسوم در استرالیا )و یا بر اساس تغییرات زمین شناسی (مثلاً روش مرسوم در ایالات متحده آمریکا) انتخاب می شود.
در روش توپوگرافی،واحد شکل زمین ر حسب درصد شیب، جهت جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا، هیدروگرافی، خطوط یالها و برآمدگیها و پارامترهای مربوط به شکل ظاهری زمین انتخاب می شود.
در روش زمین شناسی: واحدها بر اساس تغییرات زمین شناسی انتخاب شده و در این رابطه واحدها شاخص وضعیتهای زمین شناسی هستند،مثل ناحیه تپه ماسه ای،نهشتهای ساحلی،نهشتهای آتشفشانی و تراس آبرفتی
طرحهای کالبدی / فضایی (آمایش سرزمین ) درژاپن
در ژاپن طرح توسعه فیزیکی کشور – معمولاً بلند مدت بیست ساله – که رسماً « برنامه جامع توسعه ی ملی » نامیده می شود با برنامه ریزی اقتصادی که معمولاً پنج ساله و حداکثر دهساله است فرق دارد.هدف از اجرای طرحهای توسعه ی کالبدی حفظ توازن میان فعالیتهای فزاینده اقتصادی از سویی و عوامل اجتماعی و فرهنگی، ازسوی دیگر است .ابزارهای اجرای برنامه های فضایی، سرمایه گذاریهای دولتی و برنامه ریزی کاربری زمین است.
طرحهای کالبدی / فضایی (آمایش سرزمین ) درکره
کره از معدود کشورهای آسیایی است که از سال ها پیش، یعنی از سال 1972 به بعد اقدام به تهیه چندین طرح کالبدی / جامع سرزمین کرده و آنها را به موقع اجرا گذاشته است.از عوامل توجه به طرح های جامع سرزمین در این شبه جزیره محدودیت زمین است.
کنترل مدیریت و استفاده ی درست از این منابع محدود با برقراری سیستم منطقه بند (zoning ) میسر شده است.
در این زمینه سراسر کشور به کاربری هایی چند تقسیم شده که عبارتند از: مناطق شهری ، مناطق اسکان روستایی، مناطق کشاورزی، مناطق حفاظت جنگلها، مناطق صنعتی، مناطق حفاظت محیط طبیعی، مناطق توسعه و سرانجام مناطق ذخیره .
تهیه ی طرحهای سرزمینی مسئولیت وزارت ساختمان و ترابری (MOCT ) است.اما نهاد دیگری به نام موسسه ی کره ای پژوهش در سکونتگاه های انسانی (KRIHS ) هم در تهیه طرحهای ازاین دست نقش اساسی دارد.
آمایش سرزمین در ایران
سير تكوين آمايش سرزمين از ابتدا تاكنون
برنامه آمايش سرزمين در ايران با انتشار گزارشها و نقشه هاي مرحله پايه آمايش سرزمين از سال 1355 آغاز و دفتر آمايش سازمان برنامه و بودجه پس از پيروزي انقلاب و در سالهاي 1362 و 1364 آن را به هنگام و اسلامي نمود و در 5 جلد حاوي گزارشها و نقشه هاي وضع موج ود و خط مشي آينده براي افق 1381منتشر نمود.
در همان سال مرحله دوم آمايش سرزمين توسط دفتر آمايش سازمان برنام ه و بودجه آغاز و تهيه طرح آمايش مناطق با روش مكتب اروپايي كه تنها برحسب اطلاعات اقتصادي و اجتماعي بود، دنبال گرديد. در حاليكه اين روش در طي سالهاي 1364 – 1355 در جهان منسوخ و روش جديدي تحت عنوان مكتب انگلوساكسون كه برنامه ريزي آن برحسب آميخته اطلاعات اكولوژيكي، اقتصادي و اجتماعي است، جايگزين مكتب اروپايي گرديد.
دانشگاه تهران در سالهاي 1363 و 1367 با روش جديد انگلوساكسون آمايش سرزمين دشت سيستان را به پا يان رسانيد ، به نحويكه نتايج بررسي دانشگاه تهران نشان داد ، طرح توسعه محور شرق كه تحت عنوان طرح آمايش مناطق توسط دفتر آمايش سازمان برنامه و بودجه پي ريزي شده است (به واسطه آن كه توانهاي طبيعي را ناديده گرفته بود ) چقدر با واقعيت فاصله دارد . يافته هاي دانشگاه تهران در هيأت دولت وقت مطرح و به پيشنهاد دانشگاه تهران ايجاد سازمان عمران سيستان به تصويب هيأت دولت رسيد . در سال 1369 وزارت مسكن و شهرسازي نیز بخاطر نتايج مطلوب روش انگلوسا كسون طرح ريزي كالبد در گيلان و مازندران را با اين روش و با همكاري دانشگاه تهران آغاز نمود.
دفتر مهندسي و مطالعات سازمان جنگلها و مراتع كشور در سال 1369 و دفتر طرح و برنامه معاونت آبخيزداري وزارت جهاد سازندگي در سال 1376 طرحهاي مشابهي را به واسطه ياري رساني به طرح آمايش مناطق كشور ولي با عنوانهاي متفاوت (اخيراً با GIS) آغاز نمود و بر همين اساس گزارشات و مطالعات متعددي توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور مدون گرديد كه اهم آن بشرح ذيل تبيين مي گردد.
الف- بررسي مطالعات انجام شده در سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور در زمينه آمايش سرزمين
الف- 1- جهت گيريهاي آمايش ملي
اين گزارش كه اكنون در دو بخش و دو پيوست و مجموعه نقشه هاي مربوطه ارايه شده، ماحصل بيش از پنج سال مطالعه و دهها جلد گزارش مدون است.
در بخش اول گزارش، ضمن مروري بر سوابق مطالعات آمايش سرزمين در ايران به ضرورتهاي تهيه و اجراي برنامه هاي آمايشي پرداخته و ضمن معرفي جايگاه آمايش سرزمين در نظام برنامه ريزي كشور، مروري بر اصلي ترين جهت گيري هاي توسعه بلندمدت كشور منتج از مطالعات مرحله اول اين دوره يعني نظريه پايه توسعه ملي نموده است. همچنين ضمن برشماري ويژگيهاي مرحله جمع بندي مطالعات آمايش به جايگاه و نحوه ارتباط سند حاضر با مجموعه اسناد م لي توسعه بخش ها و اسناد ملي توسعه استان هاي كشور اشاره داشته است
در بخش دوم گزارش، اصلي ترين جهت گيري هاي آمايشي در سه حيطه انسا ن، فضا و فعاليتهاي انسان در فضاي ملي طرح گرديد، و بازتاب كلان جهت گيري هاي فوق بر بارگذاري جمعيت و فعاليت در استانها و مناطق مختلف كشور مورد استنتاج قرار گرفت.
در پيوست اول گزارش ، راهبردهاي بخشي شامل راهبردهاي بلندمدت توسعه و راهبردهاي سازماندهي فضايي هريك از بخشهاي اقتصادي - اجتماعي و در پيوست دوم برشهاي استاني مجموعه هماهنگ شده راهبردهاي ملي و بخشي در قالب بخشهاي اولويت دار و مح وري در توسعه استان، راهبردهاي بخشي در استان و پيش بيني تحولات كلان اشتغال و جمعيت در هريك از استانهاي كشور ارايه شده است.
مجموعه نقشه هاي مطالعات نيز شامل 16 نقشه بخشي، نقشه سازمان فضايي كشور در افق 1400 و نقشه هاي سازمان فضايي 28 استان كشور به صورت مجلد جداگانه ارايه شده است.
الف- 2- گزارش نظريه پايه توسعه ملي و جه تگيريهاي بلندمدت آمايش سرزمين
اين گزارش به بررسي زمينه هاي تدوين نظريه پايه توسعه از طريق بررسي آينده نگري، تحليل وضعيت منطقه اي كشور، ساختار فرهنگي هويت ملي، امكانات و قابليتها، موانع و محدودي تهاي سرزمين و تحليل وضع موجود آمايش سرزمين مي پردازد . در بخش اول گزارش ضمن مطالعه آينده نگري از طريق بررسي چهار متغير آينده شناسي، ديدگاه جهاني، جهاني شدن و مطالعه سناريوهاي آينده ، چشم اندازي از تقسيم قدرت در جهان، قطب بنديها و مناسبات شمال – جنوب، بلوك بنديهاي منطقه اي و جريان مبادله كالا و خدمات در آينده مي پردازد. در ادامه ت حليل وضعيت منطقه اي كشور و چشم انداز آينده منطقه از طريق مطالعه و بررسي قابليتهاي توسعه در كشورهاي پيرامون، تنگناهاي توسعه در كشورهاي پيرامون، تنشها و مسايل سياسي، ساختار اقتصادي، ظرفيت بالفعل اقتصادي و ظرفيتهاي اجتماعي توسعه مي پردازد.
در نهايت تحليل ژ ئوپليتيك و اختلافات سياسي منطقه اي با رويكرد آمايش سرزمين مورد تأكيد و بررسي قرار مي گيرد.
الف- 3- گزارش ساختار فرهنگي هويت ملي
اين گزارش به بررسي تنوع قومي ايران و همسايگا ن به تفكيك فار س، آذري، ترك، تركمن ، كرد، عرب، لر، گيلك و مازندراني، بلوچ و افغان مي پردازد.
الف- 4- مطالعه امكانات و قابلي تها، موانع و محدودي تهاي سرزمين
در اين گزارش براساس تقسيمات مختلفي ، سرزمين ايران مورد مطالعه قرار گرفته است كه در ذيل خلاصه اي از آن آورده مي شود.
- از نظر تقسيمات سياسي ، و اداري كشور ايران داراي 28 استان، بيش از 255 شهرستان، 660 بخش و 2200 دهستان مي باشد. براساس سرشماري عمومي مسكن سال 1375 جمعاً كشور بخش داراي 612 نقطه شهري مي باشد.
- از نظر اقليمي ايران براساس آمار سالهاي 1343 تا 1363 به چهار منطقه فراسرد، سرد، معتدل و گرم تقسيم گرديده و از نظر رطوبت، توزيع جغرافيايي بارندگي، دما و تبخير نيز تقسيمات در جداول جداگانه آورده شده است . همچنين در بخش ديگري از اين تحقيق از نظر ارتفاع سطح دريا، پوشش گياهي اعم از جنگل و مرتع و پهنه بندي خطر زمين لرزه نقشه هاي تحليلي موجود مي باشد.
- جمعيتي: از نظر جمعيتي برحسب تراكم نسبي و جمعيت شهري و روستايي و تراكم نسبي جمعيت برحسب نفر در كيلومتر مربع بررسيهاي لازم بعمل آمده، و رشد جمعيت استانها بر اساس آمار سال 1365 تا 1375 براساس نرخ رشد سالانه جمعيت از نظر شهري و روستايي مورد مطا لعه قرار گرفته است و استانهاي كشور بر حسب مهاجر فرست و مهاجرپذير و نرخ بيكاري توزيع فضاي نقاط شهري طبقه بندي شده است.
- كشاورزي و صنعتي: در اين قسمت به موارد زير پرداخته شده است :
ü كاربري اراضي، سدهاي مخزني
ü تراكم و ميزان اراضي زيركشت استانها و ميزان پراكندگي توليد غلات
ü ميزان و پراكندگي توليد نباتات علوفه اي و محصولات باغي
ü ميزان پراكندگي توليد نباتات صنعتي
ü تراكم نسبي شاغلان كشاورزي
ü سطح بندي مراكز صنعتي (براساس تعداد كاركنان و ارزش افزوده و سنتر وضع موجود )
ü سطح بندي ميادين معدني از نظر ذخاير و استخراج
ü پراكندگي كانسارهاي معدني
ü تراكم نسبي شاغلان صنايع و معادن در محدوده شهرستان
ü توزيع فضاي سطوح بيمارستاني و دانشجويي
ü پراكندگي و ظرفيت سيلوها و سردخانه ها
ü سطح بندي سلسله مراتب خدماتي شهرهاي بالاي 100 هزار نفر
ü شبكه راههاي زميني، فرودگاهها و بنادر
ü پالايشگاهها و شبك ه انتقال نفت و گاز، نيروگاهها و شبكه خطوط انتقال برق
ü سرمايه گذاري هاي صنعتي و ميزان دسترسي به امكانات خدماتي
ü عدم تعادل بين دو نيمه غربي شمالي و شرقي جنوبي
الف- 5- جهت گيري هاي نظريه پايه توسعه ملي ( برداشت مقدماتي )
در اين مطالعه ابتدا اجزاء اصلي نظريه پايه توسعه ملي مورد اشاره قرار گرفته كه عبارتنداز:
- نقش و جايگاه بين المللي كشور
- برونگرايي و دورنگرايي
- جهت گيري هاي اقتصادي
- الگوي توسعه بر محور بخش خاص با توسعه در چند بخش مختلط
- جهت گيري هاي فرهنگي
- سنت گرايي و تجددگرايي
- جهت گيري هاي مديريت توسعه
- تمركز يا عدم تمركز
در قسمت بعد ، موقعيت منطقه اي، منابع انرژي ، منابع انساني و ذخاير معدني مورد بررسي قرار گرفته و همچنين به انواع روابط امكان پذير در همكاريهاي اقتصادي، صادراتي و تأمين نيازهاي متقابل كشورها اشاره شده است . در بخش ديگري از اين مطالعه سه سناريو ، مورد بررسي قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف هر سناريو مشخص شده است.
-1 محوريت يك اتحاديه اقتصادي منطقه اي: در اين سناريو يك وابستگي متقابل بين كشور و منطقه ايجاد مي شود.
-2 كارگذاري توسعه كشورهاي منطقه اي: در اين روش وابستگي منطقه به ايران جهت و شدت پيدا مي كند.
-3 استفاده از فرصتهاي منطقه اي: اين سناريو زمينه هايي از وابستگي به شرايط اقتصادي منطقه را در درون خود دارد.
در پايان اين قسمت ، راهكارهاي اساسي زير پس از نتيجه گيري از نظريه پايه توسعه ملي پيشنهاد گرديد كه عبارتند از:
- صنعتي شدن
- توسعه بخش خصوصي
- يكپارچه سازي اقتصاد ملي
- سازمانهاي توسعه منطقه اي
- پيشبرد هويت منطقه اي
- مديريت غيرمتمركز
- سازماندهي نظام اجتماعي مبتني بر توسعه سياسي و مشاركت
در انتهاي مطالعه خطوط كلي طرح پايه آمايش سرزمين بدين شرح ذكر گرديده:
- ايران و نقش آن در مناسبات منطقه اي
- كارايي اقتصادي و صرفه جويي در سرمايه گذاري
- مزيت هاي جغرافيايي سواحل جنوبي كشور و شرايط فعلي
فرایند آمایش سرزمین در ایران
بطور کلی فرایند آمایش سرزمین در ایران شامل سه مرحله است (دفتر برنامه ریزي منطقه ای 1364)
مرحله اول : تهیه طرح پایه آمایش سرزمین :
این طرح به منزله پایه اي است براي اقدامات مربوط به آمایش سرزمین که طی آن فعالیتهاي موجود در چهار بخش کشاورزي، صنعت، بازرگانی و خدمات کشور شناسایی شده، خط مشی هاي آینده براي توسعه در این چهار بخش تا سال 1381 در چارچوب کلیات و اصول توسعه در فضاي ملی مشخص شده بود.
در حال حاضر دفتر آمایش موظف به تجدید نظر و به هنگام سازي مرحله اول آمایش سرزمین شده است.
مرحله دوم : تهیه طرح آمایش مناطق :
شامل شناسایی و ارزیابی توان اکولوژیکی و اقتصادي - اجتماعی سرزمینها در مناطق و تهیه طرح آمایش مناطق براساس چارچوب طرح شده در مرحله اول است. این طرح تصویري از قابلیت توسعه در بلندمدت میباشد و حاوي کلیه فعالیت هایی است که براي توسعه باید صورت پذیرد
مرحله سوم : تهیه برنامه هاي توسعه مناطق :
طرحهاي آمایش مناطق، فهرستی از فعالیت هایی را که براي توسعه مناطق ضرورت دارد ارائه می نمایند.
ضرورت برنامه ریزی آمایش سرزمین
1- شناخت سرزمین و حداکثر استفاده از توانایی های بالقوه مناطق در مورد منابع طبیعی و انسانی در جهت تحقق اهداف ملی
2- توزیع بهتر جمعیت برای منابع طبیعی و فعالیت های اقتصادی
3- تقسیم وظایف تخصصی و تعیین نقش و مسئولیت خاص هر یک از مناطق کشور در جهت تحقق اهداف توسعه ای ملی و منطقه ای و، در نتیجه، جلب مشارکت کلی مناطق مختلف برای تحقق اهداف
4- متخصص کردن مناطق در بعضی از فعالیت ها یا صنایع، و شکل دادن به مجموعه ای از مناطق دارای کارکرد های مکمل در جهت تامین اهداف کلی کشور
5- تنظیم استراتژی دراز مدت توسعه ملی از ابعاد مختلف، به ویژه استراتژی های توزیع فضایی جمعیت و فعالیت در گستره سرزمین
6- برقراری هماهنگی در برنامه ریزی های توسعه منطقه ای
7- برقراری هماهنگی بلند مدت در برنامه های میان مدت بخشی، ایجاد امکان برای تنظیم برنامه های بخشی منطقه ای و ایجاد پیوستگی و ارتباط منطقی بین طرح های عمرانی
لزوم توجه به محیط زیست و ضرورت بهره برداری بهینه از منابع طبیعی(وحیدی – 1373 )
چنانچه تا قبل از سالهای 1361 و 1362 تهیه و تدوین طرحهای استفاده از سرزمین در کشور ما بدون بکارگیری اصول آمایش سرزمین انجام می شد مثلاً:
طرح سد سازی لار در شمال شرقی تهران
از آنجائیکه این طرح توان اکولوژیکی منطقه مورد بررسی(رای سد سازی ) را ارزیابی نکرده بود در انتها به شکست انجامید.
طبق پیش بینی های عمل آمده قرار بود که پس از ساختن سد لار 18 متر مکعب در ثانیه برای شهر تهران آب شرب تامین شود. اما به دلیل آنکه سد در نزدیکی گسل پنهان و بر روی سنگ آهک آسماری بنا شده بود آب ذخیره شده در پشت دریاچه سد، نشت کرده، از دسترس خارج می شد.
در حالیکه اگر منابع فیزیکی وبیولوژیکی ( اکولوژیکی) منطقه اول شناسایی شده، سپس تجزیه و تحلیل و جمع بندی می گردید و در انتها برای سد سازی ارزیابی می شد.هرگز چنین شکستی که باعث هدر رفتن مقدار زیادی پول ، وقت و انرژی شده بروز نمی کرد.
در ایران مهمترین و وقت گیرترین فرایند آمایش
فرایند ارزیابی توان اکولوژیکی محیط زیست است که شامل سه مرحله اساسی زیر است:
اول – شناسایی منابع اکولوژیکی
دوم – تجزیه و تحلیل و جمع بندی داده ها
سوم – ارزیابی و طبقه بندی سرزمین